حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۲۶۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عشق» ثبت شده است

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
آن لحظه‌ای که تو را به نام می‌نامیدم

آن لحظه‌ای که تو را به نام می‌نامیدم

هلیا!
من هرگز نخواستم که از عشق، افسانه‌ای بیافرینم؛
باور کن!
من می‌خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم – کودکانه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن فقط لحظه‌ها را می‌خواستم.
آن لحظه‌ای که تو را به نام می‌نامیدم.
آن لحظه‌ای که خاکستری ِ گذرای ِ زمین در میان موج جوشان مه، رطوبتی سحرگاهی داشت.
آن لحظه‌ای که در باطل ِ اباطیل دیگران نیز خرسندی کودکانه‌ای می‌چرخید.
لحظه‌ی رنگین ِ زنان چای چین
لحظه‌ی فروتن ِ چای خانه‌های گرم، در گذرگاه شب.
لحظه‌ی دست باد بر گیسوان تو
لحظه‌ی نظارت ِ سرسختانه‌ی ناظری ناشناس بر گذر سکون
من از دوست داشتن تنها یک لیوان آب خنک در گرمای تابستان می‌خواستم.
من برای گریستن نبود که خواندم
من آواز را برای پر کردن لحظه‌‌های سکوت می‌خواستم.
من هرگز نمی‌خواستم از عشق برجی بیافرینم، مه‌آلود و غمناک با پنجره‌های مسدود و تاریک.
دوست داشتن را چون ساده‌ترین جامه‌ی کامل عید کودکان می‌شناختم.
هلیا!
تو زیستن در لحظه‌ها را بیاموز
و از جمیع فرداها پیکر کینه‌توز بطالت را میافرین!
...

#نادر_ابراهیمی
برگرفته از کتاب: "بار دیگر شهری که دوست می داشتم"

۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۰ ۱۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۲:۰۱ ق.ظ حصار آسمان
بی تو نام دگرم دلتنگیست

بی تو نام دگرم دلتنگیست

اگر مرا دوست داری به من بگو. اگر دلتنگم هستی، دلتنگی ات را با دو قطره اشک یا کلامی لرزان به من بفهمان. یا اصلا بگو. بگو دلتنگم هستی. تو به من بگو دوستم داری و بعد برو آن سوی کره زمین و دیگر نیا! اصلا هر کجا دوست داری برو. فقط اگر هنوز هم احساسی در سینه ات هست، از من دریغش مکن.

عزیز من! تو نمیدانی بی حاصلی چقدر سخت است. تو نمیدانی درخت بی ثمر نشاندن یعنی چه! بگذار مطمئن باشم در ازای تمام وفاداری ام، در  قلبت جایی را به تسخیر خود درآورده ام که هرگز با کسی دیگر پر نمی شود. بگذار باور کنم بیهوده نبوده، بودنم، ماندنم و از عشق سرودنم. بگذار خیال کنم در گوشه ای از دنیا، شاید در ثانیه ای حتی، یک نفر دلش هوای مرا دارد، در گوشه ای از زندگی اش، خاطرات مرا ورق می زند، شاید حتی گهگاهی دلش برای بودنم تنگ می شود! اگر قرار است پاسخگوی سوالی باشم، بگذار این سوال "چقدر دلتنگم هستی؟" باشد نه اینکه در گمنامی واژه ها بپرسم "اصلا دلتنگم هستی؟".

تو جانی. همان نوش دارویی که حال مرا خوب می کند. اگر بدانم دوستم داری، دیگر هر غروب اینقدر هوای عاشقی دلتنگ نیست. تو جانی و جان در میان کالبد خاکی من نمی ماند. اما همین که بدانم هستی و گوشه ای از هستِ تو، منم، دیگر عذاب پرسیدن اینهمه "چرا" و بی جواب ماندنشان را نخواهم داشت. 

عزیزترینم... بهار با شکوفه هایش بهار است. زمستان با سرما و برفش، تابستان با گرما و عطشش و پاییز با زردی و نم بارانش و من نیز با تو منم و نیستی من با رنگ تو - همان ارغوانی مایل به فیروزه ای - رنگ هستی می یابد. اگر بدانم با منی، حتی اگر نباشی هم، روزگار خیلی سخت نخواهد گذشت. با توام ای آرامش محض، به من بگو!

شنیدنی: [ دانلود ] سالار عقیلی - موج اشک

ادامه مطلب...
۱۷ ارديبهشت ۹۷ ، ۰۰:۰۱ ۱۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۳۶ ب.ظ حصار آسمان
متنفرم از این، ولی اونو دوست دارم!

متنفرم از این، ولی اونو دوست دارم!

متنفرم از حامدی که کینه دیگران توی قلبش باشه
ولی عاشق حامدی هستم که میبخشه و یاد میگیره از کسی کینه ای به دل نگیره

متنفرم از حامدی که جلوی روی خدا دست به گناه میزنه و حرمت خدا رو نگه نمیداره
ولی عاشق اون حامدی هستم که علاوه بر درک حضور خدا، از ارتکاب هر نوع گناهی در مقابلش شرم داشته باشه

متنفرم از حامدی که گناهانشو سبک میشمره و کارهای خوبشو به یاد میاره و روشون حساب میکنه!
عاشق اون حامدی هستم که گناهانشو بزرگ میبینه و کارهای خوبشو اصلا به یاد نمیاره

متنفرم از حامدی که امروز و فردا میکنه
ولی عاشق اون حامدی هستم که از فرصتای امروزش استفاده میکنه و اونها رو تبدیل به فرصتی بهتر برای فرداهاش میکنه

متنفرم از حامدی که بهونه میاره تا یه گوشه بشینه و کاری نکنه
ولی عاشق اون حامدی هستم که از حداقل امکاناتش استفاده میکنه و امکانات بیشتر رو به زندگیش راه میده

متنفرم از حامدی که نعمات خدا رو نمیبینه و فکر میکنه خدا رهاش کرده
ولی عاشق اون حامدی هستم که حتی کوچکترین نعمات خدا رو میبینه و برا همشون شکری درست بجا میاره

متنفرم از حامدی که ناامیدی دنیاشو میگیره و اجازه میده آرزوهاش به فنا بره
ولی عاشق اون حامدی هستم که همچنان به مهربانی و قدرت خداش امید داره و دست از تلاش نمیکشه

متنفرم از حامدی که عاشقه ولی صبور نیست
ولی عاشق اون حامدی هستم که عاشقه و صبور و پاکباز

از امروز، خداحافظ آهای حامدی که ازت متنفرم
و سلام بر تو ای حامدی که دوستش دارم!

و به عهد خود وفا کنید تا به عهد خود وفا کنم...


۱۰ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۳۶ ۱۱ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۵۶ ب.ظ حصار آسمان
بگذار مسلط باشم به عشق

بگذار مسلط باشم به عشق

در من هزار بوسه ی مُعطر
میل دارند به عاشقی های مکرر ات
و آغوش هایی که رها کردن
در مرام و مسلکشان نیست

در من یک نفر
جوری به داشتنت مشغول است
که انگار چیزی جز این،
از دست و دل‌اش برنمی‌آید

بگذار آغوش به آغوش
بوسه به بوسه
شعر به شعر
مسلط باشم به عشق
به دوست داشتنت

#مریم_قهرمانلو

۲۲ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۵۶ ۲۶ نظر موافقین ۱۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ۱۰:۱۵ ب.ظ حصار آسمان
و در من دیوانه هاییست

و در من دیوانه هاییست

در من چندین دیوانه زندانی اند!
دیوانه ای که بیشتر اوقات بغض میکند
دیوانه ای که به بودنت دلخوش است
دیوانه ای که نمیداند تو رفته ای
دیوانه ای که دوستت دارد
دیوانه ای که یک عالم از تو گله دارد
دیوانه ای که می نویسد، برای کسی که نمی خواند!
دیوانه ای برای وقت خوابیدن
که در خواب ها به دنبال تو بچرخد
دیوانه ای برای صبح ها
که گوشه گوشه خانه را به دنبالت بگردد
دیوانه ای برای وقت غروب
که به ظلمت فراگیر دنیایش بگرید
و دیوانه ای که همیشه، میخواهد تو را فراموش کند
و هر بار خسته تر از قبل، باز به تو، پناه می آورد

هر کدام کار خودشان را میکنند
اینجا را یکی درست میکند، دیگری می آید با لگدی خرابش میکند!
این یکی در را می بندد، آن یکی در را می گشاید!
این یکی چراغ ها را خاموش میکند، دیگری روشن!
اما همه شان در یک مورد با هم کنار آمده اند
"دوست داشتن تو"
در من دیوانه ها نابودی آفریده اند عزیزم!
اما همه شان به حرف تو گوش می دهند
لطفا بیا!
و این جمع دیوانه را سر و سامان بخش..

"حکم آنچه تو فرمایی ای خانم اقیانوس"

#حصار_آسمان

پی نوشت: من بچه اون نسلی هستم، که وقتی چیزی خراب میشد، تعمیرش میکردن. من با کلمات "نمیشه" یا "نمیتونم" سازگار نیستم. چون بارها شده و تونستم! همین بهار پارسال! گل توی حیاط به طور کامل داشت نابود میشد. نشستم با "عشق" شاخ و برگای اضافیشو زدم، تقویتش کردم. شته هاشو با سم از بین بردم، بعد در کمتر از یه هفته گل داد. هیچ سالی گلهاش اینقدر خوشبو نشده بود! وقتی نگاش میکردم، احساس میکردم داره ازم تشکر میکنه! اونجا بود که فهمیدم حتی اون گل هم با عشق، زنده میشه.
بگو "میشد" منتها من نخواستم! نخواستم چون برام ارزشی نداشتی که درستت کنم.. گفتم همونجور خراب بمونی بهتره.. بالاخره یکی لازمش داره، برش میداره درستش میکنه دیگه .. همین کارا رو کردی که اونقدر بغض دارم که دوست دارم اصلا نباشم..
 

بعدا نوشت (و از این مسخره بازیا): راستش دلم میخواست دست دلمو بگیرم، ببرمش توی یه بیابون برهوتی ولش کنم و برگردم... داره نابودم میکنه ..

۲۰ اسفند ۹۶ ، ۲۲:۱۵ ۸ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۶، ۰۸:۱۳ ب.ظ حصار آسمان
جز این، کدام حرف را می توان اینهمه تکرار کرد؟!

جز این، کدام حرف را می توان اینهمه تکرار کرد؟!

جیرجیرک ها
یک کلمه بیشتر ندارند
با همان یک کلمه هم
بی شک، چیزی جز "دوستت دارم"
نمی گویند...
دیوانه که نیستند!
کدام حرف را جز این
می توان تا صبح بیدار ماند
و اینهمه تکرار کرد!

#رویا_شاه_حسین_زاده

انصافا این قطعه صوتی رو که گذاشتم بشنوید. روحتون تازه میشه :)
شنیدن این صدا توی شبهای خرداد و اردیبهشت خیلی آرامش دهنده ست
بعد از شنیدن، حستون رو بنویسید



[ دانلود ]

۱۵ بهمن ۹۶ ، ۲۰:۱۳ ۱۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۴ آذر ۱۳۹۶، ۰۷:۱۵ ب.ظ حصار آسمان
با عشق ممکن است تمام محال ها

با عشق ممکن است تمام محال ها

خطی کشید روی تمام سوال ها
تعریف ها معادله ها احتمال ها

خطی کشید روی تساوی عقل و عشق
خطی دگر به قائده ها و مثال ها

خطی دگر کشید به قانون خویشتن
قانون لحظه ها و زمان ها و سال ها

از خود کشید دست و به خود نیز خط کشید
خطی به روی دفتر خط ها و خال ها

خط ها به هم رسید و به یک جمله ختم شد
با عشق ممکن است تمام محال ها

#فاضل_نظری

۲۴ آذر ۹۶ ، ۱۹:۱۵ ۲۴ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۲
حصار آسمان