حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۴۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خدای مهربان» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
من به آنها نزدیک خواهم بود

من به آنها نزدیک خواهم بود

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ۖ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ ۖ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ (186 بقره)

و چون بندگان از دوری و نزدیکی من از تو پرسند، بدانند که #من_به_آنها_نزدیک_خواهم_بود.
هر که مرا خواند، دعای او را اجابت کنم. پس بایست دعوت مرا بپذیرند و به من بگروند باشد تا به سعادت راه یابند.

#قرآن_کریم
از #خدای_بخشاینده به #تو

همچنین از این آیه دو طرح دیگه هم طراحی کردیم میتونین اونها رو از لینکهای زیر ببینید

  1. طرح 2
  2. طرح 3
۲۱ آبان ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
اگر آنها میدانستند، از شدت شوق می مردند

اگر آنها میدانستند، از شدت شوق می مردند

لَو عُلِمَ المُدبِرونَ عَنّی کَیفَ اشتِیاقِی بِهِم وَ انتِظارِی إلی تُوبَتِهِم لَماتُوا شُوقاً الیّ و لَقُطعت أوصالِهم عَن مُوَدَّتی

اگر بندگان من،
که به من پشت کرده اند،
می دانستند که چقدر انتظار آنها را می کشم
و مشتاق بازگشت آنان هستم،
[هر آن] از [شدت] شوق می مُردند
و بند بند بدن آنها از هم جدا می شد.

#اسرار_الصلوة ص 19

۱۹ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۱۱ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
هر کسی روزنه ایست به سوی خداوند

هر کسی روزنه ایست به سوی خداوند

هر کسی روزنه ایست به سوی خداوند
اگر اندوهناک شود!
اگر ...
به شدت اندوهناک شود!
 
#مصطفی_مستور
 
 

آدم از یک جایی به بعد
دیگر خودش را به در و دیوار نمیکوبد،
از هر چه هست و نیست شاکی نمیشود،
از آدم ها فاصله نمیگیرد
از هیچ کس، دیگر متنفر نمیشود.
دیگر گریه نمیکند
غصه نمی خورد
از حرف کسی نمی رنجد.
دیگر شعر نمیخواند، موسیقی گوش نمیدهد، سیگار نمی کشد
به کسی زنگ نمی زند، کسی هم به او زنگ نمی زند.
دیگر صدایی، اتفاقی، بوی عطری، اسمی، زنگ تلفنی، نامه ای، خاطره ای، حرفی
حواسش را پرت نمی کند.
آدم از یک جایی به بعد، دیگر منتظر نمی ماند،
دیگر عجله نمی کند، دیگر حوصله اش سر نمی رود، دیگر بی قرار نمیشود.

می دانی؟
آدم از یک جایی به بعد
فقط تماشا میکند
 
#بابک_زمانی

۲۸ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
انا عند القلوب المنکسره

انا عند القلوب المنکسره

لطف کنین این متن رو با دقت بخونین: [باز نشر شد]

دو کس کشتی ای میگیرند یا نبردی میکنند
از آن دو کس، هر که مغلوب و شکسته شد؛
حق با اوست! نه با آن غالب!
زیرا که : انا عند القلوب المنکسره ( من نزد قلب های شکسته هستم )!

"مقالات شمس"

همه ما قبول داریم که مسافریم و روزی از این دنیا خواهیم رفت. هر مسافر باید از یه مسیری حرکت کنه تا به مقصد برسه. مقصد ما مسافر ها کجاست؟ کاملا واضحه. انا لله و انا الیه راجعون. ما قراره به سمت خدا بازگردیم. او ما رو خلق کرده و تنها او ما رو میپذیره. ما باید دوباره در خدا حل بشیم.

منتها تا ناخالصی در وجودمون هست، نمیتونیم! باید این ناخالصی ها رو پاک کنیم. در دنیا، در سکرات موت، در عالم قبر، در عالم برزخ، در عالم قیامت. همه این مراحل برای پاک شدن ماست. برای خالص شدن ما! وقتی پاک شدیم، اون وقت میتونیم در خدا حل بشیم و با خدا یکی بشیم.

خب حالا که مقصد مشخصه، هر مسافر عاقلی، راهی رو انتخاب میکنه که نزدیکتر باشه. خود قرآن راه های زیادی رو نام برده و ما باید کوتاه ترین راه رو انتخاب کنیم. البته باید به یاد داشته باشیم که نزدیکترین راه، قطعا آسان ترین راه هم نیست! بلکه سخت ترین راهه!

وقتی خدای مهربان عده ای رو به عنوان مقربان خودش معرفی میکنه، باید بدونیم اخلاق اونها، رفتار اونها میتونه سبب تقرب ما به خدا و در نهایت رسیدنمون به خدا باشه. 

از گفتار معصومین راه تقرب به خدا به دو قسمت تقسیم شده. یکی راهی به سمت بالا و دیگری راهی به سمت پایینه! اگر خدای سبحان جهتی می داشت، در عرش بود و در فرش نبود، در افلاک بود و در خاک نبود، انسان فکر می کرد که نزدیک ترین راه همون بالا رفتنه! خیلی باید علم داشته باشن، خیلی کمال داشته باشن، خیلی ولایت داشته باشن، خیلی اخلاص داشته باشن تا بالا برن و به خدا نزدیک بشن. اگر تنها راه نزدیکی به خدا همون راه بالا بود، باید اون راه بالا را شناسائی کرد و پیمود؛ منتها خدا جهتی نداره! در همه جهت ها و مکان هاست. خدا هم در عرش هست و هم در فرش!

تنها راه قُرب اِلَی الله و مشاهده خدا این نیست که انسان عالم ترین، عاقل ترین، کامل ترین، عابد ترین انسانها باشه! اگر اون راه رو طی کرد، خُب خیلی از کمالات نصیبش میشه؛ اون البته اَقرَبُ الطُرُقه؛ ولی یک راه پائین هم داره! یه راه برجسته، یه راه فروتنی! اون راه برجسته نصیب هر کسی نمیشه. انبیاء هستن، اولیاء هستن، معصومان هستن، مرسلین هستن؛ اینها اون راه برجسته را طی میکنن؛ امّا راه پائین راه تواضعه و دل شکستگی و فروتنی و ...

پس کلا دو راه هست! یا انسان به سمت خدا تقرب پیدا میکنه، یا خدا به سمت انسان! یا انسان میهمان خدا میشه یا میزبان او! اهمیت میزبانی از میهمان بودن کمتر نیست! اگر کسی دلش شکست و از همه جا ناامید شد، اون میتونه یه پناهگاهی رو شناسائی کنه و خودشو توش جا بده! 

اگر کسی دل شکسته داشت، این رو بدونه که میتونه میزبانی خدا رو به عهده بگیره! اگر دلشکسته شدی، بدون که برای میزبانی خدا انتخاب شدی. ما که توان راه بالا پیمودن رو نداریم! پس نزدیک ترین راه برای ما همون "قلب شکسته" ست که نصیب خیلی ها میشه. قدرش رو بدون اگه دلی شکسته داری. دلت رو با یاد خدا آروم کن!

اینکه میگن [اَمَّنْ یجِیبُ الْمُضْطَرَّ اِذَا دَعَاهُ وَ یکْشِفُ السُّوء] نه یعنی وقتی مضطر شدی، اَمَّن یُجیبُ بخون! ما هر وقت مشکلی داریم، أمَّن یُجیبُ می خونیم. معنای آیه که این نیست! معنای آیه اینه که وقتی مضطر شدی، بگو: [یا اَلله]، جواب می گیری. برای اینکه مضطر رو فقط اون جواب میده! کسی که همه راهها به روش بسته شد، اون جوابشو میده! چون آدم وقتی مضطر شد، موحّد خوبی هم میشه. چون براش ثابت میشه که از هیچ کسی کاری ساخته نیست!

۲۷ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۱۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۱
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
احدی می‌تواند بداند که چه به او عطا خواهم نمود؟

احدی می‌تواند بداند که چه به او عطا خواهم نمود؟

در روایت آمده است که خداى متعال به یکى از صدیقان وحى کرد که من بندگانى دارم که؛
مرا دوست دارند و من نیز آنان را دوست دارم;
آنها مشتاق من بوده، من نیز مشتاق آنهایم
آنان مرا در یاد دارند و من هم به یاد آنها هستم
به من نظر دارند و من نیز به آنان نظر دارم
پس اگر تو قدم جاى قدم آنها بگذارى، تو را هم دوست‏ خواهم داشت
و اگر از راه آنها منحرف شوى، عقوبتت‏ خواهم کرد

او گفت: بار الها! نشانه‏ هاى آنها چیست؟
خطاب رسید:
آنها روزها بسان چوپان مهربانى که مواظب گوسفندان خود است ‏به سایه مى‏ نگرند و منتظر رسیدن شب هستند.
با شور و اشتیاق بسیار به استقبال غروب مى‏ شتابند
و چون شب فرا رسید و هر دوستى با دوست ‏خود در محفلى خلوت کرد،
اینان در برابر من به پاى مى‏ ایستند
صورت‏هاى خود را بر خاک نهاده
با تلاوت قرآن به مناجات و راز و نیاز با من مى‏ پردازند.
در برابر نعمت ‏هایم سپاسگزارى کرده،
گاه گریه و گاه شیون مى‏ کنند،
زمانى آه مى‏ کشند
و ساعتى از گناهان شکوه مى ‏کنند.
مدتى ایستاده و مدتى نشسته،
گاه در حال رکوع و زمانى در سجده هستند.
آنچه را آنان به خاطر من تحمل مى‏ کنند، همه را مى‏ بینم
و شکوه ‏هایى‏ که از محبت من بر لب دارند مى‏ شنوم

اولین چیزی که به آنها عطا کنم سه چیز است:
یکی اینکه نور خودم را در دلهای آنها بیفکنم
در نتیجه همانگونه که من از آنها آگاهم، آنها نیز از من با خبر خواهند بود
دوم اینکه اگر آسمانها و زمینها و آنچه را که در این میان هستند در میزان آنها ببینم
باز آن را کم خواهم دانست!
سوم [ رو سوی آنها می‌کنم ]
و آیا اگر کسی من رو سوی او آورم، احدی می‌تواند بداند که چه به او عطا خواهم نمود؟

(اسرار الطلوة، حاج میرزا ملکی تبریزی، ص 455)

۱۱ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۶ ق.ظ حصار آسمان
بگذار عشق از تو جاری شود ای من!

بگذار عشق از تو جاری شود ای من!

پس بگذار کمی رک باشم!
در اینکه او بد کرد، شکی نیست
آمد تا میانه مسیر، دلدادگی ات را دید، عشقت را چشید، تو را تمام قد به خودش وابسته کرد
اما نماند!
قرارهای عاشقانه را فراموش کرد، دلتنگی های گاه به گاهش را از یاد برد، و به معنای واقعی کلمه، حس و حالت، روز و روزگارت، فردا و آینده و زندگی ات را بی خیال شد!
"خود" را دید و برای تو از زندگی حقی قائل نشد
درست! همه اش درست
و تو اگر تا قیامت از او دلگیر باشی، حق داری
حق داری چرا که توانستی مسئولیت تمام عاشقی را بر عهده بگیری و او نتوانست و شانه خالی کرد و تو زمین خوردی
زمین خوردی و شاید بارهای دیگری هم زمین بخوری تا شاید بدانی ارزش عشقش برای تو چه اندازه است!
آدمی که صدها بار دلت را شکست و تو هنوز عاشقانه بازگشتش را میخواهی؛
باید خیلی برایت عزیز بوده باشد که تا این حد از جنون به پایش مانده ای!
اما از حق نگذریم، او آمد!
نه همه مسیر را! اما آمد

ادامه مطلب...
۰۵ مهر ۹۶ ، ۰۰:۵۶ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۷ ق.ظ حصار آسمان
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

مدتی بود که وقتی صبحا از خواب بیدار میشدم، تا شب موقعی که میخواستم بخوابم، مدام تعدادی از عیبامو پیدا میکردم.
این شده بود کارِ هر روزم.
بعضی از روزا چنتا از عیبامو میدیدم
بعضی از اونا رو میدونستم ولی تا به اون روز به این دید نگاهش نکرده بودم؛
و بعضی دیگه رو اصلا نمی دونستم!
همین شد که بعد از مدتی کلا از خودم بدم اومد
با خودم میگفتم که من دیگه کی ام و این دیگه چه وضعشه!
تا اینکه یه روز طبق عادت همیشگی، یه سری زدم به کتابخونه
از بخش روانشناسی عملی، یه کتاب به نام "تکبر پنهان" نوشته آقای علیرضا پناهیان انتخاب کردم
آره همین آقا پناهیان خودمون که چنتا از فیلماشو توی وبلاگ گذاشتم.
توی مقدمه کتاب به مطالب جالبی برخوردم
نوشته بود که آگاهی انسان به عیوب خودش، هم رده با "زهد" و "شناخت کامل دین" طبقه بندی شده!
و اگر خدا خیر بنده ای رو بخواد، چشمش رو نسبت به عیوب خودش بینا میکنه!
و همچنین از اون به عنوان یکی از بزرگترین نعمات خدا نام برده شده بود
در ادامه متن کتاب نوشته بود که مهمه که انسان عیب هاش رو ببینه، به دو دلیل:
یک اینکه تلاش میکنه تا عیب هاش رو برطرف کنه
دو اینکه دیگه غرور بیجا نداره و میدونه پر از عیبه و همچنین دیگه به دیگرانم سخت نمیگیره چون میدونه اونا هم مثل خودش آدم هستن!
مهم نیست چقدر بتونه عیب هاش رو برطرف کنه. همین که تلاش بکنه، کافیه!
یکی از چیزایی که واقعا منو به تعجب آورد این بود که فهمیدم، خدا اعتراف به گناهانمو شرمندگی بخاطر اونا رو بیشتر از کارهای خیرم دوست داره! و حتی به خاطر این کارم به فرشتگان خودش مباهات میکنه!
قربون خدا برم که حساب کتابش با ماها خیلی فرق داره ...

  • یکی از عیب هام اینه که من به هیچ وجه طاقت پاک بودن رو ندارم! یعنی به محض اینکه احساس پاکی میکنم، چنان غرور بیجایی منو میگیره که دیگه نه میتونم یه دعای خوب داشته باشم و نه مناجات درست و حسابی! داشتم به این فکر میکردم که چ خوب میشه اگر این حال رو نداشتم ولی تا اون موقع عجالتا با همین چند قلم گناه بهتره کنار بیام! چون غرورمو میشکنه و باعث میشه با سرافکندگی و شرمساری برم پیش خدا! و چه خوب گفتن که: گناهی که تو رو اندوهگین کنه، بهتر از کار خیریه که باعث غرورت بشه!
  • یکی دیگه از عیبام این بود که وقتی عصبانی میشم، حرفایی میزنم که بعدا ازش پشیمون میشم. البته قبلا اینطوری نبودم. خب البته با تلاش و پیگیری، این مورد رفع شد.
  • مهمترین عیوب ما، پنهان بودن عیوب ماست! و بدتر از آن وقتی است که عیب های ما پشت سر کارهای خوب پنهان میشوند و ما آنها رو توجیه می کنیم.
  • عنوان از فاضل نظری: یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم / یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۷ ۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان