حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۳ ق.ظ حصار آسمان
گرگ هاری شده ام!

گرگ هاری شده ام!

گرگ هاری شده ام
هرزه پوی و دله دو
شب درین دشت زمستان زده ی بی همه چیز
می دوم ، برده ز هر باد گرو
چشمهایم چو دو کانون شرار
صف تاریکی شب را شکند
همه بی رحمی و فرمان فرار

گرگ هاری شده ام! خون مرا ، ظلمت زهر
کرده چون شعله ی چشم تو سیاه
تو چه آسوده و بی باک خرامی به برم
آه... ، می ترسم ، آه...

آه ، می ترسم از آن لحظه ی پر لذت و شوق
که تو خود را نگری
مانده نومید ز هر گونه دفاع
زیر چنگ خشن وحشی و خونخوار منی
پوپکم ! آهوکم!
چه نشستی غافل؟
کز گزندم نرهی ، گرچه پرستار منی!

پس ازین دره ی ژرف
جای خمیازه ی جادو شده ی غار سیاه
پشت آن قله ی پوشیده ز برف
نیست چیزی ، خبری
ور تو را گفتم چیز دگری هست ، نبود
جز فریب دگری.

من ازین غفلت معصوم تو ، ای شعله ی پاک
بیشتر سوزم و دندان به جگر می فشرم

منشین با من! ، با من منشین!
تو چه دانی که چه افسونگر و بی پا و سرم ؟

تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی ، چه نیازی ، چه غمی ست ؟
یا نگاه تو ، که پر عصمت و ناز
بر من افتد ، چه عذاب و ستمی ست؟

دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم

پوپکم ! آهوکم!
تا جنون فاصله ای نیست از اینجا که منم!

مگرم سوی تو راهی باشد
چون فروغ نگهت
ورنه دیگر به چه کار آیم من
بی تو ؟ چون مرده ی چشم سیهت

منشین اما با من ، منشین!
تکیه بر من مکن، ای پرده ی طناز حریر!
که شراری شده ام

پوپکم ! آهوکم!
گرگ هاری شده ام !

#مهدی_اخوان_ثالث

۲۴ آذر ۹۶ ، ۰۱:۰۳ ۱۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

زندگی درد قشنگیست به جز شبهایش
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد

یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد!

خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!

شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم، ولی
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد

اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد

"من از آن روز که در بند توام" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد


"علی صفری"


همچنین سایز استوری اون رو میتونین از این لینک ببینید

۲۱ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۲۲ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
من به آنها نزدیک خواهم بود

من به آنها نزدیک خواهم بود

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186 بقره)

و چون بندگان از دوری و نزدیکی من از تو پرسند، بدانند که #من_به_آنها_نزدیک_خواهم_بود.
هر که مرا خواند، دعای او را اجابت کنم. پس بایست دعوت مرا بپذیرند و به من بگروند باشد تا به سعادت راه یابند.

#قرآن_کریم
از #خدای_بخشاینده به #تو

همچنین از این آیه دو طرح دیگه هم طراحی کردیم میتونین اونها رو از لینکهای زیر ببینید

  1. طرح 2
  2. طرح 3
۲۱ آبان ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
نیازمندیم به عاشق بودنت

نیازمندیم به عاشق بودنت

نیازمندیم به یک نفر که
" تو " باشی!
که خودت باشی!
" خودت "
با همان خیال ها و خواب های خوشت !
نیازمندیم به بازگشت سال ها
به عقب گرد تقویم ها که . ..
یک کودکی
یک نوجوانی
بی کابوس و آرام ...
آرام !
نیازمندیم به عاشق بودنت،
به شعرهای نوزده سالگی ...
به دیوانگی های کوچکی که
این بار شکست نخواهند خورد !

#محسن_حاتمی

۲۰ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
عشق با شما چنین رفتار می‌کند

عشق با شما چنین رفتار می‌کند

هر زمان که عشق اشارتی به شما کرد در پی او بشتابید ، هرچند راه سخت و ناهموار باشد.
و هر زمان بالهای عشق شما را در بر گرفت خود را به او بسپارید ، هر چند که تیغهای پنهان در بال و پرش ممکن است شما را مجروح کند.
و هر زمان عشق با شما سخن گوید او را باور کنید ، هرچند او رویاهای شما را چون باد مغرب درهم کوبد و باغ شما را خزان کند. زیرا عشق چنانکه شما را تاج بر سر می‌نهد به صلیب نیز می‌کشد.
و چنانکه شما را می‌رویاند شاخ و برگ شما را هرس می‌کند
و چنانکه تا بلندای درخت وجودتان بالا می‌رود و ظریفترین شاخه های شما را که در آفتاب می رقصند نوازش می‌کند.
همچنین تا عمیق‌‌ترین ریشه‌های شما پایین می‌رود و آنها را که به زمین چسبیده‌اند تکان می‌دهد.
عشق شما را چون خوشه‌های گندم دسته می‌کند.
آنگاه شما را به خرمن کوب از پرده خوشه بیرون می‌آرود.
و سپس به غربال باد دانه را از کاه می‌رهاند.
و به گردش آسیاب می سپارد تا آرد سپید از آن بیرون آید.
سپس شما را خمیر می‌کند تا نرم و انعطاف پذیر شوید ، و بعد از آن شما را بر آتش مقدس می‌نهد تا برای ضیافت مقدس خداوند نان مقدس شوید.

عشق با شما چنین رفتار می‌کند تا به اسرار قلب خود معرفت یابید و بدین معرفت با قلب زندگی پیوند کنید و جزیی از آن شوید.

عشق / از کتاب پیامبر
#جبران_خلیل_جبران / ترجمه حسین الهی قمشه‌ای

۲۰ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
اگر آنها میدانستند، از شدت شوق می مردند

اگر آنها میدانستند، از شدت شوق می مردند

لَو عُلِمَ المُدبِرونَ عَنّی کَیفَ اشتِیاقِی بِهِم وَ انتِظارِی إلی تُوبَتِهِم لَماتُوا شُوقاً الیّ و لَقُطعت أوصالِهم عَن مُوَدَّتی

اگر بندگان من،
که به من پشت کرده اند،
می دانستند که چقدر انتظار آنها را می کشم
و مشتاق بازگشت آنان هستم،
[هر آن] از [شدت] شوق می مُردند
و بند بند بدن آنها از هم جدا می شد.

#اسرار_الصلوة ص 19

۱۹ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۱۱ نظر موافقین ۱۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
مظلوم بودن بهتر از ظالم بودن است

مظلوم بودن بهتر از ظالم بودن است

مارتا تو مظلوم هستی و مردی که به تو ظلم روا داشته، کودکی زاییده کاخ هاست، مردی ثروتمند که روحی کوچک دارد.
تو رنجیده و آزرده ای، اما مظلوم بودن بهتر از ظالم بودن است. بهتر است انسان به دست آتش ظلم غرایز بشری به دست نابودی سپرده شود، اما با قدرت خودش جوانه های زندگی را پژمرده نکرده و زیبایی احساس را به دست تمایلاتش از میان نبرد....
ای مارتا، تو شاخه گلی هستی که
گامهای حیوانات آن را لگد مال کرده است، حیواناتی که نقاب انسانیت بر چهره خود زده اند.
مارتا گام های سنگین تو را زیر فشار له کرده اند، اما نمیتوانند شمیم اشک ها، فریاد یتیم و آه های انسان فقیر را از رسیدن به درگاه الهی باز دارند و مسیر آنها را به سوی عدالت و ترحم مسدود کنند.
مارتا، آرام بگیر، چرا که تو گل رنج دیده ای و نه پاهایی که گل را لگدمال کرده اند.

#جبران_خلیل_جبران
از کتاب: دلتنگی های پنهان / نشر جیحون
ترجمه و گردآوری: مهرداد انتظاری

۱۹ آبان ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان