حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

به حصار آسمان خوش آمدید

به حصار آسمان خوش آمدید

[ ]

۱۶۴ نظر
جمعه, ۳ تیر ۱۴۰۱، ۱۰:۳۹ ق.ظ حصار آسمان
لیک کس را دید جان دستور نیست!

لیک کس را دید جان دستور نیست!

حتما تا حالا با آدم هایی مواجه شدید که بدون هیچ شناختی از دیگران و صرفا با دیدن دو سکانس از زندگی یه آدم، بالا و پایین زندگی اونو ترسیم میکنن، جرم و جنایت ها و گناه هاشونو میشورن و براشون حکم صادر میکنن. این مورد برای منم خیلی اتفاق افتاده. هر شخصی حتی با وجود اینکه خودش توی زندگی خودش حضور داشته و از ریز و درشت زندگیش خبر داره باز هم نمیتونه در مورد اتفاقات زندگیش به طور قطعی نظر بده و دلیل اتفاقات و حوادث زندگیش رو به یه سری از کارها و تصمیماتش حواله بده و مرتبط بدونه. چه به برسه به دیگرانی که اصلا نمیدونن اون شخص کیه، چه احساساتی داشته، چه کارایی کرده، چه نیتی توی دلش بوده و چیکار میخواسته بکنه!

شما یه حرفی میزنی و میری ولی اون شخص تا ساعتها درگیر حرف تو و عوارض حرف توئه! شما همه چیزو با افکار و توهمات ذهنی خودت میسنجی و از واقعیت هر امری بی خبری. واقعیت فراتر از ذهنیات و خیالات من و توئه. واقعیت فراتر از استوری های واتساپی و اینستاگرامی یه شخصه. واقعیت فراتر و بعید تر از اون چیزیه که هر شخصی ناخوداگاه از خودش نشون میده یا سعی میکنه به صورت ارادی نشون بده. 

زندگی ها این روزا ویترینی شدن. یه چیز زیبایی ساختن که پشت ویترین بزارن و کلی هم برای سرپا نگهداشتن این دروغ به خودشون زحمت میدن تا دیگران در موردشون خوب فکر کنن! توی استوری و شبکه های اجتماعی همیشه شاد و خوش و خندان توی سفر و گردش و مهمونی ولی توی زندگی واقعی همیشه جنگ و دعوا. یه ساعت حوصله همدیگه رو ندارن ولی توی استوری قربون همدیگه میرن. روز زن، روز مرد، روز فلان و بهمان استوری میزران و بهم تبریک میگن ولی توی واقعیت همون یه تبریک خشک و خالی رو هم به هم نمیگن. لب از لب وا نمیکنن که بهم بگن چقدر دوستش دارن ولی توی استوری ها برا هم صد دفعه فدا میشن! حالا جالب اینه که همون استوری ها رو از همون فرد مخفی میکنن! چون میدونن دروغه و نمیخوان رفتار متظارانه خودشون لو بره! سالی یه بار یه کتاب نمیخونن ولی توی استوری تند و تند عکس از کتاب خوندنشون میزارن. سعی میکنن خودشون و زندگیشون رو عالی و برتر نشون بدن.

نمیخواد توی مجازی حتی یه سکانس از زندگیتو بزاری. اصلا به دیگران چه که تو زندگیت چطوریه؟ اگه قراره استوری تبریک برای کسی بزاری، سعی کن همون تبریک رو به صورت واقعی بهش بگی. اینکه زندگیت عالی باشه ولی دیگران فکر کنن زندگیت کسل کننده و به درد نخوره، خیلی بهتر از اینه که زندگیت داغون و آش و لاش باشه ولی دیگران فکر کنن هر لحظه زندگیت داری توی خوشی غلت میزنی. این تابلوی هنری یه دروغه که ساختی و مهم اینه که خودت میدونی پشت این تابلو چه افتضاحی برپاست. دردسر اینجاست که مردم همیشه تو و زندگی تو رو بهتر و بالاتر از اونی که هست ببینن. چون اینجوری مجبوری همیشه بالا بپری تا بهشون ثابت کنی وضعیتت بهتر از قبل شده. به قول دکتر هلاکویی، راحتی و آسودگی زندگی در اینه که مردم همیشه تو رو بیست الی سی درصد کمتر و بدتر از اون چیزی بدونن که واقعا هستی. چون دیگه لازم نیست خودتو زحمت بدی و دروغ بگی تا در موردت خوب فکر کنن. و وقتی خود واقعیت رو ببینن، ازت دور نمیشن چون میبینن از تصورشون بهتر و بالاتر بودی.

اصلا چه نیازی داری دیگران در موردت بیشتر بدونن؟ چه نیازی هست تلاش کنی بهتر به نظر بیای؟ این تلاش خیلی از انرژی روز و روزگارت رو ازت میگیره. خسته و فرسوده میشی. خودت باش! همونطور که هستی. اگه خوبی یا به! یادت باشه خوبی و بدی در ذهن آدما معنای متفاوتی داره. پس اگه قرار باشه با توجه به ذهنیت افراد، خودمون رو تعریف کنیم، باید هر لحظه به رنگی باشیم. 

ادامه مطلب...
۰۳ تیر ۰۱ ، ۱۰:۳۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۰ خرداد ۱۴۰۱، ۰۱:۰۹ ب.ظ حصار آسمان
آنقدر داغ به جانم که دماوند منم

آنقدر داغ به جانم که دماوند منم

به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود

آن به هر لحظه تبدار تو پیوند منم
آنقدر داغ به جانم که دماوند منم

و زمینی که قسم خورد شکستم بدهد
و زمان چنبره زد کار به دستم بدهد

من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بند توام آزادم

بی تو بی کار و کسم، وسعت پشتم خالیست
گل تو باشی، من مفلوک دو مشتم خالیست

تو نباشی من از اعماق غرورم دورم
زیر بی رحم ترین زاویه ساطورم

#علیرضا_آذر #امیرعباس_گلاب #بمب_جنون
قطعه ای از شعر #تومور2

ادامه مطلب...
۲۰ خرداد ۰۱ ، ۱۳:۰۹ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۳ خرداد ۱۴۰۱، ۰۸:۱۶ ب.ظ حصار آسمان
تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

ای پاسخ گرامی امّن یجیب ها
تعجیل کن به خاطر ما ناشکیب ها

چشم جهان به چشمه ی دستان سبز توست
جاری شو از ورای فراز و نشیب ها

تکلیف انتقام شهیدان به دوش کیست؟
خون مسیح مانده به روی صلیب ها!

برخیز و بزم شب زدگان را به هم بزن
ای آشنا به ندبه و اشک غریب ها

تعجیل کن به خاطر صدها هزار چشم
ای پاسخ گرامی امن یجیب ها

#نغمه_مستشار_نظامی


ادامه مطلب...
۱۳ خرداد ۰۱ ، ۲۰:۱۶ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۳ خرداد ۱۴۰۱، ۰۸:۳۴ ب.ظ حصار آسمان
چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا

چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا

نگاهت می کنم خاموش و خاموشی زبان دارد
زبان عاشقان چشم است و چشم از دل نشان دارد

چه خواهش ها درین خاموشیِ گویاست نشنیدی؟
تو هم چیزی بگو چشم و دلت گوش و زبان دارد

بیا تا آنچه از دل می رسد بر دیده بنشانیم
زبانبازی به حرف و صوت معنی را زیان دارد

چو هم پرواز خورشیدی مکن از سوختن پروا
که جفت جان ما در باغ آتش آشیان دارد

الا ای آتشین پیکر! برآی از خاک و خاکستر
خوشا آن مرغ بالاپر که بال کهکشان دارد

زمان فرسود دیدم هرچه از عهد ازل دیدم
زهی این عشق عاشق کش که عهد بی زمان دارد

ببین داس بلا ای دل مشو زین داستان غافل
که دست غارت باغ است و قصد ارغوان دارد

درون‌ها شرحه شرحه ست از دم و داغ جدایی‌ها
بیا از بانگ نی بشنو که شرحی خون فشان دارد

دهان (سایه) می‌بندند و باز از عشوهٔ عشقت
خروش جان او آوازه در گوش جهان دارد



#امیر_هوشنگ_ابتهاج

۰۳ خرداد ۰۱ ، ۲۰:۳۴ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۸:۳۳ ب.ظ حصار آسمان
کولی کنار آتش رقص شبانه‌ات کو؟

کولی کنار آتش رقص شبانه‌ات کو؟

رفت آن سوار کولی، با خود تو را نبرده
شب مانده‌ است و با شب، تاریکی فشرده

کولی کنار آتش رقص شبانه‌ات کو؟
شادی چرا رمیده؟ آتش چرا فسرده؟

خاموش مانده اینک، خاموش تا همیشه
چشم سیاه چادر، با این چراغ مرده

رفت آنکه پیش پایش، دریا ستاره کردی
چشمان مهربانش، یک قطره ناسترده

در گیسوی تو نشکفت، آن بوسه لحظه‌لحظه
این شب نداشت ــ آری ــ الماس خرده‌خرده

بازی‌کنان ز گویی، خون می‌فشاند و می‌گفت
روزی سیاه‌چشمی، سرخی به ما سپرده

می‌رفت و گرد راهش، از دود آه تیره
نیلوفرانه در باد، پیچیده تاب خورده

سودای همرهی را، گیسو به باد دادی
رفت آن سوار با خود، یک تار مو نبرده




#سیمین_بهبهانی

۳۱ ارديبهشت ۰۱ ، ۲۰:۳۳ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۸ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۰۱:۳۸ ب.ظ حصار آسمان
حسرتی بود دلم، حیف که آغاز نشد

حسرتی بود دلم، حیف که آغاز نشد

حسرتی بود دلم، حیف که آغاز نشد
ماند بر شاخه ی ترسویی و پرواز نشد

ماند در کودکی شرم و هی بازی کرد
خواست هی قهر کند، بغض کند، ناز نشد

مثل صندوقچه ای حرف دلم پنهان بود
در گوشی به همه گفتمش و راز نشد

عشق، مثل همه یکبار سراغم آمد
ماند در حنجره، پرپر شد و آواز نشد

عمری از درد، غزل گفتم و در چشم همه
جز همین آدمک قافیه پرداز نشد

من همان پنجره ی رو به خیابان بودم
که شبی بسته شد و رو به کسی باز نشد


#مهدی_فرجی

۲۸ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۳:۳۸ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۳ ارديبهشت ۱۴۰۱، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
با کسی چیزی نخواهم گفت جز سجاده ام

با کسی چیزی نخواهم گفت جز سجاده ام

ای که گفتی دین ندارم، لااقل آزاده ام
لااقل بسته است یک جایی سر قلاده ام

شهر مُهر بی نمازی زد به پیشانیم و من
با کسی چیزی نخواهم گفت جز سجاده ام

آبروی رفته ام ای کاش باد آورده بود
آنچه با زحمت به دست آوردم از کف داده ام

هیچکس هرگز نماز کاملی در من نخواند
مثل مسجد های متروک میان جاده ام

کاش سوزن بودم و یکروز می دیدی مرا
چیستم؟ کاهی که در انبار کاه افتاده ام

هرچه خواندم از کتاب زندگی دیگر بس است
امتحانت را بگیر ای مرگ من آماده ام



#حسین_زحمتکش

۲۳ ارديبهشت ۰۱ ، ۱۱:۰۰ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان