حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

به حصار آسمان خوش آمدید

به حصار آسمان خوش آمدید

[ ]

۶۶ نظر

اینو فقط تو باید بخونی (رمزش اسم پدرته به لاتین)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۰:۰۱ ۰ نظر
حصار آسمان
يكشنبه, ۴ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۴ ب.ظ حصار آسمان
و موسیقی همچنان ادامه دارد ...

و موسیقی همچنان ادامه دارد ...

من خودم را در معرض چیز وحشتناکی به اسم صندلی‌های موسیقایی قرار دادم، یک بازی بی‌مروت دیگر. یک صندلی کم است و وقتی موسیقی قطع می‌شود باید بدوی تا بتوانی بنشینی. درس‌های زندگی در مهمانی بچه‌ها تمامی ندارند. عربده‌ی موسیقی بلند است. نمیدانی کی قرار است قطع شود. تمام مدتِ بازی دلهره داری و فشار غیرقابل تحمل است. همه دور صندلی‌ها میرقصند، ولی رقصی که شاد نیست. همه چشمشان به مادری‌ست که بالاسر رادیو ایستاده و پیچ کم و زیاد کردن صدا را در دست دارد. صورت بچه‌ها از وحشت بی‌ریخت شده. هیچکس دوست ندارد حذف شود.
 
بازی یک جور تمثیل است: به اندازه‌ی کافی صندلی یا خوشبختی وجود ندارد که به همه برسد، همین‌طور غذا، همین‌طور شادی، همین‌طور تخت و شغل و خنده و دوست و لبخند و پول و هوای تمیز برای نفس کشیدن...
و موسیقی همچنان ادامه دارد.
من یکی از اولین بازنده‌ها بودم و داشتم فکر میکردم آدم باید در زندگی صندلی خودش را همراه داشته باشد.

#جزء_از_کل
#استیو_تولتز

۰۴ تیر ۹۶ ، ۱۲:۰۴ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
دو برش از شازده کوچولو

دو برش از شازده کوچولو

شازده کوچولو گفت:
بعضی کارا
بعضی حرفا
بدجور دل آدمو آشوب میکنه
گل گفت مث چی؟

شازده کوچولو گفت:
مث وقتی که
میدونی
دلم برات بی‌قراره
و کاری نمیکنی...

#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
برگرفته از کتاب #شازده_کوچولو

 


 

پس سیاره هفتم زمین شد.
زمین از این سیاره های معمولی نیست!
سیاره ای است با صد و یازده شاه و هفت هزار جغرافی دان
و نهصدهزار تاجر و هفت میلیون و نیم میخواره
و سیصد و یازده میلیون خودپسند،
یعنی تقریباً دو میلیارد آدم بزرگ!

 

#شازده_کوچولو 
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری

۰۳ تیر ۹۶ ، ۲۳:۵۹ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ب.ظ حصار آسمان
چه غمبار، وقتی نمی دانی ...

چه غمبار، وقتی نمی دانی ...

تنها نگرانِ این بودم
که به جستجوی تو
در دورترین کوچه ی دنیا به خانه ات برسم
و تو به جستجویم رفته باشی


چه غمبار
وقتی نمی دانی
گم کرده ای
یا گم شده ای؟


#معین_دهاز

۰۳ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۲ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۳:۵۶ ب.ظ حصار آسمان
از دست دارم می‌روم، اصلا حواست نیست!

از دست دارم می‌روم، اصلا حواست نیست!

افتاده‌ام در ابتدای کوچه‌ای بن بست
از دست دارم می‌روم، اصلا حواست هست!؟

بیرون زدم از خاطراتت برف می‌آمد
من گریه کردم آخر این قصه را باید

بعد از تو فکر روزهای آخرم باشم
بعد از تو فکر ضجه‌های دفترم باشم

بعد از تو چشمم دفترم را آبیاری کرد
بعد از تو تهران پابه‌پایم بی قراری کرد

بعد از تو راهی از جهنم رو به من وا شد
بعد از تو بهمن بدترین میدان دنیا شد

بعد از تو دیگر آرزوهایم زمین خوردند
بعد از تو با پای خودم نعش مرا بردند

بعد از تو من زانو زدم، آینده را کشتم
دیوار می‌زد هی خودش را بر سر و مشتم

بعد از تو در من اشتیاق زنده ماندن مُرد
کابوس تنهاتر شدن آینده‌ام را خورد

حس می‌کنم بعد از تو تاریخم دو قسمت شد
می‌خواستم باور کنی در من قیامت شد

از حسرت بازی دستت لای موهایم
از گریه هایم لابه لای آرزوهایم

از بوسه‌های آخرت، از دستِ بر دوشم
از لذت یک دوستت دارم در آغوشم

از من سکوت، از تو سکوت، از عشق پنهانی
لبخندهای زورکی در اوج ویرانی

انگار بغضی در گلویم گم شده باشد
انگار قلبم قسمت مردم شده باشد

انگار خواهم مرد از این کابوس وا مانده
انگار نیمی از وجودم در تو جا مانده

انگار که بازنده‌ام در اوج رویایت
پای پیاده می‌روم از آرزوهایت

از دورتر می‌بینمت این آخرین بار است
دنیا به ما یک زندگی کردن بدهکار است

غمگینم از آینده از تقدیر، غمگینم
دارم تو را در خاطراتم خواب می‌بینم

می‌فهمم این رفتن برایت آخرین راه است
دیوار من از زندگی یک عمر کوتاه است

من رفتنت را با دو چشم بسته‌ام دیدم
از بوسه‌هایت لابه‌لای گریه فهمیدم

قدِّ زمستانی‌ترین روز خدا سردی
تا گریه کردم، گریه کردی.. برنمی‌گردی؟

اسم تو را در شعرهایم خط خطی کردم
وقتی نباشی من به دنیا برنمی‌گردم

باران ببارد آسمان عطر تو را دارد
بغضت گریبان می‌درد تا صبح می‌بارد

لبخند دارم می‌زنم با اینکه دلتنگم
دارم برای زندگی با مرگ می‌جنگم

می‌بوسمت از دورتر این رشته محکم نیست
می‌بوسمت با اینکه لب‌های تو سهمم نیست

می‌بوسمت، می‌بوسمت، تا درد پابرجاست
دلواپسم، دلواپسی از خنده‌ام پیداست

بعد از تو حتی رد شدن از کوچه آسان نیست
حتی برای گریه کردن یک خیابان نیست

این خاطرات لعنتی بعد از تو بی‌رحمند
زانو زدن کنج خیابان را نمی‌فهمند

دارم تو را حس می‌کنم با دستِ در دستم
با هرکه باشی باز هم دلواپست هستم

ای کاش من تنها دلیل بودنت بودم
از سایه‌ات نزدیکتر پیراهنت بودم

حالا من و ، تنها من و تنها دو چشم‌تر
از بی‌قراری‌های عصر جمعه تنها‌تر

لعنت به پایانی‌ترین ساعاتِ هر هفته
لعنت به رویایی که دیگر یادمان رفته

لعنت به آغوشت، به آغوشش، به تنهایی
لعنت به من وقتی که با هر بغض می‌آیی

لعنت به من وقتی هنوز از عطر تو مستم
لعنت اگر در انتظار دیدنت هستم

اصلا مگر راهی برای دیدنت هم هست؟
اصلا مگر حرفی به جز بوسیدنت هم هست؟

اصلا همین حال و همین روز و همین ساعت
اصلا به شبهای بدون بودنت لعنت

باید تو را از راه‌های رفته برگردم
باید نفهمی قاب عکست را بغل کردم

باید تو را از هرچه بود و هست بردارم
باید نفهمی بعد از این هم دوستت دارم

باید نفهمم خنده‌ات بی‌من برای کیست
از دست دارم می‌روم، اصلا حواست نیست!

 

#پویا_جمشیدی

۰۳ تیر ۹۶ ، ۱۵:۵۶ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۴ ب.ظ حصار آسمان
آدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!

آدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!

اینو به یاد داشته باش
آدم کسی رو که دوست داره، امتحان نمیکنه!
همه آدما نقاط تیره دارن
همه آدما یه چیز مخفی تو زندگیشون هست که از همه مخفیش کردن
به قول حاج اسماعیل دولابی؛
حتی اگه پاک ترین باغچه ها رو هم بیل بزنی، حداقل یه کرم توش پیدا میکنی!
خودت هم از این قاعده مستثنا نیستی!
پس اگه دوستش داری، هرگز امتحانش نکن!
اگه یه جایی امتحانت رو رد بشه،ممکنه واسه همیشه از چشمت بیفته!
و این در حالیه که ممکنه توی اون لحظه نتونسته باشه راه درست رو پیدا کنه و اما این به معنی بد بودن اون آدم نیست!
همه دچار لغزش و خطا میشن
مهم اینه تو اینو بدونی و سعی کنی به جای بر ملا کردن عیب های دیگران، اونها رو بر طرف کنی و بپوشونی!
آیینه خدا باش رفیق! خدا هزار عیب از من و تو دید و افشا نکرد!
این یعنی عشق!
نه عشق به یه شخص! چرا که اون جنبه محدودی از بی کرانگیه یه عشقه!
بلکه عشق به همه مخلوقات خدا
خدا از روح خودش در تو دمیده پس دوست داره مثل خودش بشی! نگو اون خداس و من یه بنده! تو میتونی به قدر تلاشت، خدا رو در خودت به وجود بیاری!
خدا هم میتونست همیشه مچتو بگیره اما دستتو گرفت! پس تو هم هرگز کسی که دوست داری رو امتحان نکن!

 قلب کلام اینه؛ ما هم میتونیم همدیگه رو امتحان کنیم. ولی کی؟ وقتی به اندازه خدا دانا و بینا بودیم، وقتی به اندازه خدا مهربان و بخشنده بودیم، وقتی به اندازه خدا دارا و توانا بودیم. خدا امتحان میکنه چون ما رو دوست داره. چون اگه امتحانشو قبول بشیم، بهمون یه پاداش درخور و سزاوار میده. پاداشی که کل زندگیمون رو تحت تاثیر قرار میده. امتحانات خدا چه در صورت قبولی و چه در صورت رد شدن، باعث رشد شخصیت ما میشن! اگر هم امتحانشو رد بشیم، هیچوقت از عشق و محبتش به ما کم نمیشه، ازمون ناامید نمیشه، رهامون نمیکنه، ما رو مجازات نمیکنه! در ضمن امتحانات خدا به علت دانایی و بینایی خدا، دقیقا متناسب با موقعیت و وضعیت فعلی ماست! اگر هر تصمیمی هم گرفته بشه، خدا همه چیز رو در نظر میگیره تا قضاوتی درست داشته باشه!
ولی وقتی ما همدیگه رو امتحان میکنیم، فقط برای مچ گیریه! هیچ هدفی اعم از رشد دادن و بالا بردن استعداد و دوست داشتن ما توش نیست! اگر توی امتحان همدیگه رد بشیم، از هم متنفر یا حداقل دور میشیم! و اگه قبول بشیم، بازم توی حالت شک باقی میمونیم و سعی میکنیم با امتحانای بیشتر بفهمیم دلیل انتخاب قبلیش همونی بوده که ما فکر میکردیم یا نه! ما اگه توی امتحان هم قبول هم بشیم، هیچ پاداش شایسته ای نمیتونیم به همدیگه بدیم! به همین دلیل میگم آدم کسایی که دوست داره رو امتحان نمیکنه!

#حصار_آسمان

۰۲ تیر ۹۶ ، ۲۳:۲۴ ۱۰ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰
حصار آسمان