حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سرگشته» ثبت شده است

چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام

دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام

با همه بی‌سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران‌شدنی آنی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه توفانی‌ام

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

آمده‌ام با عطش ِ سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

ماهی سرگشته‌‌ی دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

خوب‌ترین حادثه‌ می‌دانمت
خوبترین حادثه می‌دانی‌ام؟

حرف بزن، ابر مرا باز کن
دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام

ها... به کجا می‌کشی‌ام خوب من
ها... نکشانی به پشیمانی‌ام

#محمد_علی_بهمنی

۰۳ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
در پی لایق برو ما هم تماشایش کنیم

در پی لایق برو ما هم تماشایش کنیم

تهمت نالایقی بر ما زدی، رفتی قبول
در پی لایق برو ما هم تماشایش کنیم
 
#شاهین_پور_علی_اکبر
 
 

عزیزِ دل، تو را با خویشتن یکدل نمی بینم
به جز خونِ دل از این عشقِ بی حاصل، نمی بینم
هزاران جهد کردم تا به راهت آورم، لیکن
چه حاصل؟ چون تو را در همرهی مایل نمی بینم

تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم؟!
شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم
تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
به سان قایق سرگشته روی گردابم

توصیه : دکلمه این شعر خیلی دلنشینه. میتونین اون رو با صدای #مولود_زهتاب بشنوین. 
بشنوید:
و یا دانلود کنید: [گلهای غربت 1 - مولود زهتاب]

۰۲ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت

پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت

دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش

یک لحظه نخور حسرت آنرا که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش!

دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش!

پرواز قشنگ است ولی بی غم و محنت
منت نکش از غیر و پروبال خودت باش

صد سال اگر زنده بمانی گذرانی
پس شاکر هر لحظه و هرسال خودت باش

#اقبال_لاهوری
 
 
 هزارمین پست حصار آسمان

۲۴ مهر ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم

عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم

بی دوست شبی نیست که دیوانه نباشیم
مستیم اگر ساکن میخانه نباشیم

ما را چه غم ار باده نباشد، که دمی نیست
از عمر که با نالۀ مستانه نباشیم

سرگشتۀ محضیم و در این وادیِ حیرت
عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم

چون می نرسد دست به دامان حقیقت
سهل است اگر در پی افسانه نباشیم

هر شب به دعا می طلبیم اینکه نیاید
آن روز که ما در غم جانانه نباشیم

#مهدی_اخوان_ثالث

۲۱ مهر ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان

آنقَدَر ها هم که می گویند مومن نیستم

رک بگویم ،پیش چشمت اهل مِن مِن نیستم
ظاهرت را دوست دارم ، فکر باطن نیستم

هرچه می آیم به سمتت دورتر می ایستی
پاره کن تسبیح بسم الله را ، جن نیستم

روسری را پیش من بالا و پایین کم ببر
آنقَدَر ها هم که می گویند مومن نیستم

سختم ، اما ساده می افتم به لطف بوسه ات
اتفاقم ، گرچه از دید تو ممکن نیستم

باد وقتی می وزد از لای موی درهمت
ابر سرگردانم و در خویش ساکن نیستم

رک بگویم ، دوستت دارم ، بدون پیش و پس
پیش خط چشمهایت اهل مِن مِن نیستم

#میثم_داوودی

۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۴:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان

دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟

در این دریا، چه می جویند ماهی‌های سرگردان
مرا آزاد می‌خواهی؟ به تنگ خویش برگردان

مرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادی
اگر این است آزادی مرا بی بال و پر گردان

دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟
خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردان

من از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشق
طلسمی را که بر من بسته بودی، بسته تر گردان

به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری
همین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردان

من از سرمایه عالم همین یک "قلب" را دارم
اگر چیزی دگر مانده است، آن را هم هدر گردان

در این دوزخ به جز تردید راهی تا حقیقت نیست
مرا در آتش تردیدهایم شعله ور گردان

#فاضل_نظری

۲۴ تیر ۹۶ ، ۰۰:۳۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
دیگر چیزی ندارم جز تو!

دیگر چیزی ندارم جز تو!

خداوندا
آنکس که شب هنگام
تیرگی های درد و غمی بی پایان
چون پاره های شب سیاه
بر روح فسرده اش فرود آیند
قلب اندوهبارش را در بر گیرند؛
تا آخرین رگه های حیات را آن بیرون کشند،
مگر پناهگاهی جز تو دارد؟!

پناهم ده!
مگذار شرمندگی گناهان مرا از تو دور سازد...
آزاد ساز از بند ترس و تردید
مگذار در دو راهی های زندگی ام سرگردان بمانم...
خداوندا
میدانم هیچکسی جز تو مرا نمیفهمد
بیا و یک امشب بیخیال آنچه بود شو
بیا و یک امشب بگذار عاشقانه صدایت کنم ...
از من همینقدر ساخته بود!
حال که شکسته پر و در هم شکسته دلم
ای جبران کننده دل شکستگان؛
ای شنونده تمامی نجواها
ای داننده تمام رازها
بشنو مرا که بی اندازه دردمندم ...

سکوت میکنم
زین پس سکوت میکنم تا تنها برای تو سخن گویم
مدد کن؛ 
شکستگی هایی را جبران کن که بر آن توانایی
که جز تو دیگر کسی نیست ...

۲۵ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان