حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۷۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «عاشق دل خسته» ثبت شده است

شادمان گفتی از آن عاشق تنها چه خبر

شادمان گفتی از آن عاشق تنها چه خبر
خبری نیست، بپرس از غم دنیا چه خبر؟

خاطرم هست رقیبان پر از کینۀ من
همنشینان تو بودند، از آنها چه خبر؟

همه لب‌تشنه ، تو دریایی و من ماهی تنگ
از کنارآمدگان با لب دریا چه خبر؟

زاهدی دست به گیسوی رهای تو رساند
عاشقی گفت که از عالم بالا چه خبر؟

باز دیروز به من وعدۀ فردا دادی
آه پیمان شکن از وعدۀ فردا چه خبر؟

#سجاد_سامانی

۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۴:۰۰ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ق.ظ حصار آسمان
انتظارات غیرِ واقع نداشته باش بانو جان!

انتظارات غیرِ واقع نداشته باش بانو جان!

انتظارات غیرِ واقع نداشته باش بانو جان!
من از کجای دنیایم بیرونت کنم؟
روزگاری تو در عمق قلب غم گرفته من تپیدن آغاز کردی
تپیدی و شدی سررشته کلماتم
کلماتی که بعدها هزاران جمله از آنها ساخته شد
جملاتی که دنیایی را ساختند به نام من!
اکنون سلول به سلول،
مویرگ به مویرگ،
تپش به تپش
نام تو را 
یاد تو را
عشق تو را
در عمیق ترین نقطه دست نیافتنی شان پنهان کرده اند
من از کجای این "من" بیرونت کنم؟
وقتی که حتی اگر نباشی هم
سلول به سلول
تو را تداعی میکنند تا از من
تو را خلق کنند!
این "من" در حقیقت همان تویی هستی که
روزی با دوست داشتنت پایش را به این هستی کشانیدی!
در ژنوم تک تک این سلول ها
ژن دوست داشتنت به یادگار مانده
نه تنها من، بلکه نسلهای پس از من نیز؛
از همان ابتدایی ترین نفس تا آخرین تپش
دوستت دارند!
آری عزیزم ...
عشقی که تو شروعش کردی
پایانی ندارد ...
تو ما را از همان ابتدا نشان کردی
تا نسل به نسل
از امروز تا ابد، در قلب خونین خود عشق تو را
و در لبان خاک گرفته خود، نام تو را
و در ذهن پریشان خود، نقش تو را
پاس داریم و محافظت نماییم ...
ای عزیزتر از هر چه که هست ...
آری من با تمام سلول های تنم
دوستت دارم!

۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۶ ۱۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۸ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۳ ب.ظ حصار آسمان
از محبت چه بلاها به سرت می آید

از محبت چه بلاها به سرت می آید

هر که را دور کنی ، دورو برت می آید!
از محبت چه بلاها به سرت می آید

 

بنشینی دم در ، کوچه قرق خواهد شد
بروی جمعیتی پشت سرت می آید

 

تا که در دسترسی ازتو همه بی خبرند..
تا کمی دور شوی هی خبرت می آید!

 

دل به مجنون شدن خویش در آیینه نبند
صبر کن ، عاشق دیوانه ترت می آید!!

 

من آشفته به پای تو می افتم اما
موی آشفته فقط تا کمرت می آید

 

خون من ریخت نیفتاد ولی گردن تو
گردن من به مصاف تبرت می آید

 

روز محشر هم اگر سوی جهنم بروی
یک نفر ضجه زنان پشت سرت می آید!

 

#کاظم_بهمنی
#پیشآمد

ادامه مطلب...
۰۸ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۳ ۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۱ ب.ظ حصار آسمان
ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟

ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاشق گشته ام
گوئیا «او» مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
 
هر دم از آئینه می پرسم ملول
چیستم دیگر، بچشمت چیستم؟
لیک در آئینه می بینم که، وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم
 
همچو آن رقاصه هندو به ناز
پای می کوبم ولی بر گور خویش
وه که با صد حسرت این ویرانه را
روشنی بخشیده ام از نور خویش
 
ره نمی جویم بسوی شهر روز
بی گمان در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی آنرا را ز بیم
در دل مرداب ها بنهفته ام
 
می روم … اما نمی پرسم ز خویش
ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست
  
«او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوئیا شب با دو دست سرد خویش
روح بی تاب مرا در بر گرفت
 
آه… آری… این منم… اما چه سود
«او» که در من بود دیگر نیست، نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
«او» که در من بود آخر کیست، کیست؟
 
#فروغ_فرخزاد
از مجموعه: #دیوار

 

  • پی نوشت 1:

    در من
    دیوانه ای جا مانده
    که دست از
    دوست داشتنت بر نمی‌دارد!
    با تو قدم می‌زند
    حرف می‌زند
    می‌خندد
    شعر می‌خواند
    قهوه می‌خورد
    فقط نمی‌تواند
    در آغوش بگیردت ...
    به گمانم
    همین بی آغوشی
    او را
    خواهد کشت ...

    #مریم_قهرمانلو

  • پی نوشت 2:

    شعر و
    بغض و
    اشک
    کفافِ رفتنت را نمی دهند
    باید
    سرِ فرصت
    برایت
    بمیرم ...

    #مریم_قهرمانلو

  • پی نوشت 3:

    کاش
    یکی پیدا شود
    به پاهایت
    آمدن را یاد بدهد...

    #مریم_قهرمانلو

۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۱ ۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۲ ب.ظ حصار آسمان
شاید لازم باشد که چند باره بشکنی!

شاید لازم باشد که چند باره بشکنی!

شاید باید یکبار هم که شده این حس را تجربه کنی؛
اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی !
قطعا اول باور نمی کنی؛ به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهم هستی!
وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده!
تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی. با خودت میگویی من زشتم، من کمم!
و فکر می کنی لابد پای از ما بهترانی وسط است.
این موقع ها دیگران هر چقدر هم که به گوشت بخوانند تو بهترینی و لایق بهترین ها؛ تو فقط شنونده کلیشه ای ترین جمله دنیایی!
میدانی این داستان از یک آدم به آدم دیگر ادامه دار میشود!
روزی میرسد که می بینی انگار برای هیچکس مهم نیستی!
می شکنی و شاید لازم باشد که چند باره بشکنی! آنقدر بشکنی تا بالاخره روزی از تکه های شکسته ات هویتی شکل بگیرد و همان لحظه یکی دیگر می آید!
اما تو دیگر نمیتوانی خوب باشی! عاشق باشی! دیگر نمیتوانی شاد باشی! هرجا که میروی یاد خاطرات گذشته ته مانده روحت را هورت می کشند!

  • پی نوشت1:
    من چاهی را تعلیم کرده ام
    که به آبی نمی رسد، ولی
    چه تاریکی زیبایی ...!

    #بیژن_الهی

 

  • پی نوشت2:
    آخرین پرنده را هم آزاد کرده ام
    اما هنوز غمگینم
    چیزی در این قفسِ خالی هست؛
    که آزاد نمی شود!

    #گروس_عبدالملکیان

 

خ نوشت:

می گویند "گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است!"
ولیک ...
من هزاران هزار دوره دعا را به سر رسانده ام
و هر غروب با دستانی خالی از "تو"
هم شرمنده عشق گشتم و
هم شرمنده دل!
شاید اگر به جای تو، مرگ را طلب میکردم
خیلی پیش تر از اینها درخواستم اجابت شده بود!
چرا که حداقل میدانم، این دیگر حق است ...
تنها حقی که دیگران نمیخورند!
من دیگر درست نمیشوم عزیز ...
قلب من در یکی از شب های پیش از این، دچار شده
لطفی بکن
در حقم دعای مرگ کن
تا هم تو راحت شوی و هم من!
تو را به جان عزیزترین فرد زندگیت قسم
برایم دعای مرگ کن ...
تنها چیزی که یارای رهایی من از این حجم از درد را دارد، مرگ است
حالم خوش نیست
بیمار نیستم، بیچاره ام ...
دردمند نیستم. من خودِ دردم !

۰۵ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۲ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵ ب.ظ حصار آسمان
راز من هستی و من هم نگهت میدارم

راز من هستی و من هم نگهت میدارم

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۰۵ ۱۴ نظر
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۲۵ ب.ظ حصار آسمان
از نظر من عشق یعنی این. اگر نخوندی، کامنت نزار لطفا

از نظر من عشق یعنی این. اگر نخوندی، کامنت نزار لطفا

قبل از هر چیزی سلام
بعد از سلام، معذرت بخاطر نبودنم
بعدش میخوام یه چیزی رو بگم و دیگه این حرفا رو تمومش کنم. فکر کنم چکیده تمام حرفام، همین مطلب باشه!

 
در تمام این مدت، هر چی از درد خودم نوشتم، نوشتم تا فقط بگم! همین! نخواستم درد خودمو بزرگ کنم! نخواستم با نشون دادن دردم، ترحم و محبت کسی رو داشته باشم! نخواستم کسی باهام همدردی کنه! نمیخوام در تایید یا رد این متن، کسی چیزی بنویسه! نوشتم مثل تمام گفتگوهای تنهاییم. قبل از اینکه اینجا بنویسم، اونا رو به شاهد کل نجواها گفتم. این یه متن طولانیه، پس اگر حوصله خوندنش رو ندارین، هیچ اشکالی نداره. اما اگر نخوندین، کامنت نگذارین!

 

قبلا با خودم فکر میکردم که اینکه وفادار باشی و کسی درکت نکنه که چرا وفاداری، خیلی سخته!
اما الان کاملا باورم شده که لازم نیست کسی درکم کنه! خیلیا اونو حماقت میدونن! اما وفاداری یه حس شیرینه.
خیلی خوبه به جای اینکه نگاهت دنبال هزاران نفر باشه و قلبت واسه هزاران نفر بتپه، فقط نگاهت دنبال یه نفر باشه و قلبت واسه یه نفر بزنه! اینجوری ثبات روحی و عاطفی داری و تکلیفت با خودت مشخصه! نمیشه بگی که کسی توی زندگیت نباشه! چون خواه ناخواه یکی به حریم ذهنت راه پیدا میکنه!

ادامه مطلب...
۲۹ اسفند ۹۵ ، ۲۱:۲۵ ۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۸ بهمن ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
یه وقتایی حالمو بپرس ... (رمزدار باشه بهتره)

یه وقتایی حالمو بپرس ... (رمزدار باشه بهتره)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۸ بهمن ۹۵ ، ۰۷:۰۰ ۰ نظر
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۳۲ ب.ظ حصار آسمان
به حرمت پاس میدارم تو را ای عشق

به حرمت پاس میدارم تو را ای عشق

آدم بعضی اوقات توی زندگیش یه درسایی میگیره
اما بعد از یه مدت ممکنه یادش بره. ممکنه بازم خطا کنه
بیست و چند سال زندگیم قرین سکوت بوده
قرین سوکتی که مثل یه پرده آشفتگی درونیم رو از همه مخفی کرد
بارها فهمیدم که چقدر این سکوت عالیه
اما مدت چند ماه گذشته رو دیگه نتونستم ساکت باشم
حالا دارم میفهمم اشتباه کردم
گفتم؛ نوشتم تا شاید مشکلی رو حل کنه!
اما شاید ندونسته، مشکلی رو بر مشکلاتم اضافه کرده باشم
به هر حال درد بود و درد بود و درد ...
اما از امروز به بعد دیگه برمیگردم به همون سکوت
چرا که اون سکوت، بهترین جوابه!
وقتی نمیدونی چی بگی، وقتی نمیدونی آینده چی میشه، وقتی نمیدونی چرا
سکوته که میتونه تو رو یه قهرمان نشون بده
شعرها میتونن درد منو بگن
شعرها میتونن آشفتگیای ذهنی منو نشون بدن
پس نیازی به حرف زدن خودم نیست!
دست میکشم تا خدا دست به کار بشه
رها میکنم تا خدا عهده دارش بشه
اما فراموش نمیکنم!
امروز سجاده ای رو از کمد بیرون آوردم که قبلا روش نماز میخوندم
از وقتی رفت، دیگه روش نماز نخونده بودم...
قبلا هم عادت به سجاده نداشتم
همینکه بازش کردم، چشمم افتاد به یه کاغذ که توش یه عهدی نوشته بودم!
عهد کرده بودم تا جون دارم، پایدار این عشق باشم
عهد کرده بودم دلی رو نشکنم، حالی رو آشفته نکنم
یادم نبود اون کاغذو اون توو گذاشته بودم اما هنوز روی عهدم هستم...
زیر همون کاغذ یه عالمه برگ گل محمدی بود
مچاله شده بودن، رنگ و روشون رفته بود، اما هنوز بوی خودشونو داشتن...
چنان عطری توی فضای اتاق پیچید که منقلب شدم
اون گلها، از گل محمدی توی باغچمون چیده شده بود
گلی که دو سال گذشته با عشق مراقبش بودم
اون عطر منو برد به تمام خاطرات گذشته
بی نهایت دلتنگم کرد و الان نمیدونم چی بگم ... 
فقط میدونم عشقی در دلم هست که باید مراقبش باشم
من به اون عشق زنده ام
لیلیِ قصه من هر کجا رفت، سفرش به سلامت
اما من مردِ رفتن نیستم...
تا میتونم دعاش میکنم
این سجاده، دو سال تمام، در سجده هام، نام معشوق رو در گوشش زمزمه کردم...
محاله اینها از یاد خدا بره
سکوت میکنم تا خدا بجای قلب دردمندم حرف بزنه
سوکت میکنم و خلوتم رو فقط با اون خواهم داشت
این عهدی که هرگز نقض نمیشه
با خدای مهربانم ...

ادامه مطلب...
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۳:۳۲ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
عاشق دیوانه هرگز قابل اصلاح نیست

عاشق دیوانه هرگز قابل اصلاح نیست

هیچ کس مانند من در عاشقی خودخواه نیست
انتخابم کن که هر راهی بجز این، راه نیست!!


فکر تغییر من عاشق نباشی بهتر است
عاشق دیوانه هرگز قابل اصلاح نیست


حال من همراه تو از هر زمانی بهتر است
لایق اندازه اش حتی زمان شاه نیست!


می روم از صنف شیرینی شکایت می کنم
جعل لبخندت که کار "حاج عبدالله" نیست!


تازگی از روی چال گونه ات فهمیده ام
جای زیبایی شناسی توی دانشگاه نیست


کاش میشد جای من بودی، فقط یک ثانیه!
تا بفهمی عاشقت آنقدرها خودخواه نیست

"علی صفری"

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۶:۰۰ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان