حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نفس» ثبت شده است

يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
تنها منم که زنده مانده ام

تنها منم که زنده مانده ام

هیچ بیشه ای بی خاطره نیست
از هم آغوشی با بادها
و هیچ جنگلی عاشق نشده
مگر با بوسه های باران
تنها منم
که زنده مانده ام
در هوای تو
بی آنکه بپیجد
نفس هایت
در نفس هایم ...
 
#احمد_شاملو

۱۴ آبان ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۱ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۱۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
آن قدر ترا نفس می کشم تا پیدایت کنم

آن قدر ترا نفس می کشم تا پیدایت کنم

تو را در کدام خاطره جا گذاشتم
در کدام کنج دلم پنهانت کردم
که پیدایت نمی کنم
حتی در این شب
که بی تابم
گیسوانت را نفس بکشم
بیا دوباره به همان خانه برگردیم
که چراغش را روشن گذاشتیم
و پنجره اش باز بود
رو به بهارنارنج همان اتاق
که تو را در آن شناختم
تا خودم را فراموش کنم
آن روزها
چقدر برای پرواز آسمان داشتیم.
آن قدر ترا نفس می کشم
تا پیدایت کنم
دست های تو هنوز
بوی لیموی تازه می دهد.

#نیلوفر_لاری_پور
از کتاب: بی من فروغ نخوان
 
اینکه مثل سابق چیزی نمینویسم، دلیل بر این نیست که حرفی نیست...
هست. اما بی نهایت خسته ام از گفتن هایی که هیچ گاه دردی را دوا نکرد
و اینکه، نوشته های من، وقتی او نخواندشان، مگر ارزشی دارند؟
مانند خود من، اگر او نخواهدم ...
میدانی؟
راستش بغض دارم ...اما دیگر مهم نیست

۱۱ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۷ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
نزدیک همین تنفس بى خواب

نزدیک همین تنفس بى خواب

اینجا
همین جا
نزدیک همین تنفس بى خواب
تو را
طـورى نزدیک به لمسِ هـوا حس مى کنم
که گنجشک تشنه، عطـرِ باران را
 
#سیدعلی_صالحی

۱۰ آبان ۹۶ ، ۲۲:۰۰ ۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۲۹ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
روی این قفل نوشتند دعا می خواهد

روی این قفل نوشتند دعا می خواهد

روی این قفل نوشتند دعا می خواهد
من سپردم به خودش هر چه خدا می خواهد
 
رفتنت اول طوفان نفستنگی هاست
بنشین شهر دلش باز هوا می خواهد
 
کشتی نوح دلت قدر دلم جا دارد؟
در امان بودن من اذن تو را میخواهد
 
یوسف از من نگذر شهر مرا ترک نکن
شهر ما چند نفر کور و گدا می خواهد؟
 
رفته ام چون دل ایوب به راه دل دوست
تا ببینم که دلت باز چه ها می خواهد
 
از خداوند تو را خواسته ام با این حال
من سپردم به خودش هرچه خدا می خواهد
 
#امیر_سهرابی

۲۹ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۲۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
هستم تا آخرین نفس

هستم تا آخرین نفس

گاهی با خود می اندیشم
که اگر امشب، آخرین شب دنیا باشد؛
حسرت چه کسی بیشتر خواهد بود؟
من؟ که تا آخرین نفس، به یادش اشک ریختم و عشقش را چون تاجی بر سر نهادم
یا او؟ که تا آخرین نفس، در شکستن دلم، تردید نکرد!
دنیا همین است بانو
یک روز هست ... هست ... و هست
اما یک روز ....
نه تنها نیست، بلکه دیگر هرگز نخواهد بود
نه فرصتی برای عشق و دوست داشتنی هست
نه مجالی برای گفتن!
چه سعادتی از این بالاتر، که تا آخرین نفس، پایبندش باشی؟!
هستم تا آخرین نفس ...!
 
#حصار_آسمان

۲۴ مهر ۹۶ ، ۱۷:۰۰ ۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!

صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!

صبر کن دسته گل تازه به آب افتاده!
زندگی پشت سرت از تب و تاب افتاده

عاشقی با تو فقط دردسری زیبا بود
بی تو از صورت این عشق نقاب افتاده

تا تو بودی نفسم وام از این عشق گرفت
بعد تو کار به میدان حساب افتاده

قسمتم نیستی ای سینی میناکاری
که منم کاسه ی از رنگ و لعاب افتاده

در پی ات می دوم و کودکی ام کفش به دست
و تو آن دسته گل تازه به آب افتاده

#علی_صفری

۱۹ مهر ۹۶ ، ۱۲:۰۰ ۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید!

ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید!

تعریف تو از عقل همان بود که باید
عقلی که نمی خواست سر عقل بیاید

یک عمر کشیدی نفس اما نکشیدی
آهی که از آیینه غباری بزداید

از گریه بر خویشتن و خنده دشمن
جانکاه تر، آهی ست که از دوست برآید

کوری که زمین خورد و منش دست گرفتم
در فکر چراغی ست که از من برباید

با آن که مرا از دل خود راند، بگویید
ملکی که در آن ظلم شود، دیر نپاید

#فاضل_نظری

۱۵ مهر ۹۶ ، ۰۸:۰۰ ۸ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان