حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای عشقی ست که مرگ را معنا کند

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بخشش» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

قربان آن گلی که مرا خوار کرده است

ما را کبوترانه وفادار کرده است
آزاد کرده است و گرفتار کرده است

بامت بلند باد که دلتنگیت مرا
از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است

خوشبخت آن دلی که گناه نکرده را
در پیشگاه لطف تو اقرار کرده است

تنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است

چون سرو سرفرازم و نزد تو سر به زیر
قربان آن گلی که مرا خوار کرده است


"فاضل نظری"

۱۲ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۷ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۴ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
این همه شعر نوشتیم برای چه کسی؟

این همه شعر نوشتیم برای چه کسی؟

گوش دادن به چه حرفی؟ به صدای چه کسی؟
این همه شعر نوشتیم برای چه کسی؟

آن که بخشید کسی داشت که جبران بکند!
ما ببخشیم عطا را به لقای چه کسی؟


"یاسر قنبرلو"

۰۴ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۷ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۰۵ ب.ظ حصار آسمان
پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته

پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته

در مورد مهربونی خدا زیاد میشه حرف زد. این روایت هم یکیش که تفسیر یکی از آیه های سوره انعام هست. از تفسیر المیزان:

در روایت آمده که عده ای نزد پیامبر آمدند و گفتند که بسیار گناه کرده ایم. باید چکار کنیم؟!
پیامبر فرمود توبه کنید!
اگر ما توبه کردیم، با اینهمه معصیت و گناه، آیا ما را به درگاه خود راه می دهد؟ این خدایی که تو توصیف نمودی، شرم آن داریم که در محضرش بگوییم ما را ببخش! 

ادامه مطلب...
۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۹:۰۵ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۱۵ ب.ظ حصار آسمان
من به کجا نظر برم، چون به تو افتدم نظر

من به کجا نظر برم، چون به تو افتدم نظر

تو را سمیع یافتم و خواندمت
تو را غفور یافتم و بازگشتم
تو را عاشق یافتم و دلم به حال خودم سوخت
که تو با اینهمه کبریایی ات به همچو منی دل بسته ای با اینکه از من بی نیازی
لیک من با اینهمه ذلت و خواری ام، تو را لایق دل بستن ندانسته ام ...
بر حال همچو منی باید همچو تویی بگرید
آمده ام تا همدمم باشی، تا مرهمم باشی
آمده ام تا باز بخوانمت، گرچه شرمسارم

ادامه مطلب...
۰۳ آذر ۹۵ ، ۲۳:۱۵ ۹ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۲۰ ق.ظ حصار آسمان
مقصد من نا کجای قصه هاست

مقصد من نا کجای قصه هاست

رک بگویم، از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام!

با مرام و معرفت بیگانه اند!
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام!

در زمستانِ سکوتم بارها
با نگاه سردتان لرزیده ام!

رد پای مهربانی نیست، نیست
من تمام کوچه را گردیده ام!

سالها از بس که خوش بین بوده ام
هر کلاغی را کبوتر دیده ام!

وزن احساس شما را بارها
با ترازوی خودم سنجیده ام!

بی خیال سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام!

من شما را بارها و بارها
لا به لای هر دعا بخشیده ام!

مقصد من نا کجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام!

میروم با واژه ها سر میکنم
دامن از خاک شما بر چیده ام!

من تمام گریه هایم را شبی
لا به لای واژه ها خندیده ام!

"فریدون مشیری"

۲۲ آبان ۹۵ ، ۰۰:۲۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
پیش تو حکم دگرگون نمی شود

پیش تو حکم دگرگون نمی شود

خداوندا
دلم به این خوش است که میبینی و می دانی
و بالاتر از همه، می توانی
که چاره بنمایی گره های کور را
پیش تو حکم دگرگون نمی شود
و ای کاش حکم به وصال داده باشی
آن هنگام دیگر هیچوقت
هیچ کس
و در هیچ کجا
نخواهد توانست او را از من بگیرد
و من به فرمان تو صبر میکنم تا زمانش برسد
من به تو ای ارحم الراحمین، ایمان دارم
به قدرتت، به بزرگی ات، به مهربانی و بنده نوازی ات
و چگونه از تو دور شوم
در حالی که چاره پیش توست و من بی چاره توام؟!
و تو اصرار کنندگان در دعا را دوست میداری
چون با "امید" به سوی تو می آیند
و برایشان مهم نیست چند بار به درِ بسته برخورند
منم، بنده شرمسار و خطاکارت
خداراشکر که گنهکارم!
و نیازی ندارم که بشمارم
چقدر خوبی کرده ام تا با آنها به سویت آیم...
من هیـــــــــــــــــــچ ندارم!
امیدی که هست، به لطف و کرم و فضل توست...
و من چه خوب میدانم که بندگان امیدوارت را دور نمیسازی
و چه خوب عاشقی که حتی کوله بار گناهم را نادیده میگیری
و چه جای ترس است وقتی در پناه تو باشم؟!
تو بی نهایتی
در بخشیدن، دادن، مهربانی، فضل و کرم
دیگر کجا روم؟
وقتی تو ملجا و مبدا و مقصد و مقصود منی...
آری گنهکارم ولی خدایا شکر
که تو را دارم
به توکل بر نام اعظمت
ببخش بر بنده کمتر از هیچِ خود

"حصار آسمان"

۲۲ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۰۰ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
هیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

هیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لب‌های تو افتادم و با خود گفتم :
غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

ادامه مطلب...
۲۰ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۸ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
بخوان به نام پروردگار مهربانت...

بخوان به نام پروردگار مهربانت...

چشمهایت را ببند
در دلت با خدا سخن بگو
به همان زبان ساده ی خودت سخن بگو ...
هرچه میخواهی بگو، او میشنود
شاید بخواهی تورا ببخشد

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مناجات امیدواران

مناجات امیدواران

خداوندا...
ای خدایی که هرگاه بنده ای از او سوال کند، عطا خواهد کرد
و هر گاه امیدی به او داشته باشد، به امیدش می رساند
و هرگاه بنده ای به او رو آورد، مقربش میگرداند
و هر گاه علنا معصیت کند، بر گناهش پرده کشد و بپوشاند

ادامه مطلب...
۱۹ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
گاهی!

گاهی!

گاهی
نباید بخشید
کسی که بارها او را بخشیدی و نفهمید!
تا این بار در آرزوی بخشش تو باشد!

ادامه مطلب...
۱۳ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان