مدتی بود که وقتی صبحا از خواب بیدار میشدم، تا شب موقعی که میخواستم بخوابم، مدام تعدادی از عیبامو پیدا میکردم.
این شده بود کارِ هر روزم.
بعضی از روزا چنتا از عیبامو میدیدم
بعضی از اونا رو میدونستم ولی تا به اون روز به این دید نگاهش نکرده بودم؛
و بعضی دیگه رو اصلا نمی دونستم!
همین شد که بعد از مدتی کلا از خودم بدم اومد
با خودم میگفتم که من دیگه کی ام و این دیگه چه وضعشه!
تا اینکه یه روز طبق عادت همیشگی، یه سری زدم به کتابخونه
از بخش روانشناسی عملی، یه کتاب به نام "تکبر پنهان" نوشته آقای علیرضا پناهیان انتخاب کردم
آره همین آقا پناهیان خودمون که چنتا از فیلماشو توی وبلاگ گذاشتم.
توی مقدمه کتاب به مطالب جالبی برخوردم
نوشته بود که آگاهی انسان به عیوب خودش، هم رده با "زهد" و "شناخت کامل دین" طبقه بندی شده!
و اگر خدا خیر بنده ای رو بخواد، چشمش رو نسبت به عیوب خودش بینا میکنه!
و همچنین از اون به عنوان یکی از بزرگترین نعمات خدا نام برده شده بود
در ادامه متن کتاب نوشته بود که مهمه که انسان عیب هاش رو ببینه، به دو دلیل:
یک اینکه تلاش میکنه تا عیب هاش رو برطرف کنه
دو اینکه دیگه غرور بیجا نداره و میدونه پر از عیبه و همچنین دیگه به دیگرانم سخت نمیگیره چون میدونه اونا هم مثل خودش آدم هستن!
مهم نیست چقدر بتونه عیب هاش رو برطرف کنه. همین که تلاش بکنه، کافیه!
یکی از چیزایی که واقعا منو به تعجب آورد این بود که فهمیدم، خدا اعتراف به گناهانمو شرمندگی بخاطر اونا رو بیشتر از کارهای خیرم دوست داره! و حتی به خاطر این کارم به فرشتگان خودش مباهات میکنه!
قربون خدا برم که حساب کتابش با ماها خیلی فرق داره ...

  • یکی از عیب هام اینه که من به هیچ وجه طاقت پاک بودن رو ندارم! یعنی به محض اینکه احساس پاکی میکنم، چنان غرور بیجایی منو میگیره که دیگه نه میتونم یه دعای خوب داشته باشم و نه مناجات درست و حسابی! داشتم به این فکر میکردم که چ خوب میشه اگر این حال رو نداشتم ولی تا اون موقع عجالتا با همین چند قلم گناه بهتره کنار بیام! چون غرورمو میشکنه و باعث میشه با سرافکندگی و شرمساری برم پیش خدا! و چه خوب گفتن که: گناهی که تو رو اندوهگین کنه، بهتر از کار خیریه که باعث غرورت بشه!
  • یکی دیگه از عیبام این بود که وقتی عصبانی میشم، حرفایی میزنم که بعدا ازش پشیمون میشم. البته قبلا اینطوری نبودم. خب البته با تلاش و پیگیری، این مورد رفع شد.
  • مهمترین عیوب ما، پنهان بودن عیوب ماست! و بدتر از آن وقتی است که عیب های ما پشت سر کارهای خوب پنهان میشوند و ما آنها رو توجیه می کنیم.
  • عنوان از فاضل نظری: یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم / یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج