متنفرم از حامدی که کینه دیگران توی قلبش باشه
ولی عاشق حامدی هستم که میبخشه و یاد میگیره از کسی کینه ای به دل نگیره

متنفرم از حامدی که جلوی روی خدا دست به گناه میزنه و حرمت خدا رو نگه نمیداره
ولی عاشق اون حامدی هستم که علاوه بر درک حضور خدا، از ارتکاب هر نوع گناهی در مقابلش شرم داشته باشه

متنفرم از حامدی که گناهانشو سبک میشمره و کارهای خوبشو به یاد میاره و روشون حساب میکنه!
عاشق اون حامدی هستم که گناهانشو بزرگ میبینه و کارهای خوبشو اصلا به یاد نمیاره

متنفرم از حامدی که امروز و فردا میکنه
ولی عاشق اون حامدی هستم که از فرصتای امروزش استفاده میکنه و اونها رو تبدیل به فرصتی بهتر برای فرداهاش میکنه

متنفرم از حامدی که بهونه میاره تا یه گوشه بشینه و کاری نکنه
ولی عاشق اون حامدی هستم که از حداقل امکاناتش استفاده میکنه و امکانات بیشتر رو به زندگیش راه میده

متنفرم از حامدی که نعمات خدا رو نمیبینه و فکر میکنه خدا رهاش کرده
ولی عاشق اون حامدی هستم که حتی کوچکترین نعمات خدا رو میبینه و برا همشون شکری درست بجا میاره

متنفرم از حامدی که ناامیدی دنیاشو میگیره و اجازه میده آرزوهاش به فنا بره
ولی عاشق اون حامدی هستم که همچنان به مهربانی و قدرت خداش امید داره و دست از تلاش نمیکشه

متنفرم از حامدی که عاشقه ولی صبور نیست
ولی عاشق اون حامدی هستم که عاشقه و صبور و پاکباز

از امروز، خداحافظ آهای حامدی که ازت متنفرم
و سلام بر تو ای حامدی که دوستش دارم!

و به عهد خود وفا کنید تا به عهد خود وفا کنم...