حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۶ مطلب با موضوع «نویسندگان و اشخاص :: کاظم بهمنی» ثبت شده است

جمعه, ۱۶ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
دفتر شاعر برای او مزار کوچکی ست...

دفتر شاعر برای او مزار کوچکی ست...

رفتن ما اتفاق ناگوار کوچکی ست
بازمی گردیم روزی، روزگار کوچکی ست

می گذاری گاه دور از تو جهان را حس کنم
لطف یا قهر است این؟! دورم حصار کوچکی ست

با مرور دوستی هایم به من اثبات شد
هر که جز تو دوستم شد، دوستدار کوچکی ست

در تو من دنبال چیزی ماورای شهرتم
شاعرت بودن برایم افتخار کوچکی ست

من برای عشق می میرم، برای شعر نه!
دفتر شاعر برای او مزار کوچکی ست...

چون "عطارد" گرد تو بیش از همه چرخیده ام
سوختم، شکر خدا عشقت مدار کوچکی ست

بارها از پیش رویت رد شدم صیاد پیر
می پسندیدی نمی گفتی شکار کوچکی ست

بعد ساعت ها نگاه و ذوق و ترس و شرم و شک
انتظار یک تبسم، انتظار کوچکی ست

با دعا شاید به دست آوردمت؛ چون با دعا
دستکاری کردن تقدیر کار کوچکی ست

#کاظم_بهمنی

۱۶ تیر ۹۶ ، ۱۰:۰۰ ۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۳ ب.ظ حصار آسمان
از محبت چه بلاها به سرت می آید

از محبت چه بلاها به سرت می آید

هر که را دور کنی ، دورو برت می آید!
از محبت چه بلاها به سرت می آید

 

بنشینی دم در ، کوچه قرق خواهد شد
بروی جمعیتی پشت سرت می آید

 

تا که در دسترسی ازتو همه بی خبرند..
تا کمی دور شوی هی خبرت می آید!

 

دل به مجنون شدن خویش در آیینه نبند
صبر کن ، عاشق دیوانه ترت می آید!!

 

من آشفته به پای تو می افتم اما
موی آشفته فقط تا کمرت می آید

 

خون من ریخت نیفتاد ولی گردن تو
گردن من به مصاف تبرت می آید

 

روز محشر هم اگر سوی جهنم بروی
یک نفر ضجه زنان پشت سرت می آید!

 

#کاظم_بهمنی
#پیشآمد

ادامه مطلب...
۰۸ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۳ ۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
روبروی منِ دیوانه، نفر جمع مکن

روبروی منِ دیوانه، نفر جمع مکن

رازداری کن و از من گله در جمع مکن
باز بازیچه مشو، بارِ سفر جمع مکن

با حضور تو قرار است مرا زجر دهند
خویش را مایه ی دلگرمی هر جمع مکن

به گناهی که نکردم، به کسی باج مده
آبرویی هم اگر هست بخر، جمع مکن

ترسم آسیب ببیند بدنت، دورِ خودت
این همه هرزه ی آلوده نظر جمع مکن!

آخرین شاخه ی تو، سهم عقابی چو من است
روی آن چلچله و شانه بسر جمع مکن!

تا برآمد نفسم، جمعِ هوادارت سوخت
روبروی منِ دیوانه، نفر جمع مکن

 

"کاظم بهمنی"
غزلی از  کتاب عطارد

۰۶ آذر ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دسـت و پـا وقـتـی نـبـاشـد نردبان بی فایده است

دسـت و پـا وقـتـی نـبـاشـد نردبان بی فایده است

شاخـه را محکـم گـرفـتـن این زمان بی فایده است
بـرگ می ریـزد، ستـیـزش بـا خـزان بی فایده است  

بـاز می پرسی چـه شـد که عاشق جبـرت شـدم
در دل طـوفـان کـه بـاشی بـادبــان بی فایده است

ادامه مطلب...
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

چشم ها بیشتر از حنجره ها می فهمند

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمند
معنی کور شدن را گره ها می فهمند

سخت بالا بروی ، ساده بیایـــــی پایین
قصه ی تلخ مرا سرسره ها می فهمند

ادامه مطلب...
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشت

ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشت

تیـــر برقـــی «چوبیم» در انتهای روستا
بی فروغم کرده سنگ بچه های روستا

ریشه ام جامانده در باغی که صدها سرو داشت
کـــوچ  کردم از وطن، تنهــا بــرای روستــا

ادامه مطلب...
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
به رفتن تــو سفر نـــه، فرار میگویند!

به رفتن تــو سفر نـــه، فرار میگویند!

به رفتن تــو سفر نـــه، فرار میگویند!
به این طریقه ی بازی قمار میگویند

به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد
هنــــوز مثل گذشته "نگار" میگویند

ادامه مطلب...
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
صاحب عشـق زمیـنـی را به دوزخ می بـرنـد

صاحب عشـق زمیـنـی را به دوزخ می بـرنـد

می رسد یک روز فصل بوسه چینی در بهشت
روی تـخـتـی با رقیبـان می نشینی در بهشت

تـا خـدا بـهـتـر بسوزانـد مـرا خواهـد گذاشت
یک نمایـشگـر در آتـش، دوربـیـنـی در بهشت

ادامه مطلب...
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

مــانـنــد یـک طــفــل دبـسـتــانـی دلـم رفت

در جـمـعـشان بـودم که پـنـهـانی دلـم رفت
بــاور نـمـی کــردم بــه آســـانی دلـم رفت

از هـم سـراغـش را رفـیـقـان می گـرفـتـنـد
در وا شـد و آمــد بـه مـهـمـانی، دلم رفت

ادامه مطلب...
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۰۰ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
بیش از ایـــن دور شوی از بـدنـــم می میرم

بیش از ایـــن دور شوی از بـدنـــم می میرم

نـه فـقـط از تـو اگــر دل بـکنـم می میرم
سایـه ات نـیـز بـیـفـتـد به تنـم می میرم

بین جان من و پیراهن من فرقی نیست
هـر یکی را کـه بـرایـت بـکَـنـم می میرم

ادامه مطلب...
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان