حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۴۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دلتنگی» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگیت مرا
از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است

خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است


"فاضل نظری"

۱۲ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۳۶ ب.ظ حصار آسمان
این رو باور کن که : "دوستت دارم"

این رو باور کن که : "دوستت دارم"

یک سال قبل همین مواقع، کسی بهم یه موزیک ارسال کرد
فقط خدا میدونه که چقدر اون موقع شور و هیجان و امید داشتم
و اما حالا...
تهی
خالی تر از باد
به هر گوشه این کره خاکی و به جهان نامتناهی ذهنم سر میکشم
تا شاید پیدات کنم
بخواه تا پیدا بشی
بخواه مرهم و محرم باشی
بخواه مسئولیت قلب خسته ای رو که جز تو به کسی دلبسته نیست بپذیری
تا شاید درمان شد
و این شب از روزهام پر کشید و این سرما از زندگیم رفت
زمستونه دنیام...
چه خوب میشد مهربونی کنی
دستان پر از مهرت رو از منی که جز تو دل به کسی نبستم، دریغ نکنی
اگه باور کنی اوج سرما رو
شاید راضی به یخ زدنم نشی
شاید شد و تونستی در رو به روی این غریبِ آشنا باز کنی
من هنوز همونم...
مهربان و قابل اعتماد
به حرفم اعتماد کن
اگه قراره نفرینم روی زندگی تو اثر کنه، چرا دعاهام نکنه؟
پس من دعا رو انتخاب میکنم
شاید شد و راضی به مردنم نشی...
اینجا شب سردیه
اونجا رو نمیدونم
اما
اینجا دلی بیقراره و خسته از بازی های زمونه
بارها شکسته و درهم ریخته
امید به چشم تو داره
هرگز کسی که تنها تو رو داره، از خودت دور نکن
این بغض سنگینی رو جا میگذاره
سنگین تر از سردی شب...
حتی اگه هیچکدوم از اینا رو باور نکردی
این رو باور کن که : "دوستت دارم"
شاید این جمله
به جای تکرار مکررات
شد و شعله زد بر قلبت
شاید شد و بهارم کردی
شاید شد و سرما رو از دستام گرفتی
امید دارم و من هم خدایی دارم...

"حصار آسمان"

ادامه مطلب...
۱۶ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۳۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
کاش غیر از من و تو، هیچ کس باخبر از ما نشود

کاش غیر از من و تو، هیچ کس باخبر از ما نشود

نیمه جانی بر کف
کوله باری بر دوش
مقصدی بی پایان
قرن ها پشت افق

ادامه مطلب...
۱۲ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۰۰ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!

فرصتی نیست که صرف گله وناله شود!

گله ها را بگذار!
ناله ها را بس کن!
روزگار گوش ندارد که تو هی شِکوه کنی!
زندگی چشم ندارد که ببیند اخم دلتنگِ تو را

ادامه مطلب...
۱۲ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

گر به تو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو
شرح دهم غم تو را نکته به نکته مو به مو

از پی دیدن رخت همچو صبا فتاده‌ام
خانه به خانه در به در، کوچه به کوچه کو به کو

ادامه مطلب...
۱۱ شهریور ۹۵ ، ۰۶:۰۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است

دلم برای کسی تنگ است
که می آید اینجا
نوشته هایم را میخواند 
و
میخواهد دوستم نداشته باشد!

۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۰۰ ۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
هوای شام آخر دارم و بدجور دلتنگم

هوای شام آخر دارم و بدجور دلتنگم

نشستیم و قسم خوردیم رو در رو به جان هم!
اگرچه زهر می ریزیم توی استکانِ هم!

همه با یک زبانِ مشترک از درد می نالیم
ولی فرسنگها دوریم از لحن و زبانِ هم

ادامه مطلب...
۰۷ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
کار از آنجا خراب شد

کار از آنجا خراب شد

کار از آنجا خراب شد
که کلیدها ماندن پشت در
من شدم حریفِ درِ بی کلید
و قلب تو شد صاحب در

ادامه مطلب...
۰۷ شهریور ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دوست آشفتگی خاطر ما می خواهد

دوست آشفتگی خاطر ما می خواهد

دوست آشفتگی خاطر ما می خواهد
عشق بر ما همه باران بلا می خواهد

آنچه از دوست رسد ، جان ز خدا می طلبد
و آنچه را عشق دهد ، دل به دعا می خواهد

ادامه مطلب...
۰۷ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند؟

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند؟

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

ادامه مطلب...
۰۷ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان