حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مهربانی» ثبت شده است

جمعه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۶، ۱۰:۰۵ ب.ظ حصار آسمان
راز من هستی و من هم نگهت میدارم

راز من هستی و من هم نگهت میدارم

دیگه برام مهم نیست این وسط مقصر کیه. دنبال مقصر گشتن از اول هم اشتباه بود. بدون شک کسی این وسط بی تقصیر نیست. فقط میمونه اینکه تقصیر کی بیشتر بود. که اون هم به دلیل اینکه نمیتونم همه مسائل رو بدونم، پس نمیتونم در این مورد هم چیز قابل قبول و عادلانه ای بگم.

 

این مسئله دیگه برام حائز اهمیت نیست. فقط دلم میخواد این حال جهنمی تموم بشه. خسته شدم. عشق و دوست داشتن، حال جهنمی نیست. دردناکه بخصوص وقتی نباشه! ولی جهنمی نیست. وقتی جهنمی میشه که دیگه عشق و دوست داشتن نباشه. راستش اینه که توی دلم یه نفرت به وجود اومده. نه نفرت نسبت به یه شخص. بلکه نسبت به یه سری اعمال! ولی اگه همین اعمال از کسی سر بزنه، کافیه تا حس کنم از اون شخص هم متنفرم.

 

دارم کم کم حس میکنم که برگشتنت، شاید نتونه چیزی رو حل کنه. شاید اصلا خوشحال هم نشم! حتی ممکنه با تو و خودمم لج کنم! نه بتونم بزارم بری و نه باز در کنار خودم قرارت بدم! ولی بدون شک، برنگشتنت، خوبم نمیکنه! ویران ترم میکنه. من میترسم و تو هم بترس از روزی که برگشتنت، خوشحالم نکنه! از روزی که نه بخوام تو تووی زندگیم باشی و نه هیچکس دیگه! از روزی که لج کنم و هردوتامونو به گریه بندازم! درسته گفتم دنبال مقصر نیستم. اما اگه قرار باشه واسه این حالِ بدم یه مقصر پیدا کنم، قطعا تویی! دیگه در مورد جزییات و کمیاتش چیزی نگم بهتره.

 

باید با این حس درونیم تکلیف خودمو مشخص کنم. با این نفرت. نه میذاره رهات کنم و نه عاشقانه منتظرت باشم. دائما منو به تو متصل نگه میداره. گاهی که ازت دور میشم، منو به سمتت میکشه. و وقتی دارم بهت نزدیک میشم، با یادآوری یه خاطره یا یه حرف، منو ازت دور میکنه و من مثل پاندول یه ساعت دائما در حال رفت و آمدی سرگردانم بدون اینکه به جایی برسم!

 

باز هم چله نشینی پیشه کردم. میخوام از خدا کمک بخوام. دوست ندارم از کسی که واقعا دوستش دارم و عاشقانه ترین دعاهامو در حقش میکنم، کینه ای به دل داشته باشم. و از طرفی نمیخوام دل خودمو بسپرم دست کسی که قدرش رو ندونه. میخوام پایبند باشم چون چیزی که ازش مطمئنم، اینه که واقعا عاشقتم. به گفته هریت بیچر استو، هیچوقت نمیشه فهمید چقدر عاشقی، مگه زمانی که بخوای دیگه عاشق نباشی! من تلاشمو کردم و نشد! هر چقدر بیشتر تلاش کردم، بیشتر فهمیدم که نمیشه! تنها چیزی که عایدم شد این بود که فهمیدم چقدر دوستت دارم! نمیخوام در موردت اشتباه فکر کنم.  بهتره اول تکلیف خودمو با این نفرت مشخص کنم. تا ببینم آیا واقعا تنهایی انتخاب منه یا اجبارِ من! خدایا توکل بر خودت...

 

این بازگشت حق ماست. بهت دچارم مثل یه دشت به باد. اگر در دشت بادی نوزه و گندمزارها موجی نداشته باشن، هویت دشت به خطر افتاده. من رو با تو میشه شناخت عزیزترینم. کمکم کن، چرا که هنوز عاشقانه دوستت دارم...
محاله یه روزی، قلب یه نفر به عشق یکی دیگه روشن شده باشه و بشه این شعله رو خاموش کرد! تلاش بی فایده ست! وقتی یکی بهت محبت میکنه یا به یکی محبت میکنی، اگه این محبت فهمیده بشه، نمیشه کاری کرد! "دچار" یعنی همین!

 

 

۱۱ فروردين ۹۶ ، ۲۲:۰۵ ۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۳۰ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۵۸ ب.ظ حصار آسمان
سال نو یعنی تو ...

سال نو یعنی تو ...

الهی
به تقدس تمام لحظات تنهایی
به مهربانی تمام شاخه های گل رز
به خوشرنگی تمامی خوشه های ارکیده
به شکوه حضور عشق در قلبهامان
به تازگی و طراوت همین ساعت
به تمام ساعات پاک عاشقی
به تک تک قطرات اشکم

عزیزم را در پناه خود دار
و او را چنان که خود دانی، محافظت بفرما
سلامتی را به تن و روحش
عشق را به زندگیش
مهربانی را به قلبش و
نوازش را به دستانش تقدیم کن
و دعاهای او را قبل از دعاهای من مستجاب بفرما
چشمانش را تر مکن مگر به اشک شوق
و دستانش را مگیر جز برای یاری
او را در آغوش خود دار و از هر چیز که از تو دورش میدارد، دورتر بدار
با او سخن بگو و همدم تنهایی هایش شو
مگذار غبار غم، روح لطیفش را در بر بگیرد
چرا که او جان من است
و چه بسا جان تر از جان من است
تو خود میدانی که چه در قلب من است

 

و اگر همه این کارها را کردی؛
دیگر آرزویی ندارم....
چرا که او همهِ آرزوی من است
چرا که تو از همه مهربان تری و از تو جز مهربانی انتظاری نیست
یا ارحم الراحمین...

  • عزیزترینم، ارمغان من، سال نو مبارک...
۳۰ اسفند ۹۵ ، ۱۳:۵۸ ۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
خدای رحیم، تو را بخاطر این همه مهربانی ات، سپاس ...

خدای رحیم، تو را بخاطر این همه مهربانی ات، سپاس ...

چه دلپذیراست 
اینکه گناهانمان پیدا نیستند
وگرنه مجبور بودیم
هر روز خودمان را پاک بشوییم
شاید هم می بایست زیر باران زندگی می کردیم
و باز دلپذیر و نیکوست اینکه دروغهایمان
شکل مان را دگرگون نمی کنند
چون در اینصورت حتی یک لحظه همدیگر را به یاد نمی آوردیم
خدای رحیم ، تو را به خاطر این همه مهربانی ات سپاس.

"فدریکو گارسیا لورکا"

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۶ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۰ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
از من شعر می ماند و از او باغ گردویش

از من شعر می ماند و از او باغ گردویش

نشسته در حیاط و ظرف چینـی روی زانـویش
اناری بر لبش گل کرده، سنجاقی به گیسویش

قناری های این اطراف را بی بال و پر کرده
صدای نازک برخورد چینـی با النگویش

مضاعف می کند زیبایی اش را گوشوار آنسان
کـه در باغی درختــی مهربان را آلبالویش

کســوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من
به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟

اگــر پیــچ امین الدوله بودم می توانستم
کمی از ساقه هایم را ببندم دور بازویش

تـو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی
یکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش

قضاوت می کند تاریـــخ بیـــن خان ده با من
که از من شعر می ماند و از او باغ گردویش

رعیت زاده بودم، دخترش را خان نداد و من
هزاران زخم در دل داشتم، این زخم هم رویش



"حامد عسکری"

۱۰ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۷ ب.ظ حصار آسمان
با من از این هم مهربون تر باش

با من از این هم مهربون تر باش

آیندمون آینده ای روشن
حرف جدایی رو نزن با من

فردای خوبی پیش رومونه
دنیا به رفتار تو مدیونه

حالا که خوبیت عاشقم کرده
این عاشقه دور تو میگرده

از هر کس و هر چیز بهتر باش
با من از این هم مهربون تر باش

ترکم نکن، من بی تو بیمارم
دیونه وار دوست دارم
من پیشتم، تنهات نمیزارم

تا با منی هیچکی نمی تونه
قلب تو رو از غم بلرزونه

تا با منی پشت سرت کوهه
روزای تو بی درد و اندوهه

هرچی که تو دستامه می بخشم
دنیای من شعرامه، می بخشم

می بخشم از عمرم به تو حتی
وقتی نباشی میرم از دنیا

ترکم نکن، من بی تو بیمارم
دیونه وار دوست دارم
من پیشتم، تنهات نمیزارم

"مریم دلشاد"

فقط شما رو دعوت میکنم به گوشیدن این آهنگ زیبا
توصیه میکنم حتما بشنوید!
و این از اطلاعات آهنگ:

  • نام: ترکم نکن
  • خواننده: معین
  • ترانه سرا: مریم دلشاد
  • آهنگ ساز: بابک زرین
  • تنظیم کننده: بابک زرین
  • سال تولید: 1392
  • دانلود با کیفیت 320

بشنوید :

۰۹ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۷ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۰۶:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
من مهربان ندارم، نامهربان من کو؟

من مهربان ندارم، نامهربان من کو؟

ای مردمان بگویید آرام جان من کو؟
راحت‌فزای هرکس، محنت‌رسان من کو؟

نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس
گه گه به ناز گویم سرو روان من کو؟

در بوستان شادی هرکس به چیدن گل
آن گل که نشکفیدست در بوستان من کو؟

جانان من سفر کرد، با او برفت جانم
باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو؟

هرچند در کمینه، نامه همی نیرزم
در نامهٔ بزرگان زو داستان من کو؟

هرکس به خان و مانی دارند مهربانی
من مهربان ندارم، نامهربان من کو؟


"انوری"

۰۲ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۰ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان

ساعت هشت، به رسم عاشقی، سلام

یادمه وقتی بچه بودم، یه قاب عکس تو خونمون بود که توش یه شکارچی میخواست چند تا آهو رو شکار کنه و اونها به یه آقایی پناه برده بودن. دو تا دستاشو باز کرده بود و آهو ها هم پشتش ایستاده بودن! از اون موقع مهرش به دلم نشست. وقتی این کرامت و بزرگی و مهربانی رو دیدم، دیگه شدم مریدش. هنوزم هر وقت مشکلی برام پیش میاد، یاد اون عکس میفتم و پناهنده میشم به کرمش. چون میدونم اونقدر کریم هست که دستمو بگیره. اگه دلت هواشو کرده، اگر دلت گرفته، اگر مشکل داری بسم الله:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا الْمُرْتَضَى الْإِمَامِ التَّقِیِّ النَّقِیِ‏
وَ حُجَّتِکَ عَلَى مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ وَ مَنْ تَحْتَ الثَّرَى الصِّدِّیقِ الشَّهِیدِ
صَلاَةً کَثِیرَةً تَامَّةً زَاکِیَةً مُتَوَاصِلَةً مُتَوَاتِرَةً مُتَرَادِفَةً کَأَفْضَلِ مَا صَلَّیْتَ عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَوْلِیَائِکَ‏

۱۰ آذر ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۸ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید

ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید

توان گفتن آن راز جاودانی نیست
تصوری هم از آن باغ ارغوانی نیست

پراز هراس و امیدم که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست

ز دست عشق به جز خیر بر نمی آید
وگرنه پاسخ دشنام، مهربانی نیست!

درختها به من آموختند فاصله ای
میان عشق زمینی و آسمانی نیست

به روی آینه ی پر غبار من بنویس
بدون عشق جهان جای زندگانی نیست


"فاضل نظری"

۱۰ آذر ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۲۰ ق.ظ حصار آسمان
مقصد من نا کجای قصه هاست

مقصد من نا کجای قصه هاست

رک بگویم، از همه رنجیده ام!
از غریب و آشنا ترسیده ام!

با مرام و معرفت بیگانه اند!
من به هر ساز ی که شد رقصیده ام!

در زمستانِ سکوتم بارها
با نگاه سردتان لرزیده ام!

رد پای مهربانی نیست، نیست
من تمام کوچه را گردیده ام!

سالها از بس که خوش بین بوده ام
هر کلاغی را کبوتر دیده ام!

وزن احساس شما را بارها
با ترازوی خودم سنجیده ام!

بی خیال سردی آغوشها
من به آغوش خودم چسبیده ام!

من شما را بارها و بارها
لا به لای هر دعا بخشیده ام!

مقصد من نا کجای قصه هاست
از تمام جاده ها پرسیده ام!

میروم با واژه ها سر میکنم
دامن از خاک شما بر چیده ام!

من تمام گریه هایم را شبی
لا به لای واژه ها خندیده ام!

"فریدون مشیری"

۲۲ آبان ۹۵ ، ۰۰:۲۰ ۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۶ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۴ ب.ظ حصار آسمان
ما دیر رسیدیم به هم

ما دیر رسیدیم به هم

ما دیر رسیدیم به هم
خیلی دیر
آنقدر که پاهایم برای رسیدن به تو
می دود اما نمی رسد
دستانم
دل آشفتگی هایم را
در دل شب تاب می دهد
تا آرام گیرم

چشمانم
همیشه نگران احساس توست
و طفلک دلم
مدام غم دوست داشتنت را
به جان می خرد

نازنینم
کمی از مهرت را برای من نگه دار
من تمام جانم را
برایت کنار گذاشته ام

"سارا قبادی"
 شانه هایم گل داده اند

۱۶ مهر ۹۵ ، ۲۲:۴۴ ۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان