حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پریشانی» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

زندگی درد قشنگیست به جز شبهایش
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد

یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد!

خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!

شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم، ولی
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد

اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد

"من از آن روز که در بند توام" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد


"علی صفری"


همچنین سایز استوری اون رو میتونین از این لینک ببینید

۲۱ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۲۰ نظر موافقین ۱۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
من پریشان تر از آنم که تو می پنداری

من پریشان تر از آنم که تو می پنداری

ای که برداشتی از شانه ی موری باری
بهتر آن بود که دست از سر من برداری

ظاهر آراسته ام در هوس وصل ولی
من پریشان تر از آنم که تو می پنداری

هر چه می خواهمت از یاد برم ممکن نیست
من تو را دوست نمی دارم اگر بگذاری

موجم و جرأت پیش آمدنم نیست مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری

بی سبب نیست که پنهان شده ای پشت غبار
تو هم ای آیینه از دیدن من بیزاری

#فاضل_نظری

۱۰ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
آنچه در «تعریف» ما گفتی کم از تحقیر نیست !

آنچه در «تعریف» ما گفتی کم از تحقیر نیست !

مات چشمان توأم؛ اما دلم درگیر نیست
از تو ای یوسف دلم سیر است و چشمم سیر نیست

این شکاف پشت پیراهن شهادت می دهد
هیچ کس در ماجرای عشق بی تقصیر نیست

از تو پرسیدم برایت کیستم؟ گفتی: رفیق !
آنچه در «تعریف» ما گفتی کم از تحقیر نیست !

هر زمانی روبروی آینه رفتی بدان
در پریشان بودنت این «آه» بی تاثیر نیست

قلب من! با یک تپش برگشت گاهی ممکن است
آنقدر ها هم که می گویند گاهی دیر نیست

#حسین_زحمتکش

۰۵ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۲ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۳ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام

دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام

با همه بی‌سر و سامانی‌ام
باز به دنبال پریشانی‌ام

طاقت فرسودگی‌ام هیچ نیست
در پی ویران‌شدنی آنی‌ام

آمده‌ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه توفانی‌ام

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده‌ام تا تو بسوزانی‌ام

آمده‌ام با عطش ِ سال‌ها
تا تو کمی عشق بنوشانی‌ام

ماهی سرگشته‌‌ی دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانی‌ام

خوب‌ترین حادثه‌ می‌دانمت
خوبترین حادثه می‌دانی‌ام؟

حرف بزن، ابر مرا باز کن
دیر زمانی‌ست که بارانی‌ام

حرف بزن، حرف بزن، سال‌هاست
تشنه‌ی یک صحبت طولانی‌ام

ها... به کجا می‌کشی‌ام خوب من
ها... نکشانی به پشیمانی‌ام

#محمد_علی_بهمنی

۰۳ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
تو اما راه را ای شیخ، بی فانوس یادت نیست!

تو اما راه را ای شیخ، بی فانوس یادت نیست!

مرا ای ماهی دلمرده ی محبوس، یادت نیست؟
چه خواند این تنگ در گوش ات که اقیانوس یادت نیست؟!

همین اندازه می دانی که از تقدیر دلگیری
پریشانی ولی چیزی از آن کابوس یادت نیست!

منِ گمراه، با چشمان کورم تا خدا رفتم
تو اما راه را ای شیخ، بی فانوس یادت نیست!

در این پیرانه سر، ناگه به یاد توبه افتادی
گناهت را ولی افسوس... آه افسوس! یادت نیست

#فاضل_نظری

۰۲ آبان ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
هرچه هست ای عشق از افسانه سازی های توست

هرچه هست ای عشق از افسانه سازی های توست

خانه قلبم خراب از یکه تازی های توست
عشقبازی کن که وقت عشقبازی های توست

چشم خون، حال پریشان،قلب غمگین،جان مست
کودکم! دستم پر از اسباب بازی های توست

تا دل مشتاق من محتاج عاشق بودن است
دلبری کردن یکی از بی نیازی های توست

قصه ی شیرین نیفتاده ست هرگز اتفاق
هرچه هست ای عشق از افسانه سازی های توست

میهمان خسته ای داری در آغوشش بگیر
امشب ای آتش شب مهمان نوازی های توست

#فاضل_نظری

۲۹ مهر ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود

صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم؟
تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم؟

دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود
مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم

آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات
در یکی نامه محال است که تحریر کنم

با سر زلف تو مجموع پریشانی خود
کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم

آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد
در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم

گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد
دین و دل را همه دربازم و توفیر کنم

دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی
من نه آنم که دگر گوش به تزویر کنم

نیست امید صلاحی ز فساد حافظ
چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم؟

#حافظ
 
20 مهر ماه، روز بزرگداشت حضرت حافظ

۲۰ مهر ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان