سپاس خداوندی را
که به من یاد داد
هرگز کسی را که بر من تکیه کرده
زمین نزم
و بدانم
که اینکار گناهیست نابخشودنی
تا بدانم اگر اینکار را کردم
و بنده ای از من گریخت و به او پناه برد؛
از او انتظار نداشته باشم
که همچنان تکیه گاهم باشد
اوست رفیق کسی که رفیقی ندارد
درمان دردی که درمانی ندارد
بترس رفیق، بترس!
از زمین زدن کسی که
جز خدا کسی را
برای شنیدن درد و دل هایش ندارد...
بترس اگر بغض
راه نفسش را بگیرد
و اشکی ز چشمش جاری گردد
بی شک تمام مخلوقات محبوب خدایند اما
انتقام از ظالمان برای خدا آسانتر است...
و این قانون بی بدیل خداست
که از هر دست بدهی، از همان دست پس بگیری
بترس اگر کسی را از خود راندی
به کسی دیگر پناه ببرد
و بیشتر بترس اگر آن کس خدا باشد!
خداوند، عزیز پناهگاهیست
که بندگان شکسته دلش را
عجیب زیبا پناه می دهد
و در انتقام آنها از هر کسی
تواناتر است
یادت باشد هزار سال زنده نیستی
که اگر هم میبودی
فقط دیگران را آزار میدادی و بس
پس بکوش تا زنده ای؛
حالی را به ورطه پریشانی
آرزویی به ستم
زندگی ای را به فلاکت
اشک چشمی را روان
نرانده و نستانده و نکشانده و نساخته باشی...
و این را بدان که روزی به سوی او باز میگردی
و روزی کتابت را میخوانی
این را بدان که عمر تو محدود است
و زندگی جایگاه امن تو نیست
گذرگاهیست که آمده ای
چند ساعتی یا بلکه چند روزی بمانی و
بروی
بازگردی به سویش
این را بدان
که انتقام خدای تو سخت است
و در باز ستاندن حقوق محرومان
از هر کسی قهار تر است
رسم محبت او به من یاد داد
تا محبت کنم به آنکه به من پشت کرد
 و دوست بدارم کسی را که دوستم دارد
رسم وفاداری او به من یاد داد
بمانم به پای کسی که
بر عیب ها و اشکالاتش آگاهم
و وفادار باشم
و بهترین بازگشت کنندگان
به سمت کسی که
به او هیچگونه نیازی ندارم
و این که از ته قلبم دوست بدارم
چون این تنها راه انسانیت است...
رسم معرفت او به من یاد داد
که دعای بدی در حق کسی نکنم
حتی اگر خونریزترین دشمنم باشد
او از روح خود در من دمید
که نماینده او باشم
در روی زمین
تا اگر روزی آمد
که چهره خدا در پسِ پستو ها
و در شکاف و روزنه ها
در میانه دل ها
و در آماج غم ها
از یادها رفت؛
بتوان خدا را در من جویید
همانند نور ستاره ای که در شب تار
برای پیدا کردن "راه" میجویند
تا به مقصد رسند
من اینجایم
ستاره درخشان تو ای خدا
نه آنچنان پرنور و نه آنچنان خاموش
به نور حضور تو روشنم ورنه
به نور من امیدی نیست
دریاب خستگان را که می توانی
دریاب دل شکستگان را که تو پناه بخش دل شکستگانی
من روشنم به عشق تو
و به عشقی که در دلم روشن است تا ابد
به جویندگان بگو اگر ستاره ای یافتند
از هر سویی که رفتند
بازگردند...
حصار آسمان امن است
تا یاد تو در این دل می درخشد
دوستت دارم ای زیباتر از هر چه که هست...

"حصار آسمان"