حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای مرگی ست که عشق را معنا کند

۵ مطلب با موضوع «نویسندگان و اشخاص :: علیرضا آذر» ثبت شده است

دوشنبه, ۱۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
اولین مرحله ی عشق دگردیسی بود

اولین مرحله ی عشق دگردیسی بود

قبلِ هر چیز بگویم که من آنم که شبی
تا لبِ پنجره رفت و به اتاقش برگشت
گرچه استادِ هنر دست به رویش نکشید
بالِ پروانه شد و نرم و مُنقَّش برگشت

من همانم که شبی عشق، به تاراجش برد
همچو حلّاج به خاکسترِ تشویش نشست
در سرش سوره ی تکویر مُجَسَم میشد
قبلِ هر زلزله ای در خودش آرام شکست

سیلِ غم بود که از گونه ی خشکش می ریخت
و عزادارِ خودش بود که در خود می سوخت
چشم بر وسوسه ها بست، و چیزی نشنید
گفتنی بود ولی باز دهانش را دوخت

آخرین مانده ی دورانِ اگر کشف و شهود
آخرین مصرع خلقت، که به پایان نرسید
اولین نامه ی تاریخ به امضایِ اَلَست
آن که کوشید ولی حیف به انسان نرسید

آنکه تصمیم گرفت آتشِ بَلوا باشد
وسطِ مغلطه در مغلطه تنها باشد
بین چین است و چُنان طرحِ معما باشد
پاسخِ سوره چو شد، آیه ی آیا باشد

آنکه لیچار شنید از همه و هیچ نگفت
دوش و دوشاب به دوش از همگان دست کشید
گله از هیچکسی هیچ نکرد و نبُرید
تا تهِ حادثه ناخن پسِ بن بست کشید

رو به فقدان خودش تَهی دست پرید
آنکه میدید نشستند خرابش بکنند
خوب میدید به منظور، عزیزش کردند
صفحه از پشت گرفتند کتابش بکنند

آنکه از حلقه ی مفقود، لبی باز نکرد
آنکه از تو سَری و تهمتِ تاریخ گذشت
قدسیان را به لبِ منظره ی هیچ کشاند
آنکه از خاج و صلیب و خطر و میخ گذشت

آنکه نان خواست ولی دود فقط سهمش شد
آنکه از گندمِ آغشته به خون، حیف گذشت
او که دیوانه ی دیوانگیِ پنجره بود
آنکه از عافیتش محضِ جنون حیف گذشت

ادامه مطلب...
۱۵ آذر ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دیوانه تر از من چه کسی هست، کجاست؟

دیوانه تر از من چه کسی هست، کجاست؟

لیلی بنشین خاطره ها را رو کن
لب وا کن و با واژه بزن جادو کن

لیلی تو بگو، حرف بزن، نوبت توست
بعد از من و جان کندن من نوبت توست

ادامه مطلب...
۳۰ مرداد ۹۵ ، ۱۳:۰۰ ۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۱۸ ق.ظ حصار آسمان
رو به رو بودن با عشق، جگر میخواهد

رو به رو بودن با عشق، جگر میخواهد

روز میلاد من است آمده ام دست کشم
به سر و گوش عرق کرده دنیای خودم

قول دادم که در این شعر فقط من باشم
تا خودم با همه خود باشم و تنهای خودم

ادامه مطلب...
۲۰ مرداد ۹۵ ، ۰۵:۱۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۲۱ ب.ظ حصار آسمان
مظهر جان پلنگم که به ماهی بندم

مظهر جان پلنگم که به ماهی بندم

زندگی یک چمدان است که می آوریش
بار و بندیل سبک می کنی و می بریش

خودکشی،مرگ قشنگی که به آن دل بستم
دست کم هر دو سه شب سیر به فکرش هستم

ادامه مطلب...
۱۹ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۲۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۱۴ ق.ظ حصار آسمان
آن باغ جوانم کو؟

آن باغ جوانم کو؟

لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد
آن بوسه مرا میکشت لب منهدمم میکرد


آن بوسه و آن آغوش قتاله و مقتل بود
در سیر مرا کشتن این پرده ی اول بود

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۹۵ ، ۱۱:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان