حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای عشقی ست که مرگ را معنا کند

۳ مطلب با موضوع «نویسندگان و اشخاص :: سعدی» ثبت شده است

يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم

عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم

عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم
یا گناهیست که اول من مسکین کردم


تو که از صورت حال دل ما بی‌خبری
غم دل با تو نگویم که ندانی دردم


ای که پندم دهی از عشق و ملامت گویی
تو نبودی که من این جام محبت خوردم


تو برو مصلحت خویشتن اندیش که من
ترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم


عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم
و گر این عهد به پایان نبرم نامردم


من که روی از همه عالم به وصالت کردم
شرط انصاف نباشد که بمانی فردم


راست خواهی تو مرا شیفته می‌گردانی
گرد عالم به چنین روز نه من می‌گردم


خاک نعلین تو ای دوست نمی‌یارم شد
تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم


روز دیوان جزا دست من و دامن تو
تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم


"سعدی"

۰۵ دی ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی
به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی

نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی
چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی؟

ادامه مطلب...
۲۳ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
عمری دگر بباید بعد از فراق ما را

عمری دگر بباید بعد از فراق ما را

چون است حال بستان، ای باد نوبهاری؟
کز بلبلان برآمد فریاد بی‌قراری

ای گنج نوشدارو با خستگان نگه کن
مرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری

ادامه مطلب...
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان