۸۶ مطلب با کلمهی کلیدی «تنهایی» ثبت شده است
جمعه, ۲۸ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ
حصار آسمان
به جز حضور تو
هیچ چیزِ این جهانِ بیکرانه را
جدی نگرفته ام
حتی عشق را ...
#حسین_پناهی
نگاهم کرد و گفت: کم آوردی نه؟
گفتم معلوم نیست؟
گفت شاید.
گفتم همیشه دیوار حاشا بلنده و هزار راه برای توجیه کردن هست... اما آدم باید با خودش صادق باشه، سر خودش رو که دیگه نمیتونه شیره بماله. میتونه!؟
شونههاش رو انداخت بالا.
گفتم کم آوردم. این راه رو تنهایی رفتن ساده نیست. من آدم بازی یهنفره نیستم. تنهایی مثل خوره میمونه، نمیدونی از کِی شروع میشه، اما به خودت میای و میبینی ذرهذره کل زندگیت رو گرفته. انقدر از آدم خالی میشی که دلت میخواد توی خیابون یه نفر، سفت بغلت کنه. تا حالا از سر بدبختی دلت خواسته کسی رو بغل کنی؟
سرش پایین بود و حرفی نزد.
«به کسی که میخواد بره، حداقل این شانس رو داری که بگی بمون، اما به کسی که رفته.. امان از اونی که رفته».
#پویا_جمشیدی
#دلتنگیهای_احمقانه
۲۸ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۰
۵
۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ
حصار آسمان
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
زندگی در دوستی با مرگ عالی تر شده است
هر نگاهی می تواند خلوتم را بشکند
کوزهی تنهایی روحم سفالی تر شده است
آخرین لبخند او هم غرق خواهد شد در آب
ماهِ در مرداب این شب ها هلالی تر شده است
گفت تا کی صبر باید کرد؟ گفتم چاره چیست؟!
دیدم این پاسخ، از آن پرسش سؤالی تر شده است
زندگی را خواب می دانستم اما بعد از آن
تازه می بینم حقیقت ها خیالی تر شده است
ماهی کم طاقتم! یک روز دیگر صبر کن
تنگ آب از روزهای قبل خالی تر شده است
#فاضل_نظری
۲۳ مهر ۹۶ ، ۰۸:۰۰
۳
۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ
حصار آسمان
خواهشاً "تنهایی" را به عنوان
یک رقیبِ عشقی جدی بگیرید...
جای خالیِ تان با "آدم"اگر پر شد،بعد از مدتی امید به دوباره خالی شدنش هست...
اما امان از "تنهایی"...
که اگر رفتید و به تنهایی عادت کرد...
که اگر رفتید و بدونِ شما خوشحال بودن و خندیدن را یاد گرفت...
که اگر زندگی بدونِ شما دیگر برایش سخت نبود...
هیچوقت به دوباره خالی شدنِ جایتان،فکر هم نکنید....
"تنهایی" خوب بلد است رخنه کند در قلبِ آدم ها...
جدی بگیرید این رقیبِ فرصت طلبِ بی چشم و رو را...
جدی بگیرید؛
تنهایی را...
تنهایی را...
تنهایی را...
#الناز_شهرکی
دلت نگیرد از نبودنِ کسی..
آدم ها
سالهاست که دچار فراموشی اند...
#زیور_شیبانی
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰
۳
۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ
حصار آسمان
هر کجا نشستی و گفتی:
"من که رفتم و دلش دیگر خریدار ندارد"
کاش بدانی؛
ما اگر بعد گرمای یک صورت
همچنان تنهاییم و تنها می مانیم
چون قلب عزیزی داریم که
رهگذر پسند نیست!
#فرید_صارمی
گاهی اوقات عشق آن قدر قوی است که کاری نمیتوان کرد و انسان می تواند به راحتی و با آگاهی تمام به سمت بدبختی خود برود.
#کریستین_بوبن
۲۲ مهر ۹۶ ، ۱۲:۰۰
۲
۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۱ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ
حصار آسمان
#تو نه دلت شکسته
نه کسی گذاشته رفته
لابد می گویی چه می گویی ؟
او که رفت دلِ مرا با خود برد
می گویم:
او که رفت اصلا نیامده بود
او مسافری بود تنها... آمده بود تا نفسی تازه کند
ماندنی نبود جانم .. می گویی پس آن همه نجواهایِ #عاشقانه ؟
می گویم گوش هایِ تو انتظارِ چنین حرفهایی را می کشید
تقصیری هم نداری.. احساس گاهی آدم را به بی راهه می کشد
اما گوش کن جانم .. آنکه می آید تا بماند اصلا دل شکستن بلد نیست
اصلا پایِ رفتن ندارد
آنکه می آید #تنها نیست
دنبالِ تنهایی می گردد
خلوت می خواهد با کسی که می داند #می فهمد بودنش را
آنکه می آید صدایِ پاهایش تو را می رقصاند
پس بلند شو... لبخندت را رویِ صورتت بنشان
#آب و جارو کن راهی را که
قرار است با قدمهایتان عبور کنید
و به خلوتتان برسید
بلند شو و محکم به خودت بگو
هیچکس دلی که قرار است عمری
برایِ - او- یِ قصه #عاشقی کند را
نمی تواند
بشکند!
#عادل_دانتیسم
۲۱ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰
۵
۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ
حصار آسمان
همیشه میگفت منو هیچ وقت از رفتن نترسون!
من همیشه در حال رفتنم، هیچ وقت به هیچ جایی عادت نکردم چون همیشه داشتم میرفتم!
رفتن فعلیه که قدرت میخواد، باید اعتماد به نفس بالایی داشته باشی که بزاری بری و ترک کنی
همینطور هم یه دل بسیار بی رحم!
آدمای دل نازک نمیتونن ترک کنن
نمیتونن برن
نمیتونن کسی رو یه جا تنها بزارن!
من اگه میگم منو از رفتن نترسون، چون من زیادی دیدم رفتن آدمای مختلف رو!
دیگه پوستم کلفت شده
اما خودم هیچ وقت از دل کسی نرفتم
خودم هیچ وقت کسی رو با بی رحمی ترک نکردم!
میدونی چیه؟!
اینا تاوان داره...
یه روز تاوان رفتن ها رو پس میدن
اونایی که میتونستن بمونن اما رفتن!!
#محسن_دعاوی
۱۹ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰
۴
۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ
حصار آسمان

تنهایی هیولای عجیبی است
روزهای هفته را می بلعد؛
غروب جمعه بالا می آورد!
#مرتضی_حیدری
گفت: "دنبال چی میگردی؟"
گفتم: "دنبال یه دوست. دوستی که دستَمُ بگیره بِبَرََدم توو آسمونا چَرخَم بده؛ ستارهها از شرمْ آب بِشن بریزن توو دریا."
گفت: "دنبال چی میگردی؟"
گفتم: "دنبال یه دوست. دوستی که ارزشِ عمریرو داشته باشه که پاش صرف میکنم. دوستی که ستاره نباشه پِتّی خاموششِه؛ ماه نباشه هِی بِرِه زیرِ ابرا؛ خورشیدم نباشه هِی کسوف کنه شبْشِه. دوستی که نَفَس باشه؛ اگه نباشه آدم کبودشِه بمیره!"
گفت: "دنبال چی میگردی؟"
گفتم: "دنبال یه گل. گلی که دستِشُ بگیرم بِبَرَمِش توو گُلِستونِ هزارگُلْ تابِش بدم؛ گُلا از خجالت سرخ بشن، پَر بریزن روو خاک."
گفت: "دنبال چی میگردی؟"
گفتم: "دنبال یه همسفر. همسفری که دستَمُ بگیره باهام بیاد توو جاده؛ غبارا شَرم کنن از رَدِّ قدمهاش؛ خاک بِشَن بِشینَن روو زمین."
گفت: "دنبال چی میگردی؟"
گفتم: "دنبال یه گل. گلی که مسوولِش باشم؛ پاش آب بریزم؛ دورش تَجیر بِکِشم؛ شبپَرههارو ازش دوور کنم. گلی که مسوولم باشه؛ پام آب بریزه..."
گفت: "دنبال چی میگردی؟"
گفتم: "دنبال یه همسفر. همسفری که از جاده نترسه. مقصدْ آخرِ دنیام که باشه، کفشهاشُ وَر بِکِشه باهام بیاد و کم نیاره." گفت: "وِل معطلی! اونیکه دنبالِشی روو زمین پیداش نمیکنی. باس بِری توو ابرا؛ توو خیالا؛ توو رؤیاهات دنبالِش بگردی. خودتُ خسته نکن رفیق!"
گفتم: "چی؟ گفتی رفیق؟"
گفت: "بی خیال!"
#رضا_کاظمی
۱۴ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰
۳
۰
حصار آسمان