حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۱ مطلب با موضوع «نویسندگان و اشخاص :: امیر هوشنگ ابتهاج» ثبت شده است

يكشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تو چرا باز نگشتی دیگر؟

تو چرا باز نگشتی دیگر؟

خانه دلتنگِ غروبی خفه بود
مثلِ امروز که تنگ است دلم
پدرم گفت چراغ
و شب از شب پُر شد
من به خود گفتم یک روز گذشت
مادرم آه کشید؛
«زود بر خواهد گشت.»
ابری آهسته به چشمم لغزید
و سپس خوابم برد
که گمان داشت که هست این همه درد
در کمینِ دلِ آن کودکِ خُرد؟
آری، آن روز چو می رفت کسی
داشتم آمدنش را باور
من نمی دانستم
معنیِ «هرگز» را
تو چرا بازنگشتی دیگر؟
آه ای واژه ی شوم
خو نکرده ست دلم با تو هنوز
من پس از این همه سال
چشم دارم در راه
که بیایند عزیزانم، آه
 
#ه_الف_سایه
#امیر_هوشنگ_ابتهاج

 

ادامه مطلب...
۳۰ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
هر کسی؛ روزنه ایست به سوی خداوند!

هر کسی؛ روزنه ایست به سوی خداوند!

هر کسی؛
روزنه ایست به سوی خداوند!
اگر؛
اندوهناک شود!
اگر؛
به شدت اندهناک شود!

  • پی نوشت:
    در گلو میشِکَنَد ناله ام از رقت دل
    قصه ها هست ولی طاقت ابرازم نیست

    "هوشنگ ابتهاج"
۱۰ آذر ۹۵ ، ۰۱:۰۰ ۵ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
در این میان دلی زِ دست می رود

در این میان دلی زِ دست می رود

تو می روی و دل زِ دست می رود
مرو که با تو هر چه هست می رود

دلی شکستی و به هفت آسمان
هنوز بانگ این شکست می رود

کجا توان گریخت زین بلای عشق؟
که بر سر من از الست می رود

نمی خورد غم خمار عاشقان
که جام ما شکست و مست می رود

از آن فراز و این فرود غم مخور
زمانه بر بلند و پست می رود

بیا که جان سایه بی غمت مباد
وگرنه جان غم پرست می رود

شبِ غمِ تو نیز بگذرد ولی
در این میان دلی زِ دست می رود

"امیر هوشنگ ابتهاج"

۰۶ آذر ۹۵ ، ۱۶:۰۰ ۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

در این سرای بی کسی ، کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

ادامه مطلب...
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند؟

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند؟

نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

ادامه مطلب...
۰۷ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۹ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
چه غریب ماندی ای دل !

چه غریب ماندی ای دل !

چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی, نه غمگساری
نه به انتظار یاری, نه ز یار انتظاری

غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری

ادامه مطلب...
۰۷ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
دریا شود آن رود که پیوسته روان است

دریا شود آن رود که پیوسته روان است

امروز نه آغاز و نه انجام جهان است
ای بس غم و شادی که پس پرده نهان است

گر مرد رهی غم مخور از دوری و دیری
دانی که رسیدن هنر گام زمان است

ادامه مطلب...
۰۷ شهریور ۹۵ ، ۰۸:۰۰ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان