حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

به حصار آسمان خوش آمدید

به حصار آسمان خوش آمدید

[ ]

۱۱۹ نظر
شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
آن لحظه‌ای که تو را به نام می‌نامیدم

آن لحظه‌ای که تو را به نام می‌نامیدم

هلیا!
من هرگز نخواستم که از عشق، افسانه‌ای بیافرینم؛
باور کن!
من می‌خواستم که با دوست داشتن زندگی کنم – کودکانه و ساده و روستایی.
من از دوست داشتن فقط لحظه‌ها را می‌خواستم.
آن لحظه‌ای که تو را به نام می‌نامیدم.
آن لحظه‌ای که خاکستری ِ گذرای ِ زمین در میان موج جوشان مه، رطوبتی سحرگاهی داشت.
آن لحظه‌ای که در باطل ِ اباطیل دیگران نیز خرسندی کودکانه‌ای می‌چرخید.
لحظه‌ی رنگین ِ زنان چای چین
لحظه‌ی فروتن ِ چای خانه‌های گرم، در گذرگاه شب.
لحظه‌ی دست باد بر گیسوان تو
لحظه‌ی نظارت ِ سرسختانه‌ی ناظری ناشناس بر گذر سکون
من از دوست داشتن تنها یک لیوان آب خنک در گرمای تابستان می‌خواستم.
من برای گریستن نبود که خواندم
من آواز را برای پر کردن لحظه‌‌های سکوت می‌خواستم.
من هرگز نمی‌خواستم از عشق برجی بیافرینم، مه‌آلود و غمناک با پنجره‌های مسدود و تاریک.
دوست داشتن را چون ساده‌ترین جامه‌ی کامل عید کودکان می‌شناختم.
هلیا!
تو زیستن در لحظه‌ها را بیاموز
و از جمیع فرداها پیکر کینه‌توز بطالت را میافرین!
...

#نادر_ابراهیمی
برگرفته از کتاب: "بار دیگر شهری که دوست می داشتم"

۲۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۰ ۱۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۷:۳۵ ب.ظ حصار آسمان
هر وقت دیدی تاخیر افتاد، پشت در بایست!

هر وقت دیدی تاخیر افتاد، پشت در بایست!

من دم در ایستاده بودم نه در را می‌زدم و نه می‌‌رفتم. گفت خوب کاری کردی. راه همین است. هر وقت دیدی تاخیر افتاد پشت در بایست. مبادا در را بزنی. در را نزنید و دور هم نروید. مبادا ول کنی بروی و بگویی چیزی نمی‌دهند. با هنر و فهمت تا پشت در برو. در را محکم نزنی. یا اصلاً در را نزن. صاحبخانه خودش می‌داند. آنجا بنشین.
ببین که کمی پشت در ایستادن خوب است. به اشاره ملتفت شو. از یکسال، پنج سال پشت در ایستادن نترس. پشت در، بهترین جاست.
بی‌ادب نباشید. علم و فهم را به زور نمی‌شود از جایی گرفت. در دستگاه خوبان و مافوق ما همه چیز با تسلیم به دست می‌آید.
اگر در پایان ماندیم خدا کمک می‌کند. شاید یک وقت خداوند دید در کارتان صدق دارید و پشت در هم نایستادید. همین که می‌رسید، در باز است. برای بعضی‌ها گفت ما از اول در نداشتیم. خودتان با سوء ظنتان در درست کردید. در دستگاه‌ها و دستگاه اولیاء و انبیاء ما، اصلاً هیچ جا در نگذاشتیم.

کتاب طوبی محبت؛ جلد3 – ص 70
مجلس حاج محمد اسماعیل دولابی

پا نوشت: از متن اصلی نت برداری شده. متن اصلی اضافات دیگه ای هم داره.

پی نوشت 1: حلول ماه مبارک رمضان بر همه مبارک.
پی نوشت 2: خیلی امیددارم که امسال سال آخر غیبت باشه.

۲۶ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۹:۳۵ ۱۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۱:۲۴ ب.ظ حصار آسمان
با سوادی که ندارم، به تو ایمان دارم

با سوادی که ندارم، به تو ایمان دارم

... وای! شب‌گریه اگر جای من آرامت کرد
آه! اگر آینه تلقین بکند، من خوبم!

نگرانم که پیامی ندهی صبح شود
ای به‌هم ریختنت ساعتِ خوابآشوبم!

من خرابِ تواَم ای لذّتِ مشروع و هنوز
حدّ ندارد به من این مستیِ نامشروبم

جرعه‌ای خواستم از یادِ تو بیرون بروم
از تب و تابِ تو انداخت به تاب و توبم!

با سوادی که ندارم، به تو ایمان دارم
تو ببخشا به مسلمانیِ نامکتوبم...

#حوت
#مهدی_فرجی

[ با سوادی که ندارم - طرح شماره 2 ] [ دانلود هر دو طرح با کیفیت اصلی ]

۲۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۳:۲۴ ۱۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۰۸ ب.ظ حصار آسمان
کاج اگر‌ می کاشتم شاید خزانم این نبود

کاج اگر‌ می کاشتم شاید خزانم این نبود

گر تو از من دل نمی کندی جهانم این نبود
یا اگر بود انتهای داستانم این نبود
 
ابرهای تیره چشم انداز صبح من شده است
آفتابم مانده بودی، آسمانم این نبود
 
رنگ و بوی گل مرا از فکر فردا دور کرد
کاج اگر‌ می کاشتم شاید خزانم این نبود
 
در غمت می سوزم و تنها صبوری می کنم 
کاش در دنیا خدایا امتحانم این نبود
 
"دل بریدن گاه تنها راه عاشق ماندن است"
بی وفا پیش از تو حرف "دوستانم" این نبود

#محمدحسن_جمشیدی
یک مصراع مانده به آخر از #فاضل_نظری

۱۸ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۰۸ ۷ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۰:۴۰ ب.ظ حصار آسمان
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

پیشِ سازِ تو من از سِحر سخن دم نزنم
که زبانی چو بیان تو ندارد سخنم

ره مگردان و نگه دار همین پرده ی راست
تا من از راز سپهرت گرهی باز کنم

صبر کن ای دل غمدیده که چون پیر حزین
عاقبت مژده ی نصرت رسد از پیرهنم

چه غریبانه تو با یاد وطن می نالی
من چه گویم که غریب است دلم در وطنم

شعر من با مدد ساز تو آوازی داشت
کی بود باز که شوری به چمن در فکنم

همه مرغان هم آواز پراکنده شدند
آه از این باد بلاخیز که زد در چمنم

نی جدا زان لب و دندان چه نوایی دارد؟
من ز بی همنفسی ناله به دل می شکنم

بی تو آری غزل «سایه» ندارد «لطفی»
باز راهی بزن ای دوست که آهی بزنم

#امیر_هوشنگ_ابتهاج

ادامه مطلب...
۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۲:۴۰ ۱۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۵:۱۴ ب.ظ حصار آسمان
بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر

بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست
که مونس دم صبحم دعای دولت توست

سرشک من که ز طوفان نوح دست برد
ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست

بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر
که با شکستگی ارزد به صد هزار درست

زبان مور به آصف دراز گشت و رواست
که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست

دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست
چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست
که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست

شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز
نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست

مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی
گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست

#حافظ

۱۲ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۷:۱۴ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۰ ب.ظ حصار آسمان
سرت را بالا بگیر

سرت را بالا بگیر

رفت؛ نماند؛ نبود؛ ندید
رفت که رفت
نماند که نماند
نبود که نبود
ندید که ندید
خودت را در آینه نگاه کن!
مرور کن هر روز را
مرور کن از خود گذشتن هایت را
مرور کن باورهایِ زیرِ پا لِه شده ات را
مرور کن که چندین بار برایِ خندیدنش با بغض خندیدی
مرور کن چندین بار راهی را رفتی که همیشه ترس و واهمه از آن داشتی
مرور کن چندین خطِ قرمزِ خودت را برایِ او سبز کردی 
دیدی؟
تو همه کار کرده ای! تو عاشق بوده ای!
سرت را بالا بگیر
اشک هایت را پاک کن
لبخند بزن
در این دنیا بی شک یک نفر
بی تابِ خنده هایِ توست
بی قرارِ آغوشِ توست
در این دنیا بی شک یک نفر
طعمِ بوسه هایِ تو را می فهمد
خط به خطِ آغوشِ تو را می خواند
در این دنیا بی شک
یک نفر
تو را آنقدر می خواهد
که گویی
قبل از او
هیچکس در قلبِ تو
خانه ای نداشته

#عادل_دانتیسم

۱۱ ارديبهشت ۹۷ ، ۲۳:۲۰ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان