حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیوانگی» ثبت شده است

پنجشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ب.ظ حصار آسمان
به تو هجوم آوردم چونان لشگری که شهر را

به تو هجوم آوردم چونان لشگری که شهر را

به تو هجوم آوردم چونان لشگری که شهر را
مرا شکست دادی چونان سدی که آب را
و باز در تکاپویی بیهوده دست و پا میزنم
شاید راهی باز کنم
شاید اشک چشمی راهگشا شد
و یا سوز دلی

هنوز هم ماه می تابد
هنوز هم خورشید می درخشد
هنوز هم ستارگان سوسو می زنند
هنوز پاییز و زمستان و بهار و تابستان در جریانند و در گذر
هنوز شعر میخوانم
هنوز مینویسم
هنوز عاشقت هستم

نه من دست از عشقت بر خواهم داشت
و نه عشقت دست از سر من

ما دو بیچاره ایم
دو بیگانه آشنا
محکوم به یکدیگر

ولی تو آزادی
آزاد تر از همین نسیم

یک شب اگر بر ما دو دیوانه مرحمت بفرمایی
و زخم های بالمان را ببندی
بر ما منت نهاده ای

ما دو اسیر
کو به کو به دنبال تو تا به اینجا آمده ایم
تا تو شب به شب
ماه به ماه
بر ما دو دیوانه نظری از لطف بنمایی

باور کن اینجا بدون تو
مانند آنجا بدون من نیست
اینجا بدون تو
مانند روز بدون خورشید
مانند شب بدون ستاره
مانند دریا بدون آب
مانند ابر بدون باران
مانند خانه بدون سقف
مانند زندگی بدون دلخوشی
هیچ سعادتی ندارد
بی هیچ شعاع نوری

در عمیق ترین و ژرف ترین سیاه چال تاریخ دفنمان کرده ای
و رفته ای...
گاه به گاه از غریبان دور افتاده از وطن نیز یادی کن...

اصلا یادت هست که دیگر نیستم؟!
دیگر شب ها برایت لالایی نمیخوانم؟
دیگر شعرهایم را نمیخوانی؟
دیگر با ترنم نامت وضو نمیگیرم؟
اصلا یادت هست؟!
که روزگاری دیوانه ای داشتی ...

حالا میدانی آن دیوانه کجاست؟ چه میکند؟
میدانی هنوز دیوانه توست؟

شب، توصیف اندکی از تیرگی نبودن توست
عشق، توصیف اندکی از نحوه شکفتن توست
آسمان، توصیف حقیری از وسعت کرانه های توست در دیار بی کسی هایم

چقدر سخت با نبودنت کنار آمده ام
اما تسلیم نشده ام!
هنوز فال میگیرم
هنوز نشانه ها را می پویم
هنوز با خدایم یکطرفه عهد می بندم
هنوز دوستت دارم

روشنتر از آب در روزگارم جریان داری
آنقدر عادی که دیگر نمیتوان فرق تو و من را فهمید

بیا تا معادلاتم بر هم نریزد
بیا تا چشمانم خیره نماند
بیا تا این دل، جانی دارد، بیا
بیا، نوشدارو بعد از مرگ سهراب نشو، بیا
بیا دیگر دیوانه ات را اینقدر دل آزرده نکن
دیوانه ای که از تو، چیزی جز تو نمیخواهد
بیا و من را به آرزوی دلم برسان

این شب نیز به اتمام رسید
اما آیا دیوانگی های مرا پایانیست؟
هرگز...
من در حجم نبودنت، به اندازه تمام دوست داشتنت
دیوانه ام...


"حصار آسمان"

  • بازنشر شده
۰۸ مهر ۹۵ ، ۲۲:۳۰ ۲۰ نظر موافقین ۸ مخالفین ۱
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
عشق ترا در قلبم ذخیره می کردم فقط اگر ...

عشق ترا در قلبم ذخیره می کردم فقط اگر ...

نه زلیخا حریف دیوانگی های من
نه یعقوب حریف گریه های شبانه من
هفت سال نه ، تا هفتاد نسلم
عشق ترا در قلبم ذخیره می کردم
فقط اگر تو آنی بودی که می پنداشتم

"نسرین بهجتی"

۲۱ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۰ ۹ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند

وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند

دیوانگی ها گرچه دائم دردسر دارند
دیوانـه ها از حال هــم امّا خبر دارند

آیینه بانـــو! تجربه این را نشان داده:
وقتی دعاها واقعی باشند اثر دارند

ادامه مطلب...
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مشتی کاه میماند برای بادها

مشتی کاه میماند برای بادها

دکتر نیستم...
اما برایت 10دقیقه راه رفتن، روى جدول کنار خیابان را تجویز میکنم!
تا بفهمى عاقل بودن چیز خوبیست...
اما دیوانگى قشنگ تر است...

ادامه مطلب...
۰۳ شهریور ۹۵ ، ۱۴:۰۰ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
احساس سوختن به تماشا نمی شود

احساس سوختن به تماشا نمی شود

چندیست جان به حجم تنت جا نمی شود
هِی سرفه می کنی نفست وا نمی شود

بر گُر گرفتن تـو نسیمی بر آتش است
اکسیژنی که در نفست جا نمی شود

ادامه مطلب...
۰۳ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
گنج معمولا میان خانه ای ویرانه است!

گنج معمولا میان خانه ای ویرانه است!

مست اگر با دست خالی راهی میخانه است

احتمالاً در سرش یک فکر بی باکانه است

 

عقل دارم! بیشتر از آنچه لازم داشتم

هر که از دیوانگی دل می کند دیوانه است!

ادامه مطلب...
۳۰ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
چند تا مرا دوست نداری؟!

چند تا مرا دوست نداری؟!

پرسیدم: «چند تا مرا دوست نداری؟» روی یک تکه از نیمرو، نمک پاشید. گفت: «چه سوال سختی.» گفتم: «به هر حال سوال مهمیه برام.» نشسته بودیم توی فضای باز کافه سینما. داشتیم صبحانه می خوردیم. کمی فکر کرد و گفت: «هیچی.»

ادامه مطلب...
۲۹ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
دیوانگی

دیوانگی

ﺍﺯ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺍﯼ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ : ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺩﻭﺳت ﺩﺍﺭﯼ؟
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ " ﻋﺸﻘﻢ"
ﮔﻔﺘﻨﺪ : " ﻋﺸﻘﺖ" ﮐﯿﺴﺖ ؟
ﮔﻔﺖ  : "ﻋﺸﻘﯽ " ﻧﺪﺍﺭﻡ !!

ادامه مطلب...
۲۶ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۰۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
نیازمندیم به یک نفر...

نیازمندیم به یک نفر...

نیازمندیم  به یک نفر که
" تو " باشی!
که خودت باشی!
" خودت "

ادامه مطلب...
۲۳ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ب.ظ حصار آسمان
دوستت دارم

دوستت دارم

من اینجایم
درست نقطه ای مقابل تو و لجبازیهایت
بی اندازه صبور و بی اندازه عاشق
دیگر مهم نیست تو بخواهی یا نخواهی!
من دوستت دارم

ادامه مطلب...
۲۰ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان