حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۶ مطلب با موضوع «نویسندگان و اشخاص :: قیصر امین پور» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۳۹ ب.ظ حصار آسمان
بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست

بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست

ما گنهکاریم، آری، جرم ما هم عاشقی است
آری، اما آن که آدم هست و عاشق نیست، کیست؟

زندگی بی عشق، اگر باشد، همان جان کندن است
دم به دم جان کندن ای دل کار دشواری است، نیست؟

زندگی بی عشق، اگر باشد، لبی بی خنده است
بر لب بی خنده باید جای خندیدن گریست

زندگی بی عشق اگر باشد، هبوطی دائم است
آن که عاشق نیست، هم اینجا هم آنجا دوزخی است

عشق عین آب ماهی یا هوای آدم است
می توان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست؟

تا ابد در پاسخ این چیستان بی جواب
بر در و دیوار می پیچد طنین چیست؟ چیست؟

#قیصر_امین_پور

۲۶ تیر ۹۶ ، ۲۱:۳۹ ۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۰ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
من ای حس مبهـم تـو را دوست دارم

من ای حس مبهـم تـو را دوست دارم

من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغـــاز عالــم تو را دوست دارم

چه شب ها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نم نم؛ تــو را دوست دارم

نه خطی، نه خالی! نه خواب و خیالی!
من ای حس مبهـم تـو را دوست دارم

سلامی صمیمی تر از غـم ندیدم
به اندازه ی غم تو را دوست دارم

بیــا تا صدا از دل سنگ خیــزد
بگوییم با هم: تو را دوست دارم

جهان یک دهان شد همـآواز با ما:
تو را دوست دارم، تو را دوست دارم


"قیصر امین پور"

۱۰ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
راستی گمشده ات کیست؟

راستی گمشده ات کیست؟

سالها رفت و هنوز
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجره عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری!
همه جا می نگری...
گاه با ماه سخن می گویی!
گاه با رهگذران؛
خبر از گمشده ای می جویی!
راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟
صدفی در دریا است؟
نوری از روزنه فرداهاست؟
یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست؟
بارها آمد و رفت
بارها انسان شد
و بشر هیچ ندانست که بود!
خود او هم به یقین آگه نیست!
چون نمی داند کیست!
چون ندانست کجاست!
چون ندارد خبر از خود که خداست!


"قیصر امین پور"

۰۲ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۸ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
دلم گرفته از غم

دلم گرفته از غم

کلاغ تیره میگفت، دلم گرفته از غم
غم بزرگ ما پس، چگونه میشود کم؟

چرا شب سیاهی، نشسته روی بالم
دلم گرفته از آن، چگونه من ننالم؟

چرا صدای بلبل، نشانه ی بهار است
و نغمه زمستان، صدای قار قار است؟

چرا دلم گرفته؟ چرا پر از غبارم؟
چرا کسی نفهمید، چقدر غصه دارم؟


"زنده یاد قیصر امین پور"


  • پی نوشت: وقتی کلاس پنجم ابتدایی بودم، یکی از جایزه هایی که از مدرسه بهم دادن، یه کتاب داستان بود به اسم "مهمان". این شعر هم در اون داستان آورده شده بود. هنوزم اون کتاب رو دارم.یادش بخیر!
۲۸ آبان ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۱۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۲۵ ب.ظ حصار آسمان
تنها تو می مانی، ما میرویم از یاد

تنها تو می مانی، ما میرویم از یاد

دل داده ام بر باد، بر هر چه باداباد
مجنون تر از لیلی، شیرین تر از فرهاد

ای عشق از آتش، اصل و نسب داری
از تیره ی دودی، از دودمان باد

آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر
از بوی تو آتش، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران
هر کوه بی فرهاد، کاهی به دست به باد

هفتاد پشت ما از نسل غم بودند
ارث پدر مارا، اندوه مادر زاد

از خاک ما در باد، بوی تو می آید
تنها تو می مانی، ما میرویم از یاد


"قیصر امین پور"

۱۶ آبان ۹۵ ، ۲۰:۲۵ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
من در ادای نام تو دم می زنم

من در ادای نام تو دم می زنم

نام تو را
روزی تمام غارنشینان
بر سنگها نوشتند
و سنگها از آن روز
جنگل شدند

امروز هم
از کیمیای نام تو
این واژه های خام
در دستهای خسته ی من
شعر می شوند

من در ادای نام تو
دم می زنم
شعرم حرام باد
اگر روزی
تا بوده ام
جز با طنین نام تو
شعری سروده ام

"قیصر امین پور"

۳۰ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟

آیا من نیز در روزگار آمدنت هستم ؟

این روزها که می گذرد ، هر روز
احساس می کنم که کسی در باد
فریاد می زند

ادامه مطلب...
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۱
حصار آسمان
سه شنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
هر روز بی تو روز مبادا است

هر روز بی تو روز مبادا است

وقتی تو نیستی
نه هست های ما
چونان که بایدند
نه باید ها

ادامه مطلب...
۳۰ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ب.ظ حصار آسمان
خودمانیم ، بگو این همه تردید چرا ؟

خودمانیم ، بگو این همه تردید چرا ؟

سایه سنگ بر آینه خورشید چرا ؟
خودمانیم ، بگو این همه تردید چرا ؟

نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدن
طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا ؟

ادامه مطلب...
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۱۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

شنبه های بی پناهی ، جمعه های بی قراری

خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری
شوق پرواز مجازی، بالهای استعاری

لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن
خاطرات بایگانــــی، زندگـــــی هــــای اداری

ادامه مطلب...
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان