حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۳۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بی کسی» ثبت شده است

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
شاید به دنیا آمدی تا عشق پاگیرد

شاید به دنیا آمدی تا عشق پاگیرد

آغاز سال بی کسی رو سوگ می گیری
می ترسی از افسردگی های سحرگاهی

حالا که تنهاتر شدی باید بخوابی، چون
از زندگیّ لعنتی چیزی نمی خواهی

وقتی خدای مهربانت زور می گوید
باید از اعماق دلت تصویر برداری

تا لحظه ای که او بخواهد، زنده خواهی بود
تا لحظه ای که او بخواهد، دوستش داری

شاید تناسخ علّت این رنج تاریخیست
شاید به دنیا آمدی تا عشق پاگیرد

سنگینی دردی تمام قرن ها با توست
جان می کَنی، جان می دهی، امّا نمی میرد

داری به جان قصه های کهنه می افتی
با این که خیلی خسته ای تا صبح بیداری

داری برای سرنوشتت شعر می گویی
جامانده ای در یک روال تلخ و تکراری

آغاز سال بی کسی را سوگ می گیری
می ترسی از افسردگی های سحرگاهی

حالا که تنهاتر شدی باید بخوابی چون
از زندگیّ لعنتی چیزی نمی خواهی!

"صنم نافع"

۲۳ بهمن ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
بگذار یوسف تا ابد در چاه باشد

بگذار یوسف تا ابد در چاه باشد

بگذار یوسف تا ابد در چاه باشد
حتی زلیخا بعد از این خودخواه باشد

مرداب خواهد شد در آخر سرنوشتِ
رودی که در فکرش خیال ماه باشد

قدر سکوت بغض هایش حرف دارد
مردی که بین خنده هایش آه باشد!

ای کاش نفرینم کنی آهت بگیرد
بعد از تو باید زندگی کوتاه باشد

پایان راه "هفت شهر عشق" یعنی
زانوی عاشق با سرش همراه باشد

بعد از تو باید آنقدر بی کس بمانم
تنها خدا از درد من آگاه باشد

وقتی زلیخایی نباشد چاره ای نیست
بگذار یوسف تا ابد در چاه باشد


"علی صفری"

۱۱ آذر ۹۵ ، ۰۱:۰۰ ۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۵، ۰۵:۳۰ ب.ظ حصار آسمان
ای کاش این غزل، غزل آخرم شود

ای کاش این غزل، غزل آخرم شود

ای کاش این غزل، غزل آخرم شود
یا رفتنت برای ابد باورم شود

دارم به جرم بی کسی ام شعر می شوم
تنها مگر که گریه تماشاگرم شود

زل می زنم به عقربه های نمور شب
تا وقت قرص و شربت خواب آورم شود

در سطرهای نا تمام من آنقدر می دوی
تا مملو از تو هر ورق از دفترم شود

در خود نگاه می کنم از من چه مانده است؟
جز شعرهای مرده که هم بسترم شود!

شاید اگر بمیرم و در شعر جان دهم
تصویر خاطرات تو دور از سرم شود

باید از این نوشتن بیهوده بگذرم
باید که این غزل ،غزل آخرم شود


"سعیده معتمدی"

۳۰ آبان ۹۵ ، ۱۷:۳۰ ۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان

باهاش حرف بزن

۲۴ آبان ۹۵ ، ۲۲:۴۱ ۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۰۵ ب.ظ حصار آسمان
غمیست عشق که نتوان شنید و نتوان گفت

غمیست عشق که نتوان شنید و نتوان گفت

ای فلک!
بی آشیان، تنهای تنها
مانده ام...
دیگر چه خواهی؟


خسته و
بی همزبان
در سیل غمها
مانده ام...
دیگر چه خواهی؟


زندگی
زندان شده
غم در دلم
مهمان شده


دل دگر
در سینه ام
از بار غم
ویران شده


در خطوط شب
تنها پناه من
باشد دلِ دیوانه ای...


من اسیر دل!
این دل به دام غم
در گوشه میخانه ای...


از دلم دیگر چه خواهی؟

چشم گریان مرا
هر شب
تماشا میکنی!


هر کجا پنهان شوم
بازم تو پیدا میکنی...

عمری بلای من
بندی به پای من
"هستی" شده


هر چه میخواهی بکن با دل دیوانه ام

گر نمیدانی؛
بدان!
ساکن میخانه ام ...


ای فلک!
بی آشیان
تنهای تنها مانده ام ...
دیگر چه خواهی؟!

 

  • پی نوشت: ...
ادامه مطلب...
۰۲ آبان ۹۵ ، ۱۹:۰۵ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۲۰ ب.ظ حصار آسمان
ما چه میدانستیم دل هر کس، دل نیست

ما چه میدانستیم دل هر کس، دل نیست

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۷ مهر ۹۵ ، ۲۱:۲۰ ۸ نظر
حصار آسمان
شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
عمیقترین و بهترین تعریف از عشق

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق

عمیقترین و بهترین تعریف از عشق این است که :
عشق زاییده تنهایی است
و تنهایی نیز زاییده عشق است…
تنهایی بدین معنا نیست که یک فرد بیکس باشد …
کسی در پیرامونش نباشد!
اگر کسی پیوندی ، کششی ، انتظاری و نیاز پیوستگی و اتصالی در درونش نداشته باشد تنها نیست!
برعکس!
کسی که چنین چنین اتصالی را در درونش احساس میکند…
و بعد احساس میکند که از او جدا افتاده ، بریده شده و تنها مانده است ؛
در انبوه جمعیت نیز تنهاست …


"دکتر علی شریعتی"
کتاب نیایش

۱۰ مهر ۹۵ ، ۱۵:۰۰ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
به تو شاد است دل خسته، خدا را تو مرو

به تو شاد است دل خسته، خدا را تو مرو

از کنارِ منِ افسرده یِ تنها تو مرو
دیگران گر همه رفتند، خدا را تو مرو

اشک اگر می چکد از دیده، تو در دیده بمان
موج اگر می رود ای گوهر دریا تو مرو

ادامه مطلب...
۲۳ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۰۰ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی زند

در این سرای بی کسی ، کسی به در نمی زند
به دشت پر ملال ما پرنده پر نمی زند

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند
کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند

ادامه مطلب...
۱۸ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
یک حرف صوفیانه بگویم؟ اجازت است؟

یک حرف صوفیانه بگویم؟ اجازت است؟

وقتی به قضیه عشق و خودم و تو فکر میکنم، میبینم همه چیز از قبل برنامه ریزی شده بود. که تو رو دوست داشته باشم. و این عشق بشه باعث دگرگونی من. بشه باعث بزرگ شدن و رشد کردن هردوتامون.

انسانا ذاتا کمال جوئه و وقتی چیزی یا کسی رو در راستای کمال خودش ببینه، به دست آوردنش رو در صدر کارهای خودش قرار میده. طوری که هیچ قدرتی نتونه اون رو منصرف کنه و من هم که از روز اول به خدا توکل کردم و بعد پامو توی این راه گذاشتم، نباید از چیزی بترسم و یا نبود تو باعث بشه که دست بکشم. از تو و یا از این عشق.

مرامی اگر هست، محبت و رسمی اگر هست موندنه. اینجا کسی از بدی و غم حرف نمیزنه. چرا که اگر غمی هست، عین خوشبختیه. خیلی خوشبختم که خدا من رو انتخاب کرد تا نشون دهنده قدرتش باشم. من نور امید خدا هستم که هر روز و هر لحظه زاده و متولد میشم. هر لحظه پر نور تر.

در من مرگی نیست، چرا که با عشق تا ابد زنده ام. من به زندگی دنیایی میلی ندارم، چرا که در نظرم کوچیکتر از اونیه که بخوام بهش دلبسته بشم. از تمام بودنی های دنیا، فقط بودن با تو رو انتخاب کردم و در انتخابم کاملا صادق و مُصِر هم هستم. نمیتونم ناامید باشم، چرا که خدا نور امید منه. و من به نور همین خدا روشنم.

حصار آسمان اینجا روشنه تا به همگان ثابت کنه، عشق میتونه محالات رو در هم بشکنه. چون تکیه بر ذات یکتای خداوند مهربانم داره. این عشق داره پاکم میکنه از تمام بدیها و دارم اثراتش رو میبینم. اگر از تو و خواسته هام دست نمیکشم، دلیلش اینه که گویا خدا اینطور میخواد. در من امیدی هست که میگه باید بخوام و نباید پا پس بکشم. از همه هست و نیست دنیا دست کشیدم تا از تو دست نکشم.

"نشان" داره پر نور تر میشه. همون نشانی که نه تو و نه هیچکس دیگه ازش خبری ندارین. همونی که وسط سینه منه. حل شدن در عشق رو مرگ نمیدونم و این دلتنگی ها و رنج ها رو هم رنج نمیدونم. تو چه بخوای و چه نخوای، به من مربوطی چون خدا این رو خواسته. هر کجا بری، اینجا همون جاییه که باید باشی، میانِ قلبِ بی کسِ من. دوستت دارم تا ابد. چه باشی و چه نباشی منتها این کجا و آن کجا!

امشب اعتراف میکنم برای چند هزارمین بار که دوستت دارم. بیشتر از جـــــآن. بیشتر از هر کسی. فردا طلوع میکنم مثل همیشه ولی متفاوت تر! کسی متولد میشم که میتونه دنیا رو به زانو دربیاره. "حصار آسمان" منم. محدودهِ امنِ عشق.

ادامه مطلب...
۱۵ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۰۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان