حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۶۱۲ مطلب با موضوع «اشعار» ثبت شده است

پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
بعد از آن عشقی که در بند نفاق افتاده است

بعد از آن عشقی که در بند نفاق افتاده است

بعد از آن عشقی که درما اتفاق افتاده است
چشم هایت ظاهرا از اشتیاق افتاده است
 
فال لازم نیست حتی از خطوط دست هات
می توان فهمید بین ما فراق افتاده است

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۰ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
امید ِ من ! چرا قدر نگاهت را نمی دانی ؟

امید ِ من ! چرا قدر نگاهت را نمی دانی ؟

شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی
مرا دریاب، ای خورشید در چشم تو زندانی !

خوش آن روزی که بینم باغ خشک آرزویم را
به جادوی بهار خنده هایت می شکوفانی

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
چشمی که تو را دید، جزین نیست سزایش

چشمی که تو را دید، جزین نیست سزایش

رازی است در آن چشم سیاهت، بنمایش
شعری نسروده ست نگاهت، بسرایش

خوش میچرد آهوی لبت، غافل ازین لب
این لب که پلنگانه کمین کرده برایش

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌ام
خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۰۶:۰۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
من محبت میفروشم ، تو محبت میخری ؟

من محبت میفروشم ، تو محبت میخری ؟

من محبت میفروشم ، تو محبت میخری ؟
خسته از تنهاییم ، من را به همره میبری ؟

شاعری هستم شکسته ، مونس من دفترم
دفترم را میفروشم ، شعرهایم میخری ؟

ادامه مطلب...
۱۰ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
باز مقابلم تویی، باز مقابلم تویی!

باز مقابلم تویی، باز مقابلم تویی!

اهل نماز میشوم، جمله نیاز میشوم
سوی حجاز میشوم، باز مقابلم تویی

باده ناب میشوم، شعر و کتاب میشوم
یکسره خواب میشوم، باز مقابلم تویی

همره موج میشوم، راهی اوج میشوم
فوج به فوج میشوم، باز مقابلم تویی

سایه ماه میشوم، در ته چاه میشوم
راهی راه میشوم، باز مقابلم تویی

توی رواق میشوم، کنج اتاق میشوم
بسته به طاق میشوم، باز مقابلم تویی

اینهمه مرد میشوم، مخزن درد میشوم
ساکت و سرد میشوم، باز مقابلم تویی

از همه دور میشوم، نقطه کور میشوم
زنده به گور میشوم، باز مقابلم تویی

همدم خار میشوم، بی کس و یار میشوم
بر سر دار میشوم، باز مقابلم تویی

شاعر: شیخ داود صمدی عاملی 
(زاده ی 1348، روستای خشواش - آمل)
 روحانی.. مدرس دروس حوزوی و از شاگردان خاص و نزدیک عرفانی حسن حسن‌زاده آملی

۱۰ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
او خودش خواست تو را در دل من جا بکند

او خودش خواست تو را در دل من جا بکند

کم دعا کن که مـرا از سر تو وا بکند
او خودش خواست تو را در دل من جا بکند

او که خوش داشت دلم را به تو بسپارد و بعد
بنشیند عقب و سیر، تماشا بکند!

ادامه مطلب...
۱۰ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان