حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۵ مطلب با موضوع «نویسندگان و اشخاص :: سیمین بهبهانی» ثبت شده است

دوشنبه, ۸ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
ما آب روانیم که از جوی تو رفتیم

ما آب روانیم که از جوی تو رفتیم

سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیم
از کوی تو آشفته تر از موی تو رفتیم

بگذار بمانند حریفان همه چون ریگ
ما آب روانیم که از جوی تو رفتیم

وصل تو به آن منت جانکاه نیرزد
تا دوزخ هجر تو ز مینوی تو رفتیم

چون آن سخن تلخ که ناگاه شبی رفت
از آن لب شیرین سخنگوی تو رفتیم

ای عود شبی ما و تورا سوخت به بزمی
هنگام سحر حیف که چون بوی تو رفتیم

زین پیش نماندیم که آزرده نگردی
چون عاشقی و دوستی از خوی تو رفتیم

#سیمین_بهبهانی

۰۸ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ق.ظ حصار آسمان
ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر

ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر

ای رفته ز دل، رفته ز بر، رفته ز خاطر
بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر، زانکه به جز تلخی اندوه
در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

ای رفته ز دل راست بگو! بهر چه امشب
با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟
گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
من او نیم، او مرده و من سایه اویم

من او نیم، آخر دل من سرد و سیاه است
او در دل سودا زده از عشق شرر داشت
او در همه جا، با همه کس، در همه احوال
سودای تو را ای بت بی مهر! به سر داشت

من او نیم، این دیده من گنگ و خموش است
در دیده او آن همه گفتار، نهان بود
وان عشق غم آلود در آن نرگس شبرنگ
مرموزتر از تیرگی شامگهان بود

من او نیم آری، لب من این لب بی رنگ
دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت
اما به لب او همه دم خنده جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده میخفت

بر من منگر، تاب نگاه تو ندارم
آن کس که تو میخواهیش از من به خدا مرد
او در تن من بود و ندانم که به ناگاه
چون دید و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد

من گور ویم، گور ویم، بر تن گرمش
افسردگی و سردی کافور نهادم
او مرده و در سینه من، این دل بی مهر
سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

#سیمین_بهبهانی

۱۳ آذر ۹۵ ، ۰۷:۲۶ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
گوید که کمتر کن جفا، گویم که بسیارش کنم

گوید که کمتر کن جفا، گویم که بسیارش کنم

یا رب مرا یاری بده، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم

از بوسه های آتشین، وز خنده های دلنشین
صد شعله در جانش زنم، صد فتنه در کارش کنم

ادامه مطلب...
۲۴ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۱۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من

شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من

شوریده ی آزرده دل ِ بی سر و پا من
در شهر شما عاشق انگشت نما من

دیوانه تر از مردم دیوانه اگر هست
جانا، به خدا من، به خدا من، به خدا من

ادامه مطلب...
۰۶ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من

دلم گرفته ای دوست، هوای گریه با من
گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟

کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من

ادامه مطلب...
۰۶ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان