حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۵۷ مطلب با موضوع «قطعه ادبی» ثبت شده است

يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تو با همه چیز من آمیخته ای ...

تو با همه چیز من آمیخته ای ...

مانده ام چگونه تو را فراموش کنم
اگر تو را فراموش کنم
باید سال‌هایی را نیز
که با تو بوده ام فراموش کنم
دریا را فراموش کنم
و کافه های غروب را
باران را
اسب ها و جاده ها را
باید دنیا را
زندگی را
و خودم را نیز فراموش کنم
"تو" با همه چیز من آمیخته ای ...

"رسول یونان"

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۰۰ ۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تو را به همین بوی باران سوگند!

تو را به همین بوی باران سوگند!

از تو زاده شدم 
وقتی مرا با نام کوچکم خواندی 
آن گونه که هیچ آدمیزاده ای دیگری را صدا نکرد 
مثل بودنت، عزیز 
مثل نامت، خوشبخت 
مثل یافتنت، در بهار 
واقعه سرخی در حوالی من برپاست 
ای که همیشه خنده هایت را 
با نفس های خودم اشتباه می گیرم 
تو را به همین بوی بارانی که می دهی سوگند 
این دلخوشی های ساده‌ی کوچک را از من نگیر

 

"فرنگیس شنتیا"

 

از کتاب: در انفرادی آفتاب / انتشارات فصل پنجم / 1394

۲۴ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۵، ۰۸:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
دلتنگ توام جانا و میدانم که میدانی ...

دلتنگ توام جانا و میدانم که میدانی ...

اصل دلتنگی می دونی چیه؟
وسط بیخیالی ها
وسط خنده و شوخی ها یهو یاد یک نفر بیفتی
یک نفر که حال بدت رو بی قید و شرط خوب می کرد
همون که اگه واسه آدم و عالم فیلم بازی می کردی جلوی اون خود خودت بودی
دلتنگی که می تونه بزنه تو برجکت می تونه بادت رو خالی کنه
بدترش می دونی کجاس؟
نیست!
دیگه نداریش
نمی تونی دلت رو برداری بری پیشش،
نمی تونی خودت رو بدی دستش و بگی خرابم
حالم بده واسه خاطر نبودنت
خوبش کن...
دلتنگی،
پا میذاره رو گلوت، انگشت میکنه تو چشمت
الکی مقاومت نکن!
دلتنگی برای کسی که با اون سرپا بودی از پا درت میاره
دلتنگی بده
وقتی باعث و بانیش نباشه بدتره...!

۲۲ بهمن ۹۵ ، ۲۰:۰۰ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
درد نوشت های یک دل ناآرام (باز نشر شده)

درد نوشت های یک دل ناآرام (باز نشر شده)

این درد نوشت ها
نه دلنشین اند نه زیبا
اینها یک مشت حرف زخم خورده ی بغض دارند
که نشانی دردناک
از یک عشق ناکام دارند
و تنها مخاطبشان
غایب است...
آرام میگویم
تا صدای فریادم را
خفه کرده باشم در درون ملتهبم
آسان میگویم
تا کمی از سختی احساسی که
موجودیت مرا انکار می کند
بکاهم...
بخوان و بدان که
این تمام چیزی است که میتوانم
بعد از نبودن تو
به رسم عزاداران بر پا کنم
شکاف کوچکی در قلبم بود که
رو به روی تو به بی انتهایی آسمان باز شد
بعد از اوج گرفتن ها
و رفتن تا بی نهایت ها
از من مخواه که بازگردم
آن هم تنها...
سهم من از فرصتِ فرزانگی تنها یک قلب بود
آن را به نگاهت سپرده ام
آرام باش ای عشق گرم و خونین
امشب رازم را برملا مکن
آری میدانم!
میدانم چه میخوای بگویی
میخوای بگویی از میان این همه آدم
در میان این چشم ها
در فراسوی دنیا و پستی ارزش آن
دلت را به دلی گره زده ای
سودای چشمی تو را دیوانه ساخته
و دل در گرو اندیشه ای والا بسته ای
باشد که راهت ادامه دار
و مقصودت را دریابی...
میخواستم تنها یک چیز بگویم
پس از تمام این گله ها
و در ورای تمام این دلتنگی ها
کسی است که هنوز بودنش را میخواهم
آنقدر که جانم را نمی خواهم...
میخواهد بداند یا نه
بشنود یا نه
ببیند یا نه
من اینجا منتظرم
قول داده ام که گوهر عشقم را نفروشم
و پنهان سازم
تا دست تیرگی ها و زمان به آن دراز نشود
میخواهم بداند
من سر عهدم هستم
تا او سر جایش حاضر باشد
درون قلبم...
و بداند
که جز او، هیچ از دنیا نخواهم خواست
سرانجام روزی وعده دیدار خواهد رسید
و من این بار
دلتنگ تر از همیشه
درست راس قرار عاشقی
خواهم ایستاد
به امید آنکه او
خواهد رسید...
خواهد رسید...
خواهد رسید...

ادامه مطلب...
۱۷ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۱۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
هیچ کس تکرار من نخواهد شد!

هیچ کس تکرار من نخواهد شد!

باورت بشود یا نه
روزی می رسد که دلت
برای هیچ کس به اندازه ی من تنگ نخواهد شد!
برای نگاه کردنم، خندیدنم
و حتی اذیت کردنم!
برای تمام لحظاتی که در کنار هم داشتیم
روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود!
می دانم روزی که نباشم
هیچ کس تکرار من نخواهد شد!

"بهومیل هرابال"

 

۰۶ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۵ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
ما باد را هرگز نکاشتیم که طوفان دِرو کنیم!

ما باد را هرگز نکاشتیم که طوفان دِرو کنیم!

ای یار نازنین!
ما باد را هرگز نکاشتیم که طوفان دِرو کنیم!
ما بذر کاشتیم ...
همت گماشتیم ...
که تا روید از زمین
امّا شبی که جشن دِرو گرم گشته بود
در آن بزمِ دلنشین
ناگه حرامیان ...
چه بگویم دگر ...
همین ...!

"حمید مصدق"

۰۵ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
میان سطرهای این شعر ...

میان سطرهای این شعر ...

دلم گرفته باشد و ....
تو نباشی !
و من ...
جایی میان سطرهای این شعر؛
مرده باشم !

دلت که گرفت ...
این شعر را بخوان؛
مـــــن
جایی ...
میان سطرهای این شعر
مــــرده ام!


"کامران رسول زاده"

۰۳ دی ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۴ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
نوبتِ ما هم می شود!

نوبتِ ما هم می شود!

عزیزِ نداشته ام؛
اندکی صبر...
نوبتِ ما هم می شود!
میرسد وقتِ عاشقی کردنمان...
به رخ میکشیم تمامِ دوست داشتنمان را
نوبتِ بازیِ آنهاست فعلا
بیا بنشینیم و تماشایشان کنیم!


"علی قاضی نظام"

۰۳ دی ۹۵ ، ۱۷:۰۰ ۱۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۳ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
یک روز من سکوت خواهم کرد!

یک روز من سکوت خواهم کرد!

تو سکوت میکنی
و فریاد زمانم را نمیشنوی...
یک روز من سکوت خواهم کرد!
و "تو" آن روز برای اولین بار
مفهوم "دیر شدن" را خواهی فهمید...


"حسین پناهی"

۰۳ دی ۹۵ ، ۱۱:۰۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۲ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
بیا تا بی معنا نباشم

بیا تا بی معنا نباشم

زیرِ این آسمان ابری
به معنای نامش فکر می کند
گلِ آفتابگردان!

"گروس عبدالملکیان"

  • پی نوشت: اگر تو نباشی
    تمامی این شعر ها
    تمامی این لحظه ها
    تمامی این تپش ها
    بی فایده خواهد بود
    تمامی کلماتم، به هیچ جانی، میمیرند!
    اگر تو نباشی؛
    نه روزم روز است؛
    و نه شبم شب!
    گم شده، بی پناه، تنها و غریب؛
    در این کوره راه زندگی
    بی نصیب، درمانده و بی شکیب ...
    اگر تو نباشی، نه من معنا دارم
    نه این دست های خالی؛
    زندگی را به معنای ژرفی ترک خواهیم کرد...
    یک شب به یاد آور مرا
    من همانی ام که دوستت داشت؛
    و هنوزم دارد ...
    تا جانی هست دریاب
    تا وقتی هست برس
    به معنای نامم فکر کن
    ستاینده ام تا ستایش کنم تو را
    بیا تا بی معنا نباشم!
    بیا...

روزی چند بار دوستت دارم!
یکبار وقتی که هوا برم می دارد ،
قدم می زنیم
وقتی که خوابم می آید ... تو می آیی!
یکبار وقتی که باران ناز می کند
دلِ ناودان می شکند ... می بارد ...
وقتی که شب شروع می شود ... تمام می شود ...
یکبار دیگر هم دوستت دارم!
باقی روز را ...
هنوز را ...

"افشین صالحی"

۰۲ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۰ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان