حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

چهارشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود

در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود

آمدی گریه کنی شعر بخوانی بروی
نامه ای خیس به دستم برسانی بروی

در سلام تو خداحافظی ات پیدا بود
قصدت این بود از اول که نمانی بروی

خواستی جاذبه ات را به رخ من بکشی
شاخه ی سیب دلم را بتکانی بروی

جای این قهوه فنجان که به آن لب نزدی
تلخ بود این که به جان لب برسانی بروی

بس نبود این همه دیوانه ی ماهت بودم ؟
دلت آمد که مرا سر بدوانی بروی ؟

جرم من هیچ ندانستن از عشق تو بود
خواستی عین قضات همه/دانی بروی

چشم آتش، مژه رگبار، دو ابرو ماشه
باید این گونه نگاهی بچکانی بروی

باشد این جان من این تو , بکشم راحت باش
ولی ای کاش که این شعر بخوانی بروی ..

#شهراد_میدری

۱۷ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
موجوداتی به نام سخت جانان

موجوداتی به نام سخت جانان

و من تازگیها کشف کرده ام
روی این کره ی خاکی
موجوداتی زندگی میکنند؛
ناشناخته!
به نام "سخت جانان"
همانهایی که
عاشقند و
امیدوار و
زنده ...!
 
#هستی_دارایی

۱۷ آبان ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۵ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مگر آسمان به زمین می آید...؟

مگر آسمان به زمین می آید...؟

قلم که داری...
کاغذ هم که هست!
امشب تو بنویس
من نخوانم!
یک شب هم
تو دلت بشکند
مگر آسمان به زمین می آید...؟

#امید_نبی_یی

  • خیلی نوشتم... اینجا رو نبینید که ساکته... دو تا وبلاگ دیگه پر از نوشته داشتم که همین امروز هر دوتاشونو حذف کردم. مدتها بود بهشون سر نمیزدم. آرزوم این بود که اونم یه وبلاگ میداشت تا حرفای دلشو توش بنویسه. بعد من هی برم بخونم و بیشتر بفهممش... چقدر نوشتم و کسی نخوند 
  • دیالوگ امشب سریال مختارنامه: گریه کردن در خلوت، خصلت مردان خداست ...
۱۶ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۷ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
خوشبختی چه بود؟

خوشبختی چه بود؟

خوشبختی؟
راستش نمیدانم چیست
اما بهتر است تا ابد دست کسی به آن نرسد!
آنقدر که به بهانه داشتنش؛
زندگی خودمان را جهنم کرده ایم؛
و همدیگر را تحریم!
عده زیادی را در گوشه اتاقهایشان با آرزویش رها کردیم
بر روی دلهای بسیاری پای نهادیم

اگر خوشبختی من، قرار است اشک دیگری را درآورد؛
مایلم تا ابد در حصار مشکلات و دردها گرفتار باشم
این چه انسانیت است که ما "مثلا" انسانها به آن پایبندیم؟
تا آنجا به کمک دیگری می شتابیم، که نفع ما در آن باشد
و تا آنجا به دیگری عشق می ورزیم، که قرار نباشد سختی ها و مشکلات با او بودن را بپذیریم!
بی شک اگر خوشبختی را فراموش میکردیم
یا لااقل آن را فقط برای خود نمی خواستیم
اکنون همه خوشبخت بودیم و چه بسا "انسان"

#حصار_آسمان

  • پی نوشت: به آدمای دنیا طلب میتونی خوشبختی و آرزو رو بفروشی. کسی که طمع داشته باشه، میشه همه چیزو باهاش معامله کرد. آبرو رو، ایمان رو، "عشق" ، مهربانی، پاکی، دل و حتی انسان ها رو! کی براشون عزیزتره؟ اونی که پولدارتره، موقعیت بهتری داره، مشهورتره، خوشگل تره! و اگر جایی بین تو و کسی که از تو زیباتره (مشهور تر، پولدار تر و ...) گیر بکنن، تو هرگز انتخابشون نخواهی بود!
    اگه دیدی بودن یه آدم توی زندگیت مرهون زیبایی، ثروت، شهرت و یا موقعیتشه، مطمئن باش تو هم یکی از همین آدمای دنیا طلبی! 
    واسه اینکه بفهمی واقعا خودشو دوست داری یا نه، همون آدمو توی موقعیت نداشتن فرض کن و بعد ببین بازم بهش اهمیت میدی یا نه!
    بخوای باور کنی یا نه، خیلی از ماها بخاطر اشتباهاتی طرد میشیم که اگه همون اشتباهات از آدمای برخوردار (از ثروت، شهرت، موقعیت یا زیبایی) سر بزنه، براشون به عنوان یه خصوصیت مثبت تلقی میشه!
     
۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۶ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
سالهاست که درِ این باغ را پیدا نمیکنم

سالهاست که درِ این باغ را پیدا نمیکنم

مست نیستم آقا
برای چیدن گل هم نیامده بودم...
فقط داشتم میگذشتم که کسی دستم را گرفت
گفت داخل شو!
و حالا سالهاست که درِ این باغ را پیدا نمیکنم ...
 
#رضا_کاظمی

۱۶ آبان ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
در من دیوانه ای جا مانده

در من دیوانه ای جا مانده

1
در من
دیوانه ای جا مانده
که دست از
دوست داشتنت بر نمی‌دارد!
با تو قدم می‌زند
حرف می‌زند
می‌خندد
شعر می‌خواند
قهوه می‌خورد
فقط نمی‌تواند
در آغوش بگیردت ...
به گمانم
همین بی آغوشی
او را
خواهد کشت ...
 
2

شعر و
بغض و
اشک
کفافِ رفتنت را نمی دهند
باید
سرِ فرصت
برایت
بمیرم ...

3

کاش
یکی پیدا شود
به پاهایت
آمدن را یاد بدهد...
 
#مریم_قهرمانلو

۱۶ آبان ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
قبل تر ها چهره ها هویت داشت

قبل تر ها چهره ها هویت داشت

آن روزها که بوتاکس حالت چشم هایمان را عوض نکرده بود
و عمل های جراحی گونه هایمان را برجسته و بینی هایمان را کوچک،
و لب هایمان با ژل های موقتی پف نمی کرد
آن روزها که ابرو و مژه و ناخن و سینه و موی مصنوعی نداشتیم؛
آدم های آرام تری بودیم
وسواس زیباتر شدن نداشتیم
خودمان بودیم
و چشم هایمان وقتی زن زیبایی می دید سرشار از تحسین می شد نه تعجب ...
آن روزها مردهایمان نه دغدغه بزرگ کردن عضله داشتند نه ابرو برمیداشتند نه گوشواره می انداختند نه عمل های زیبایی می کردند
اما پای قول و قرارهاشان محکم تر می ایستادند
چشم شان به اینهمه زیبایی های مصنوعی زنان عادت نداشت
سلیقه هاشان هم فرق داشت و تو آنقدر در مقابل اشتیاق نگاه مرد کنار دستی ات به صورت و بدن مصنوعی زن دیگر احساس حقارت نمی کردی...
مردهایی که از دیدن این تغییرات در خانم های دیگر لذت می برند اما آن را برای همسر خود نمی خواهند...
قبل تر ها چهره ها هویت داشت
و هر چهره منحصر به همان فرد بود ولی حالا زن ها و مردها شبیه زیاد دارند در اجتماع....
کاری نمی شود کرد موجی راه افتاده و خیلی ها دارند سوار این موج زیباتر و جذاب تر می شوند....
مخالف عمل های زیبایی نیستم اما
هر جور فکر می کنم قبلتر ها از خودمان راضی تر بودیم انگار
این روزها وسواس بیش از حد پیدا کرده ایم به ظاهرمان
هر چه تلاش می کنیم باز در ظاهرمان یک نقطه ای هست که به نظرمان ناجور است و ما باید اصلاحش کنیم
باطنمان هم که خیلی مهم نیست چون جلوی چشم نیست
 
#پریسا_زابلی_پور

۱۵ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان