حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۵۶۰ مطلب با موضوع «نویسندگان و اشخاص» ثبت شده است

يكشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۰۱ ب.ظ حصار آسمان
ای کاش میفهمیدی ...

ای کاش میفهمیدی ...

من به بی‌رحمی «اتفاق» معتقدم. به اینکه وقتی میفته، می‌خواد زندگیت رو زیر و رو کنه. وگرنه من که یک عمر، خودم بودم و خودم.
تو یادت نمیاد، من غروبا می‌نشستم پشت همین پنجره، دستم رو می‌ذاشتم زیر چونم و آدمایی رو نگاه می‌کردم که بود و نبودشون برام فرقی نمی‌کرد.
تو خبر نداری، من همینجا با هر لبی که به لیوان چایی می‌زدم، به حماقت هر دو نفری که شونه به شونه‌ی هم راه می‌رفتن می‌خندیدم.
اون وقتا چه می‌‌دونستم روز بارونی چیه؟
غروب جمعه چه دردیه؟
انتظار چی مرگیه؟
من فقط یه بار چشمام رو بستم.
فقط یه بار بستم و وقتی باز کردم، دیدم «تو» وسط زندگیمی. دقیقا وسط زندگیم.

من اصلا قبل از تو...
تو نمی‌دونی، وقتی نیومده بودی من حتی معنی «قبل» و «بعد» رو نمی‌دونستم.
من حتی نمی‌دونستم از پشت پنجره، با آدمی که زیر بارون داره تنها قدم می‌زنه باید همدردی کنم.
من انقدر پرت بودم که نمی‌دونستم به اون دو نفری که دارن با هم راه می‌رن باید حسادت کنم.
من فکرشم نمی‌کردم که یک روز، خودم رو پیش یکی دیگه جا بذارم.
شاید تو بی‌تقصیر بودی، اما کاش می‌فهمیدی؛
یا از اول نباید میومدی، یا وقتی اومدی، حق رفتن نداشتی.

 

"پویا جمشیدی"
"دلتنگی‌های احمقانه"

۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۰۱ ۷ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
نگذاریم که عشق، در حد خاطره، حقیر و مصرفی شود

نگذاریم که عشق، در حد خاطره، حقیر و مصرفی شود

حافظه برای عتیقه کردن عشق نیست، برای زنده نگه داشتن عشق است. عشق، در قاب یادها، پرنده ای ست در قفس. عشق طالب حضور است و پرواز، نه امنیت و قاب.
چیزهایی را که از کف می روند و باز نمی گردند، حق است که به خاطره تبدیل کنیم و در حافظه نگهداریم... اما نگذاریم که عشق، در حد خاطره، حقیر و مصرفی شود.
ترک عشق کنیم، بهتر از آن است که عشق را به یک مشت یاد بی رنگ و بو تبدیل کنیم؛ یادهای بی صدایی که صدا را در ذهن فرسوده ی خویش و نه در روح به آن می افزاییم تا ریاکارانه باورکنیم که هنوز، فریادهای دوست داشتن را می شنویم.

"نادر ابراهیمی"

از کتاب: یک عاشقانه آرام / ص70-74

۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
آغازگر یک انقلاب ویرانگر

آغازگر یک انقلاب ویرانگر

یک‌رنگی ات بیقرارم می کند
در اتاقی که
پنجره اش رو به دوربین های مخفی باز می شود
و نور می گیرد از چراغ قوه سربازی
که عاشقی های مرا می پاید
و از نفس های داغ تو شماره برمی دارد
ظلمت مرطوبت تازه ام می کند
آنقدر که باور نمی کنم
همان چروکیده سالیان تحت تعقیبم
ارتکاب گناه با تو
تجربه دلچسب یک شورشی است
آنگاه که از مراسم تیرباران خود گریخته باشد
و بوسه هایت
شلیک گلوله ای است
آغازگر یک انقلاب ویرانگر.

"فرنگیس شنتیا"

از کتاب: در انفرادی آفتاب / انتشارات فصل پنجم / چاپ اول 94

۲۸ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۵، ۰۲:۱۰ ب.ظ حصار آسمان
پشت بر محراب دل کردن خطاست

پشت بر محراب دل کردن خطاست

عشق را بی معرفت معنا مکن
زر نداری، مشت خود را وا مکن

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن

خوب دیدن، شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن

دل شود روشن زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای، حاشا مکن!

اینکه از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن

زر بدست طفل دادن ابلهیست
اشک را نذر غم دنیا مکن

پیرو خورشید یا آئینه باش
هرچه عریان دیده ای، افشا مکن

ای بس آبادی که بوم یوم شد
بر سر یک مشت گل، دعوا مکن

چون خدا بر تو خدائی میکند
اضطراب از روزی فردا مکن

متحد گردید و طوفان شد نسیم
دوستی با بی سر و بی پا مکن

پشت بر محراب دل کردن خطاست
قامتت را جای دیگر تا مکن

چون به شمعی میرسی، پروانه باش
وز نگاه این آن پروا مکن

پیش بی رنگان که مست حیرتتند
گر دورنگی میکنی، با ما مکن

گر زآب برکه میترسی پریش
دعوی غواصی دریا مکن!


"استاد پریش"

۲۷ بهمن ۹۵ ، ۱۴:۱۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
خدای رحیم، تو را بخاطر این همه مهربانی ات، سپاس ...

خدای رحیم، تو را بخاطر این همه مهربانی ات، سپاس ...

چه دلپذیراست 
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیر و نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ، تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.

"فدریکو گارسیا لورکا"

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
جای دگر این گریه ی مستانه نگنجد

جای دگر این گریه ی مستانه نگنجد

امشب غم تو در دل دیوانه نگنجند
گنج است و چه گنجی که به ویرانه نگنجد

تنهایی ام امشب که پر است از غم غربت
آن قدر بزرگ است که در خانه نگنجد

بیرون زده ام تا بدرم پرده ی شب را
کاین نعره ی دیوانه به کاشانه نگنجد

خمخانه بیارید که آن باده که باشد
در خورد خماریم به پیمانه نگنجد

میخانه ی بی سقف و ستون کو که جز آنجا
جای دگر این گریه ی مستانه نگنجد

مجنون چه هنر کرد در آن قصه؟ مرا باش
با طرفه جنونی که به افسانه نگنجد

تا رو به فنایت زدم از حیرت خود پر
سیمرغم و سیمرغ تو در لانه نگنجد

در چشم منت باد تماشا که جز اینجا
دیدار تو در هیچ پریخانه نگنجد

دور از تو چنانم که غم غربتم امشب
حتی به غزل های غریبانه نگنجد


"حسین منزوی"

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تو با همه چیز من آمیخته ای ...

تو با همه چیز من آمیخته ای ...

مانده ام چگونه تو را فراموش کنم
اگر تو را فراموش کنم
باید سال‌هایی را نیز
که با تو بوده ام فراموش کنم
دریا را فراموش کنم
و کافه های غروب را
باران را
اسب ها و جاده ها را
باید دنیا را
زندگی را
و خودم را نیز فراموش کنم
"تو" با همه چیز من آمیخته ای ...

"رسول یونان"

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تو را به همین بوی باران سوگند!

تو را به همین بوی باران سوگند!

از تو زاده شدم 
وقتی مرا با نام کوچکم خواندی 
آن گونه که هیچ آدمیزاده ای دیگری را صدا نکرد 
مثل بودنت، عزیز 
مثل نامت، خوشبخت 
مثل یافتنت، در بهار 
واقعه سرخی در حوالی من برپاست 
ای که همیشه خنده هایت را 
با نفس های خودم اشتباه می گیرم 
تو را به همین بوی بارانی که می دهی سوگند 
این دلخوشی های ساده‌ی کوچک را از من نگیر

 

"فرنگیس شنتیا"

 

از کتاب: در انفرادی آفتاب / انتشارات فصل پنجم / 1394

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
عاشق دیوانه هرگز قابل اصلاح نیست

عاشق دیوانه هرگز قابل اصلاح نیست

هیچ کس مانند من در عاشقی خودخواه نیست
انتخابم کن که هر راهی بجز این، راه نیست!!


فکر تغییر من عاشق نباشی بهتر است
عاشق دیوانه هرگز قابل اصلاح نیست


حال من همراه تو از هر زمانی بهتر است
لایق اندازه اش حتی زمان شاه نیست!


می روم از صنف شیرینی شکایت می کنم
جعل لبخندت که کار "حاج عبدالله" نیست!


تازگی از روی چال گونه ات فهمیده ام
جای زیبایی شناسی توی دانشگاه نیست


کاش میشد جای من بودی، فقط یک ثانیه!
تا بفهمی عاشقت آنقدرها خودخواه نیست

"علی صفری"

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۶:۰۰ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
امان از خواب هایم بانو

امان از خواب هایم بانو

خواب هایم بوی تن تو را می دهد
نکند
آن دورترها
نیمه شب
در آغوشم می گیری؟

 

"فدریکو گارسیا لورکا"

۲۳ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان