حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای عشقی ست که مرگ را معنا کند

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عاشقی» ثبت شده است

جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
خونِ دل خوردن بُوَد ای دل سزای عاشقی

خونِ دل خوردن بُوَد ای دل سزای عاشقی

ما بر آن زلفِ دوتا هر شب زنیم دستِ دعا
یا به زنجیرم کشد یا سازدم از غم رها

در خَمِ طُره ی پُرچینش ندانم راهِ خود
یا بده راهم نشان یا ده حجاب زلفِ دوتا

طُره ی شبرنگ اگر این گونه طراری کند
نرگس مستت چرا، خواهد ز ما رسم وفا

دلبری هستی که عیّارانِ شهر خُسروان
رسمِ این بنده نوازی می خریدند از صبا

عشق آن نَبوَد که نالی از جفای دلستان
هر که عاشق باشد او هم خود نبیند هم جفا

خونِ دل خوردن بُوَد ای دل سزای عاشقی
یا به زلفش دل مبند یا خود فِکَن در صد بلا

عشق چون آید شوی گم در شمیمِ دلبری
دل شود از مهرِ او پر جان شود مهدِ صفا

چون شدی یکرنگ تو با او در نظامِ عاشقی
دیگرت جایز نباشد یا جفا یا هر خطا

ای دلا راهی شباهنگ رفته لیکن از خطا
پس مرو راهی اگر خواهی بمانی با خدا


"(ک) شباهنگ"
[ لینک به وب شاعر ]

۱۷ دی ۹۵ ، ۰۷:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۴۱ ب.ظ حصار آسمان
من اگر ساز کنم، حاضری آواز کنی؟

من اگر ساز کنم، حاضری آواز کنی؟

من اگر ساز کنم، حاضری آواز کنی؟
غزلی خوانی و چون نغمه ی دل بازکنی؟

بلدم ناز خریدن، بلدی ناز کنی؟
یا نشینی به برم، شعرنو آغازکنی؟

بلدم راز نگهدار شوم، راز بگو
بلدی راز نگهداری و دمساز کنی؟

بلدم با تو به دنیای دلت سیر کنم
بلدی قفل دلِ عشقِ مرا باز کنی؟

بلدم پر بکشم تا به نهایت به دلت
بلدی عشق شوی عاشقی ابراز کنی؟

  • پی نوشت: متاسفانه یا خوشبختانه، الگوریتم انتخاب شعر حصار آسمان به صورت تصادفی عمل میکنه. به همین دلیل این شعر زیبا رو پیدا کردیم ولی شاعر مجهوله! اگر کسی از عزیزان اسم شاعر رو میدونه، ما رو در جریان قرار بده. متشکرم.
۲۵ آبان ۹۵ ، ۲۰:۴۱ ۱۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۱۰ ب.ظ حصار آسمان
دستِ رابطه در دستانِ توست

دستِ رابطه در دستانِ توست

باید آمدنت
آنقدر بویِ ماندن بدهد
که من
از صد قدمیِ راه
شهر را خبر کنم
در میدانِ شهر باله برقصم
و همه را وادار به خندیدن کنم

باید آنقدر دستانت
محکم دستانم را بگیرد
که مردم خیال کنند
ما به هم چسبیده ایم
و ما در دل بخندیم به دلسوزیشان
و من در دل ذوق کنم
از عاشقیمان

باید قهر کردنمان تازه باشد
من خسته ام از قهرهایِ تکراری
از این قهرهایی باشد که
من با اخم یقه ی پیراهنت را صاف می کنم
تو با لبخند نگاهم می کنی
من باز به کارم ادامه می دهم
و تو یواش در گوشم می گویی :
یقه که کنده شد هیچ
این دل هم از این همه اخم
تکه تکه شد
می شود آشتی کنی؟

باید آنقدر چای دارچین بنوشیم
که دیگر چای فروشِ محله
نامِ چای دارچین را
بگذارد :
چایِ عشق..

باید یاد بگیری
دستِ رابطه در دستانِ توست
یا رهایش می کنی به امانِ روزگار
یا در آغوشش می گیری
نوازشش می کنی
بزرگش می کنی
پیر می شوی به پایش ...


"عادل دانتیسم"

۱۴ آبان ۹۵ ، ۱۲:۱۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
باز بفرستم بسوی دوست پیغامی دگر

باز بفرستم بسوی دوست پیغامی دگر

ساقیا پُر کن به یاد چشم او جامی دگر
تا بسوی عالم مستی زنم گامی دگر

چشم مستت را بنازم ، تازه از راه آمدم
بعد ازین جامی که دادی ، باز هم جامی دگر

ادامه مطلب...
۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۹:۰۰ ۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
فهمیده ام که غیر خدا عاشقی خطاست

فهمیده ام که غیر خدا عاشقی خطاست

افتاده راه طالع تارم به «هیچ کس»!
دیدی وفـــا نکرد بهارَم به هیچ کس؟

تــو رفته ای ، دلیل ندارد بیــــان شود
جای دقیق ِ سنگ مزارم به هیچ کس

ادامه مطلب...
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مُزد عاشقی

مُزد عاشقی

مُزد عاشقی
رنج است
اما این رنج
روشنی می بخشد
از دلی عاشق
که می شکند
موسیقی و ترانه می تراود

"جبران خلیل جبران"

۱۴ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
امید ِ من ! چرا قدر نگاهت را نمی دانی ؟

امید ِ من ! چرا قدر نگاهت را نمی دانی ؟

شود تا ظلمتم از بازی چشمت چراغانی
مرا دریاب، ای خورشید در چشم تو زندانی !

خوش آن روزی که بینم باغ خشک آرزویم را
به جادوی بهار خنده هایت می شکوفانی

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
چشمی که تو را دید، جزین نیست سزایش

چشمی که تو را دید، جزین نیست سزایش

رازی است در آن چشم سیاهت، بنمایش
شعری نسروده ست نگاهت، بسرایش

خوش میچرد آهوی لبت، غافل ازین لب
این لب که پلنگانه کمین کرده برایش

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۰۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
هر بار خواست چای بریزد نمانده ای

هر بار خواست چای بریزد نمانده ای

هر بار خواست چای بریزد نمانده ای
رفتی و باز هم به سکوتش نشانده ای

تنها دلش خوش است به اینکه یکی دوبار
با  واسطه  سلام  برایش  رسانده ای

ادامه مطلب...
۰۲ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد

سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد

سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد
اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد

من و تو پنجره‌های قطار در سفریم
سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد

ادامه مطلب...
۰۱ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان