حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۶۷۲ مطلب با موضوع «اشعار» ثبت شده است

شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
یک روز من سکوت خواهم کرد

یک روز من سکوت خواهم کرد

تو سکوت می کنی
فریاد زمانم را نمی شنوی
یک روز من سکوت خواهم کرد
و تو آن روز برای اولین بار
مفهوم دیر شدن را خواهی فهمید

"حسین پناهی"

۲۰ شهریور ۹۵ ، ۰۶:۰۰ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد

گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد

گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد
یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد

در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی
در شأن چشم‌های تو پیدا کنم، نشد

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تو را می‌بینم و در دست من پیمانه می‌لرزد

تو را می‌بینم و در دست من پیمانه می‌لرزد

دل دیوانه‌ام با دیدن بیگانه می‌لرزد
چه با بیگانه می‌گویی ؟ دل دیوانه می‌لرزد

توان گریه‌ی آرام در ابر بهاری نیست
اگر از های های گریه‌هایم شانه می‌لرزد

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
به رغم سر به هوا بودنم زمینگیرم

به رغم سر به هوا بودنم زمینگیرم

به رغم سر به هوا بودنم زمینگیرم
به سر، هوای تو دارم از زمین سیرم

دلم شبیه درخت آن چنان پر از مهر است
که سایه از سر هیزم‌شکن نمی‌گیرم

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۰۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
کجای این شهر قدم میزنی امشب؟!

کجای این شهر قدم میزنی امشب؟!

کجای این شهر قدم میزنی امشب؟!
بگو، میخواهم اتفاقی شال و کلاه کنم
باران را در کیفم بگذارم، لبخند را در دستم بفشارم
همه ی آن شوقی را که برای دیدنت دارم را بگذارم زیر پایم

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تنها به یاد چشم سیاهی بسنده کن

تنها به یاد چشم سیاهی بسنده کن

یارای گریه نیست، به آهی بسنده کن
آری، به آه گاه به گاهی بسنده کن

درد دل تو را چه کسی گوش می‌کند ؟
ای در جهان غریب! به چاهی بسنده کن

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۰۰ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تو که از تبار کرامتی

تو که از تبار کرامتی

لب ما و قصه‌ی زلف تو، چه توهمی! چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی! چه سخاوتی!

به نماز صبح و شبت سلام! و به نور در نَسَبت سلام!
و به خال کنج لبت سلام! که نشسته با چه ملاحتی!

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان