حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۶۰ مطلب با موضوع «سخنان بزرگان» ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
نگذاریم که عشق، در حد خاطره، حقیر و مصرفی شود

نگذاریم که عشق، در حد خاطره، حقیر و مصرفی شود

حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست، برای زنده نگه داشتن عشق است. عشق، در قاب یادها، پرنده ای ست در قفس. عشق طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب.
چیزهایی را که از کف می روند و باز نمی گردند، حق است که به خاطره تبدیل کنیم و در حافظه نگهداریم... اما نگذاریم که عشق، در حد خاطره، حقیر و مصرفی شود.
ترک عشق کنیم، بهتر از آن است که عشق را به یک مشت یاد بی رنگ و بو تبدیل کنیم؛ یادهای بی صدایی که صدا را در ذهن فرسوده ی خویش و نه در روح به آن می افزاییم تا ریاکارانه باورکنیم که هنوز، فریادهای دوست داشتن را می شنویم.

"نادر ابراهیمی"

از کتاب: یک عاشقانه آرام / ص70-74

۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
باید تو رابطه ت سیاست داشتنو یاد بگیری!

باید تو رابطه ت سیاست داشتنو یاد بگیری!

فک کنم روزی که عاشق شدی یه نفر نشسته رو به روت و بهت گفته ببین، باید تو رابطه ت سیاست داشتنو یاد بگیری!
بعد تو پرسیدی یعنی چی و اون گفته که باید حواست باشه چکار می کنی! زیادی خوب بودن و خیلی عاشق پیشه بودن به نفعت نیس!
هرروز نری هرچی پول داری بدی گل و کادو بخری بعد دو روز طرف فک کنه وظیفته ها!
تو مناسبتای خیلی خاص گل و کادو بخر!
هرچی بهت گف گوش نکنیا طرف فک می کنه تو هیچی نیستی و خودش خیلی کارش درسته بعد دیگه کم کم آدم حسابت نمیکنه!
ببین اگه بهت گف فلان لباس بهت میاد هی هر روز اونو نپوشی که دلبری کنیا!
قشنگ بزار دلش حسابی تنگ شده برا لباسه خودش بگه بپوشی
بعد بپوش ببین چجوری ذوق می کنه!
همش نری هر دیقه دور و برش باشی .
همیشه دور از دسترس باش بزار تشنه ی بودنت بشه طرف!
من مطمئنم همان روزهای اول یک نفر آمده گفته ببین عشق و عاشقی را ول کن رابطه سیاست می خواهد!!!!
باید تمام حق و حقوق مسلم یک آدم را ازش بگیری که وقتی ذره ذره بهش پس می دهی خوشحال شود و فکر کند تو داری بهش لطف می کنی!

"مانگ میرزایی"

۲۷ بهمن ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
یک مرد، عشق را پاس می‌دارد

یک مرد، عشق را پاس می‌دارد

هلیا!
به یاد داشته باش که یک مرد، عشق را پاس می‌دارد
یک مرد هر چه را که می‌تواند به قربان‌گاهِ عشق می‌آورد
آن‌چه فدا کردنی‌ست فدا می‌کند
آن چه شکستنی‌ست می‌شکند
و آن‌چه را تحمل‌سوز است تحمل می‌کند
اما؛
هرگز به منزل‌گاهِ دوست داشتن به گدایی نمی‌رود!

 

"نادر ابراهیمی"

برگرفته از کتاب: "بار دیگر شهری که دوست می داشتم"

۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مواظب قلب آدما باشیم!

مواظب قلب آدما باشیم!

تا حالا شده یه گلدون خیلی خیلی خوشگل توو گل فروشی ببینید و بی دلیل ازش خوشتون بیاد. ناخود آگاه برید تو مغازه و با اون گلدون بیایید بیرون؟
روز اول یه حس خیلی خوب دارید. همش به گل های خوشگل اون گلدون فکر میکنید و اینکه چه فکر خوبی کردید.
یه کم که میگذره گلهاش پلاسیده میشه!
شمام کم کم یادتون میره بهش آب بدید و بهش توجه کنید یا بذاریدش جلوی آفتاب و ...
این کار باعث میشه اون گل هر روز ضعیف و ضعیف تر بشه. تا جایی که شما دیگه دوستش نداشته باشید. دیگه قیدشو بزنید و حتی دیگه بهش آب هم ندید!
یه روز که اتفاقی از کنارش رد میشید، میبینید گیاه زیبای شاداب دوست داشتنیتون، کمرش شکسته و شمام اونو میندازید توو سطل آشغال که با دیدنش عذاب وجدان نگیرید!
حالا رابطه های امروزی هم حکایت همین گلدونه.
یه نفر رو میاریم تو زندگیمون. اولش خوشحالیم. بعدش بهش بی توجهی میکنیم بهش اهمیت نمیدیم. دیگه مثل روز اول قدرشو نمیدونیم و اون تغییر میکنه و ما واسه موندنش نمیجنگیم!
پاش وانمی ایستیم و خوب اونم مسلما کمرش میشکنه!
ما هم واسه اینکه عذاب وجدان نگیریم از دیدن اون آدم با همون حال و اوضاع، رهاش میکنیم بین یه عالمه آدمای جور واجور...
اون آدم بعد شما زنده میمونه ولی [دیگه زندگی نمیکنه] ....


"مینا نسیمى"

۲۲ بهمن ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
آدمِ عاشق فقط یکبار می رود

آدمِ عاشق فقط یکبار می رود

هزار بار گولش میزنی
کارِ ساده ای ست
آدمِ عاشق به هر سازی می رقصد
هر قصه ای را باور می کند
هر خطایی را می بخشد
آدمِ عاشق
استادِ صبر و سکوت می شود

تو خیال می کنی زرنگی!
اما نمی دانی
آدمِ عاشق، می داند و می ماند

تو خیالت راحت است
اما نمی بینی
عشق را که هر روز رنگ پریده تر می شود
صبر را که هر روز کمتر می شود
تو سرت شلوغ است
و نمی فهمی
کسی آرام از کنارِ بی تفاوتی ات رد می شود
می ایستد
خم می شود
رویِ ماهت را می بوسد
و می‌رود!!!

با خودت می گویی چه نسیم خوشی!
چشم هایت را می بندی تا باز هم بوزد
اما نمی دانی
آدمِ عاشق
فقط یکبار می رود
و برای همیشه می رود ...

#پریسا_زابلی_پور

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مصیبت در لحظات اول کشنده نیست!

مصیبت در لحظات اول کشنده نیست!

مصیبت در لحظات اول کشنده نیست!
ضربه آنچنان شدید است که نمی‌توانی درست درک کنی چه بر تو گذشته است.
اما زمان!
زمان که می‌گذرد تازه می‌فهمی که بر سرت چه آمده است.
زخم به جای التیام گسترش می‌یابد
و همه روح و قلبت را در تسخیر خود می‌گیرد ...

#جرج_اورول
"از کتاب : روزهای برمه"

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
عزتمان را قربانی نکنیم

عزتمان را قربانی نکنیم

بند ناف را بریدند و گریستیم از ترس جدایی، اما رازش را نفهمیدیم.
به مادر دل بستیم و روز اول مدرسه گریستیم و رازش را نفهمیدیم.
به پدر دل بستیم و وقتی به آسمان رفت، گریستیم و باز نفهمیدیم.
به کیف صورتی گلدار، به دوچرخه آبی شبرنگ، به ...
بارها دل بستیم و از دست دادیم و شکستیم و باز نفهمیدیم.
چقدر این درس تنهایی تکرار شد و ما رفوزه شدیم.
این بند ناف را روز اول بریده بودند ولی ما هر روز به پای کسی یا چیزی گره زدیم تا زنده بمانیم و نفهمیدیم ...
افسوس نفهمیدیم که قرارست روی پای خود بایستیم؛
نفس از کسی قرض نگیریم؛
قرار از کسی طلب نکنیم؛
عشق بورزیم اما در بند عشق کسی نباشیم؛
دوست بداریم اما منتظر دوست داشته شدن نباشیم؛
به خودمان نور بنوشانیم و شور هدیه کنیم؛
دربند نباشیم، رها باشیم و برقصیم و آواز عشق سر دهیم؛
عزت انسان بودنمان را به پای کرشمه کسی قربانی نکنیم...

۲۱ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۰۰ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
آدمها شبیه لیوانند

آدمها شبیه لیوانند

آدمها شبیه لیوانند
ظرفیت هایی مشخص دارند...
بعضی به اندازه استکان، بعضی فنجان ، بعضی هم یک ماگ بزرگ...
وقتی بیش از ظرفیت لیوان در آن آب بریزی، سرریز می شود، خیس می شوی!
حتی گاهی که در اوج بدشانسی باشی و در لیوان به جای آب، شربتی چیزی را زیادی ریخته باشی وسرریز شده باشد!
لکه اش تا ابد بر روی لباست می ماند.
لطفا قبل از ریختن مهر و عطوفت در پیمانه های وجودیشان، ظرفیتشان را بسنج...
به اندازه محبت کن...
اگر این کار را نکنی؛
اگر زیادی محبت کنی؛
اگر سر ریز شدند و محبت بالا آوردند؛
باد الکی به غبغب انداختند و پیراهن احساست را لکه دار کردند؛
فقط از خودت و عملکرد خودت عصبانی باش!
نه از آدمها که شبیه لیوانند...

"سیمین دانشور"

۱۲ دی ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
انا عند القلوب المنکسره

انا عند القلوب المنکسره

لطف کنین این متن رو با دقت بخونین:

دو کس کشتی ای میگیرند یا نبردی میکنند
از آن دو کس، هر که مغلوب و شکسته شد؛
حق با اوست! نه با آن غالب!
زیرا که : انا عند القلوب المنکسره ( من نزد قلب های شکسته هستم )!

"مقالات شمس"

همه ما قبول داریم که مسافریم و روزی از این دنیا خواهیم رفت. هر مسافر باید از یه مسیری حرکت کنه تا به مقصد برسه. مقصد ما مسافر ها کجاست؟ کاملا واضحه. انا لله و انا الیه راجعون. ما قراره به سمت خدا بازگردیم. او ما رو خلق کرده و تنها او ما رو میپذیره. ما باید دوباره در خدا حل بشیم.

منتها تا ناخالصی در وجودمون هست، نمیتونیم! باید این ناخالصی ها رو پاک کنیم. در دنیا، در سکرات موت، در عالم قبر، در عالم برزخ، در عالم قیامت. همه این مراحل برای پاک شدن ماست. برای خالص شدن ما! وقتی پاک شدیم، اون وقت میتونیم در خدا حل بشیم و با خدا یکی بشیم.

خب حالا که مقصد مشخصه، هر مسافر عاقلی، راهی رو انتخاب میکنه که نزدیکتر باشه. خود قرآن راه های زیادی رو نام برده و ما باید کوتاه ترین راه رو انتخاب کنیم. البته باید به یاد داشته باشیم که نزدیکترین راه، قطعا آسان ترین راه هم نیست! بلکه سخت ترین راهه!

وقتی خدای مهربان عده ای رو به عنوان مقربان خودش معرفی میکنه، باید بدونیم اخلاق اونها، رفتار اونها میتونه سبب تقرب ما به خدا و در نهایت رسیدنمون به خدا باشه. چنانکه قرآن کریم میفرماید:
ثُمَّ دَنیٍ فَتَدَلَّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ اَدْنَی؛ «سپس نزدیک تر و نزدیک تر شد، تا آنکه فاصله او [با پیامبر] به اندازه فاصله دو کمان یا کم تر بود.»

از گفتار معصومین راه تقرب به خدا به دو قسمت تقسیم شده. یکی راهی به سمت بالا و دیگری راهی به سمت پایینه! اگر خدای سبحان جهتی می داشت، در عرش بود و در فرش نبود، در افلاک بود و در خاک نبود، انسان فکر می کرد که نزدیک ترین راه همون بالا رفتنه! خیلی باید علم داشته باشن، خیلی کمال داشته باشن، خیلی ولایت داشته باشن، خیلی اخلاص داشته باشن تا بالا برن و به خدا نزدیک بشن. اگر تنها راه نزدیکی به خدا همون راه بالا بود، باید اون راه بالا را شناسائی کرد و پیمود؛ منتها خدا جهتی نداره! در همه جهت ها و مکان هاست. خدا هم در عرش هست و هم در فرش!

تنها راه قُرب اِلَی الله و مشاهده خدا این نیست که انسان عالم ترین، عاقل ترین، کامل ترین، عابد ترین انسانها باشه! اگر اون راه رو طی کرد، خُب خیلی از کمالات نصیبش میشه؛ اون البته اَقرَبُ الطُرُقه؛ ولی یک راه پائین هم داره! یه راه برجسته، یه راه فروتنی! اون راه برجسته نصیب هر کسی نمیشه. انبیاء هستن، اولیاء هستن، معصومان هستن، مرسلین هستن؛ اینها اون راه برجسته را طی میکنن؛ امّا راه پائین راه تواضعه و دل شکستگی و فروتنی و ...

پس کلا دو راه هست! یا انسان به سمت خدا تقرب پیدا میکنه، یا خدا به سمت انسان تنزل پیدا میکنه! یا انسان میهمان خدا میشه یا میزبان او! اهمیت میزبانی از میهمان بودن کمتر نیست! شاید حتی بیشتر هم باشه! چون در میزبانی، این خداست که با تمام ابهت و جبروتش به سمت بنده خودش میره! حتما این بنده چیزی در خور توجه داره که لایق میزبانی شده! اگر کسی دلش شکست و از همه جا ناامید شد، اون میتونه یه پناهگاهی رو شناسائی کنه و خودشو توش جا بده! که «کَلِمَةُ لا إله إلا الله حصنی؛ کلمه لا اله الاّ الله، دژ نفوذ ناپذیر من است.»

اگر کسی دل شکسته داشت، این رو بدونه که میتونه میزبانی خدا رو به عهده بگیره! اگر دلشکسته شدی، بدون که برای میزبانی خدا انتخاب شدی. ما که توان راه بالا پیمودن رو نداریم! پس نزدیک ترین راه برای ما همون "قلب شکسته" ست که نصیب خیلی ها میشه. قدرش رو بدون اگه دلی شکسته داری. دلت رو با یاد خدا آروم کن!

اینکه میگن [اَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ اِذَا دَعَاهُ وَ یکْشِفُ السُّوء] نه یعنی وقتی مضطر شدی، اَمَّن یُجیبُ بخون! ما هر وقت مشکلی داریم، أمَّن یُجیبُ می خونیم. معنای آیه که این نیست! معنای آیه اینه که وقتی مضطر شدی، بگو: [یا اَلله]، جواب می گیری. برای اینکه مضطر رو فقط اون جواب میده! کسی که همه راهها به روش بسته شد، اون جوابشو میده! چون آدم وقتی مضطر شد، موحّد خوبی هم میشه. چون براش ثابت میشه که از هیچ کسی کاری ساخته نیست!

۱۲ دی ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
چرا وقت خود را صرف کسانی میکنیم که نباید؟!

چرا وقت خود را صرف کسانی میکنیم که نباید؟!

وقتی میشود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی
چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی که دل های کوچک‌‌شان مدام درگیر رفتارهای بچه گانه است!
یا مدام برای نبودنت،
یا برای خط زدنت تلاش می کنند؟

"زیگموند فروید"

  • پی نوشت: وقتی هنوز درگیر غمم، یعنی هنوز تموم نشده. وقتی نمیتونم ازت بکنم، یعنی هنوز دوستت دارم. یعنی هیچی ندیدم ازت! یعنی میخوام باشی...
۳۰ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۰ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان