حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۳۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آینه» ثبت شده است

فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

بی حرمتی به ساحت خوبان قشنگ نیست
باور کنید پاسخ آیینه سنگ نیست

سوگند می خورم به مرام پرندگان
در عرف ما سزای پریدن تفنگ نیست

در کارگاه رنگرزان دیار ما
رنگی برای پوشش آثار ننگ نیست

از بردگی مقام بلالی گرفته اند
در مکتبی که عزت انسان به رنگ نیست

دارد بهار می گذرد با شتاب عمر
فکری کنید که فرصت پلکی درنگ نیست

وقتی که عاشقانه بنوشی پیاله را
فرقی میان طعم شراب و شرنگ نیست

تنها یکی به قله ی تاریخ می رسد
هر مرد پاشکسته که تیمور لنگ نیست

#محمد_سلمانی

۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۱:۰۰ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
چند دل نوشته، نظر دهید؛ کدام زیباتر است؟!

چند دل نوشته، نظر دهید؛ کدام زیباتر است؟!

لطف بفرمایید بگید از کدام نوشته این شاعر عزیز خوشتون اومده. و یا حداقل اون جمله زیبایی رو که دوست داشتین رو کامنت بفرمایید. پیشاپیش متشکرم 

💠 1 💠

جلوی آینه بایست
رو به روی خودت
و در فکر
به این نگاه کن
که مردان آهنین چگونه باید
زیباییت را در حرکت یک ضرب تحمل کنند
 
این چشمانت را برای دیدن گذاشته اند،نه جنگیدن
تو با چشمان مسلحت
چگونه حامی صلیب سرخ وُ صلیب عیسی ای
که تمام نگاه ها را به خودت میخکوب می کنی
 
چه با من،چه بی من
من،من نیستم دیگر حالا
مِن مِن
زیر این حجم-خالیِ-نبودن طبیعی ست
طبیعی ست
که پرتقال ها دلشان خون باشد
تو روی زمین وُ
آسمان سهم آنها
باز تو
باز زیباییت دیده می شود
ای جلوه ی جیوه ای
 
جلوی آینه بایست
روبه روی خودم
که تمام قد
از آن توام
و از این راز برایم پرده بردار
که چرا
که چگونه
وقتی تمام آینه ها می شکنند
از زیبایمان کاسته می شود 

 
#امیرحاجی_زاده

ادامه مطلب...
۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۱ ب.ظ حصار آسمان
ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟

ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟

بعد از آن دیوانگی ها ای دریغ
باورم ناید که عاشق گشته ام
گوئیا «او» مرده در من کاینچنین
خسته و خاموش و باطل گشته ام
 
هر دم از آئینه می پرسم ملول
چیستم دیگر، بچشمت چیستم؟
لیک در آئینه می بینم که، وای
سایه ای هم زانچه بودم نیستم
 
همچو آن رقاصه هندو به ناز
پای می کوبم ولی بر گور خویش
وه که با صد حسرت این ویرانه را
روشنی بخشیده ام از نور خویش
 
ره نمی جویم بسوی شهر روز
بی گمان در قعر گوری خفته ام
گوهری دارم ولی آنرا را ز بیم
در دل مرداب ها بنهفته ام
 
می روم … اما نمی پرسم ز خویش
ره کجا… ؟ منزل کجا… ؟ مقصود چیست؟
بوسه می بخشم ولی خود غافلم
کاین دل دیوانه را معبود کیست
  
«او» چو در من مرد، ناگه هر چه بود
در نگاهم حالتی دیگر گرفت
گوئیا شب با دو دست سرد خویش
روح بی تاب مرا در بر گرفت
 
آه… آری… این منم… اما چه سود
«او» که در من بود دیگر نیست، نیست
می خروشم زیر لب دیوانه وار
«او» که در من بود آخر کیست، کیست؟
 
#فروغ_فرخزاد
از مجموعه: #دیوار

 

  • پی نوشت 1:

    در من
    دیوانه ای جا مانده
    که دست از
    دوست داشتنت بر نمی‌دارد!
    با تو قدم می‌زند
    حرف می‌زند
    می‌خندد
    شعر می‌خواند
    قهوه می‌خورد
    فقط نمی‌تواند
    در آغوش بگیردت ...
    به گمانم
    همین بی آغوشی
    او را
    خواهد کشت ...

    #مریم_قهرمانلو

  • پی نوشت 2:

    شعر و
    بغض و
    اشک
    کفافِ رفتنت را نمی دهند
    باید
    سرِ فرصت
    برایت
    بمیرم ...

    #مریم_قهرمانلو

  • پی نوشت 3:

    کاش
    یکی پیدا شود
    به پاهایت
    آمدن را یاد بدهد...

    #مریم_قهرمانلو

۰۷ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۱ ۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۴ ب.ظ حصار آسمان
آدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!

آدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!

اینو به یاد داشته باش
آدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!
همه آدما نقاط تیره دارن
همه آدما یه چیز مخفی تو زندگیشون هست که از همه مخفیش کردن
به قول حاج اسماعیل دولابی؛
حتی اگه پاک ترین باغچه ها رو هم بیل بزنی، حداقل یه کرم توش پیدا میکنی!
خودت هم از این قاعده مستثنا نیستی!
پس اگه دوستش داری، هرگز امتحانش نکن!
اگه یه جایی امتحانت رو رد بشه،ممکنه واسه همیشه از چشمت بیفته!
و این در حالیه که ممکنه توی اون لحظه نتونسته باشه راه درست رو پیدا کنه و اما این به معنی بد بودن اون آدم نیست!
همه دچار لغزش و خطا میشن
مهم اینه تو اینو بدونی و سعی کنی به جای بر ملا کردن عیب های دیگران، اونها رو بر طرف کنی و بپوشونی!
آیینه خدا باش رفیق! خدا هزار عیب از من و تو دید و افشا نکرد!
این یعنی عشق!
نه عشق به یه شخص! چرا که اون جنبه محدودی از بی کرانگیه یه عشقه!
بلکه عشق به همه مخلوقات خدا
خدا از روح خودش در تو دمیده پس دوست داره مثل خودش بشی! نگو اون خداس و من یه بنده! تو میتونی به قدر تلاشت، خدا رو در خودت به وجود بیاری!
خدا هم میتونست همیشه مچتو بگیره اما دستتو گرفت! پس تو هم هرگز کسی که دوست داری رو امتحان نکن!

 قلب کلام اینه؛ ما هم میتونیم همدیگه رو امتحان کنیم. ولی کی؟ وقتی به اندازه خدا دانا و بینا بودیم، وقتی به اندازه خدا مهربان و بخشنده بودیم، وقتی به اندازه خدا دارا و توانا بودیم. خدا امتحان میکنه چون ما رو دوست داره. چون اگه امتحانشو قبول بشیم، بهمون یه پاداش درخور و سزاوار میده. پاداشی که کل زندگیمون رو تحت تاثیر قرار میده. امتحانات خدا چه در صورت قبولی و چه در صورت رد شدن، باعث رشد شخصیت ما میشن! اگر هم امتحانشو رد بشیم، هیچوقت از عشق و محبتش به ما کم نمیشه، ازمون ناامید نمیشه، رهامون نمیکنه، ما رو مجازات نمیکنه! در ضمن امتحانات خدا به علت دانایی و بینایی خدا، دقیقا متناسب با موقعیت و وضعیت فعلی ماست! اگر هر تصمیمی هم گرفته بشه، خدا همه چیز رو در نظر میگیره تا قضاوتی درست داشته باشه!
ولی وقتی ما همدیگه رو امتحان میکنیم، فقط برای مچ گیریه! هیچ هدفی اعم از رشد دادن و بالا بردن استعداد و دوست داشتن ما توش نیست! اگر توی امتحان همدیگه رد بشیم، از هم متنفر یا حداقل دور میشیم! و اگه قبول بشیم، بازم توی حالت شک باقی میمونیم و سعی میکنیم با امتحانای بیشتر بفهمیم دلیل انتخاب قبلیش همونی بوده که ما فکر میکردیم یا نه! ما اگه توی امتحان هم قبول هم بشیم، هیچ پاداش شایسته ای نمیتونیم به همدیگه بدیم! به همین دلیل میگم آدم کسایی که دوست داره رو امتحان نمیکنه!

#حصار_آسمان

۰۲ تیر ۹۶ ، ۲۳:۲۴ ۱۱ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

پیشانی ام را بوسه زد در خواب هندویی
شاید از آن ساعت طلسمم کرده جادویی

شاید از آن پس بود که احساس می کردم
در سینه ام پر می زند شب ها پرستویی

شاید از آن پس بود که با حسرت از دستم
هر روز سیبی سرخ می افتاد در جویی

از کودکی دیوانه بودم، مادرم می گفت:
از شانه ام هر روز می چیده ست شب بویی

نام تو را می کَند روی میزها هر وقت
در دست آن دیوانه می افتاد چاقویی

بیچاره آهویی که صید پنجه ی شیری است
بیچاره تر شیری که صید چشم آهویی

اکنون ز تو با نا امیدی چشم می پوشم
اکنون ز من با بی وفایی دست می شویی

آیینه خیلی هم نباید راست گو باشد
من مایه رنج تو هستم، راست می گویی


"فاضل نظری"

۱۶ دی ۹۵ ، ۰۷:۰۰ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۰۷:۰۵ ب.ظ حصار آسمان
عشق، یک سوء تفاهم بوده است!

عشق، یک سوء تفاهم بوده است!

مثل یک زخم سیاه و کاری ام
که به دریای نمک افتاده ام
بین ارکان نمازی بی وضو
در وجودِ تو به شک افتاده ام

آه اگر چیزی نگفتم تا به حال
وحشتم از حرفِ مردم بوده است
من یقین دارم که عاشق نیستم
عشق، یک سوء تفاهم بوده است!

چاه چشمت عمق چندانی نداشت
غرق بغضم کرد - یک حفره - مرا
من به تو اسلام آوردم ولی
گریه در می آورد کفر مرا!

در قنوتی به بلندای نگاه
زیر بارِ ( ربّنا ) دستم شکست
عشق بعد از تو ( سلامی ) سرد شد
دل به هر آیینه ای بستم شکست

دستم از دستم رها شد! گم شدم!
در شلوغی های ( الرّحمن ) تو
خسته ام از جاده بی انتهات
خسته ام از دوربرگردان تو

می دوم بی اختیار و بی هدف
جبر، خود را زیرِ گوشم ذکر کرد
زندگی جاری ست امّا لحظه ای
کاش می شد ایستاد و فکر کرد!


"یاسر قنبرلو"

۰۵ دی ۹۵ ، ۱۹:۰۵ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید

ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید

توان گفتن آن راز جاودانی نیست
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست

پراز هراس و امیدم که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست

ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!

درختها به من آموختند فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست

به روی آینه ی پر غبار من بنویس
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست


"فاضل نظری"

۱۰ آذر ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
چراغی در دلم

چراغی در دلم

چراغی در دست
چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل می دهم
آینه ای برابر آینه ات می گذارم
تا از تو ...
ابدیتی بسازم ...

"احمد شاملو"


نمی دانم کدام درد بزرگتر است!
دردی که بی پرده تحمل میکنی؛
یا دردی که بخاطر ناراحت نکردن کسی که دوستش داری؛
توی دلت میریزی و تاب می آوری!

"پل آستر"


  • پی نوشت: سعی کردم تا حد امکان دردهام رو اینجا بنویسم و پیش کسی که دوستش دارم حرفی نزنم. امیدوارم وظیفه یه عاشق واقعی رو به سرانجامش رسونده باشم. حالا حالاها مونده تا کم بیارم. قلب من نامهربانی و شکستن رو بلد نیست. این کارها در مرام من نیست...
۰۵ آذر ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۰۵ ق.ظ حصار آسمان
برتر از آنچه دیده ای در من

برتر از آنچه دیده ای در من

دو دریچه به نام آیینه
رو به من ، رو به قبله ام پیداست
رو به او خنده، ولی در من
گریه از پشت خنده ام پیداست

من زمستان شدم روزی که
آفتابم طلوع را گم کرد
قلب من در غروب تنهایی
گرمی و التهاب را گم کرد

یادم افتاد که بعد از تو
قلب من در سکوت شبها مرد
تکه تکه ز خود فرو رفتم
هستی و عشق، در این تنها مرد

گو تو آیا ز من نشانت هست؟
عاشقی بود که دیگر نیست!
هیچ آیا زخویش پرسیدی؟
اشتیاقی که بود، دیگر نیست؟

باطلم کردی و خودت رفتی
غریب ماندم در اوج این غربت
نه کسی که بخواند اسمم را
نه دلی که بداند این حرمت

حرمت عشق، فقط ماندن بود
تو خودت را زمن جدا کردی
از حریم دلم برون گشتی
هر چه کردی به من، به خود کردی!

ساحل و موج، کشتی و دریا
چون نباشد آب، کجا نشان دارند؟
مستی و من، تو و تردید
بی حصول عشق، کجا نشان دارند؟

عشق آمد که جان گرفته زمین
عشق آمد که غیب معنا یافت
عشق جان شد برای این مرده
عشق آمد که روح معنا یافت

باز هم در سکوت شبها من
در فراقت ستاره می چینم
نوبت وصل تو رسد یا نه؟!
آآآآه، شاید! دگر نمیبینم

بغض من بعد رفتنت گل کرد
پرت گشتم به اوج ویرانی
عاشقم من ولی نشانم کو؟
کاش بدانی ولی نمی دانی!

تشنگی، ترس، تب و تردید
با تو تا تو، با من و در من
دوست میدارم تمامت را
برتر از آنچه دیده ای در من

باز باران با دو صد گریه
رعد و برقش، بغض سنگینم
باز می خوانم به نام تو
گرچه در انتظار می میرم!

مرگ من تازه ابتدای توست
مرگ من شروع شکفتن هاست
در من آتش زن و تمامم کن
قسمتم شاید نبودن هاست

آتشت را به من نشان دادی
اندکی هم ز مهر با من گوی
صد هزاران بار گفتی نه!
یک بلی هم به عشق با من گوی

شاعری هستم که شاعر نیست!
هر چه هستم خدای می داند!
عاقبت به تو رسم یا نه؟!
جز خدایم کسی چه می داند؟!

"حصار آسمان"

  • از دفتر شعر انتهای ویرانی
  • این شعر در آینده اصلاح خواهد شد
۱۶ آبان ۹۵ ، ۰۰:۰۵ ۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۲۹ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۱۴ ب.ظ حصار آسمان
خودمانیم ، بگو این همه تردید چرا ؟

خودمانیم ، بگو این همه تردید چرا ؟

سایه سنگ بر آینه خورشید چرا ؟
خودمانیم ، بگو این همه تردید چرا ؟

نیست چون چشم مرا تاب دمى خیره شدن
طعن و تردید به سرچشمه خورشید چرا ؟

ادامه مطلب...
۲۹ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۱۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان