حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۴۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حسرت» ثبت شده است

دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
من عاشقانه وقف تو کردم بهار خویش

من عاشقانه وقف تو کردم بهار خویش

رو می کنم به عکس تو با چشم زارِ خویش
می گویمش ز قصه ی دنباله دار خویش

چندیست، با خیال تو خوابم نمی برد
در حسرت حضور توأم، در کنار خویش

رخسار سرخ من به غمت زردِ زرد شد
من عاشقانه وقف تو کردم بهار خویش

چون برگِ بی اراده به دستان سردِ باد
دل بسته ام به عشق تو بی اختیار خویش

یک دم به حال خویشم و یک دم به یاد تو
من داده ام ز دست، عنانِ قرار خویش

آشفته مانده ام، و چه آسوده رفته ای ...
من در خیال تو ، تو به دنبال کار خویش

#پریناز_جهانگیر_عصر

۱۵ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت

پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت

دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش

یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش!

دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش!

پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت
منت نکش از غیر و پروبال خودت باش

صد سال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هرسال خودت باش

#اقبال_لاهوری
 
 
 هزارمین پست حصار آسمان

۲۴ مهر ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۱ ب.ظ حصار آسمان
ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟

ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاشق گشته ام
گوئیا «او» مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
 
هر دم از آئینه می پرسم ملول
چیستم دیگر، بچشمت چیستم؟
لیک در آئینه می بینم که، وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم
 
همچو آن رقاصه هندو به ناز
پای می کوبم ولی بر گور خویش
وه که با صد حسرت این ویرانه را
روشنی بخشیده ام از نور خویش
 
ره نمی جویم بسوی شهر روز
بی گمان در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی آنرا را ز بیم
در دل مرداب ها بنهفته ام
 
می روم … اما نمی پرسم ز خویش
ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست
  
«او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوئیا شب با دو دست سرد خویش
روح بی تاب مرا در بر گرفت
 
آه… آری… این منم… اما چه سود
«او» که در من بود دیگر نیست، نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
«او» که در من بود آخر کیست، کیست؟
 
#فروغ_فرخزاد
از مجموعه: #دیوار

 

  • پی نوشت 1:

    در من
    دیوانه ای جا مانده
    که دست از
    دوست داشتنت بر نمی‌دارد!
    با تو قدم می‌زند
    حرف می‌زند
    می‌خندد
    شعر می‌خواند
    قهوه می‌خورد
    فقط نمی‌تواند
    در آغوش بگیردت ...
    به گمانم
    همین بی آغوشی
    او را
    خواهد کشت ...

    #مریم_قهرمانلو

  • پی نوشت 2:

    شعر و
    بغض و
    اشک
    کفافِ رفتنت را نمی دهند
    باید
    سرِ فرصت
    برایت
    بمیرم ...

    #مریم_قهرمانلو

  • پی نوشت 3:

    کاش
    یکی پیدا شود
    به پاهایت
    آمدن را یاد بدهد...

    #مریم_قهرمانلو

۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۱ ۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که احساس می کردم
در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت:
از شانه ام هر روز می چیده ست شب بویی

نام تو را می کَند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با نا امیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد
من مایه رنج تو هستم، راست می گویی


"فاضل نظری"

۱۶ دی ۹۵ ، ۰۷:۰۰ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
خسته تر از آنم که بگویم ...

خسته تر از آنم که بگویم ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۶ دی ۹۵ ، ۱۹:۰۰ ۱ نظر
حصار آسمان
دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد

دنبال کسی باش که دنبال تو باشد

دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش
سرگرم خودت، عاشق احوال خودت باش

یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش!

دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش!

پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت
منت نکش از غیر و پروبال خودت باش

صد سال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هرسال خودت باش



"اقبال لاهوری"

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
هیچ کس تکرار من نخواهد شد!

هیچ کس تکرار من نخواهد شد!

باورت بشود یا نه
روزی می رسد که دلت
برای هیچ کس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد!
برای نگاه کردنم، خندیدنم
و حتی اذیت کردنم!
برای تمام لحظاتی که در کنار هم داشتیم
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود!
می دانم روزی که نباشم
هیچ کس تکرار من نخواهد شد!

"بهومیل هرابال"

 

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان