حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بازگشت» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۲۷ ب.ظ حصار آسمان
هیچ راهی برایِ رفتن نیست

هیچ راهی برایِ رفتن نیست

روی پیشانیم سیاه شده
دستمال سپید مرطوبم
دارم از دست می روم اما
نگرانم نباش! من خوبم!

هیچ حسّی ندارم از بودن
تیغ حس می کند جنونم را
دارم از دست می دهم کم کم
آخرین قطره های خونم را

در صفِ جبرِ خاک منتظرم
اختیار زمان تمام شود
زندگی مثل فحش ارزان بود!
مرگ باید گران تمام شود!

از سرم مثل آب می گذرد
خاطرانی که تلخ و شیرین است
زندگی را به خواب می بینم
مرگ، تعبیر ابن سیرین است!

در سرت کلّ خانه چرخیدن
توی تقدیر، در به در گشتن
هیچ راهی برایِ رفتن نیست
هیچ راهی برای برگشتن

خودکشی بر چهارپایه عشق
مثل اثبات، دال و مدلولی است
نگرانم نباش ... من خوبم
مرگ یک اتفاق معمولی است!


"یاسر قنبرلو"

۲۹ آذر ۹۵ ، ۱۹:۲۷ ۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۱۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۲۸ ب.ظ حصار آسمان
رفتنت آنقدرها هم بد نبود!

رفتنت آنقدرها هم بد نبود!

رفتنت آنقدرها هم بد نبود!
نه اینکه بگویم آسان گذشت
نه!
تنها به یک زلزله نیاز داشتم
به یک آوار
به یک ویران شدن از دم
متروکه و مخروبه بودن آزارم میداد
باید ویران میشدم تا از نو بسازم این من را
اینکه همه چیز میانه باشد
لب مرز سقوط یا یک اوج
بلاتکلیفی محض است!
اینکه میانه راه بمانی
نه دل برگشت باشد
نه توان رفتن
کم کم پیرت میکند!
باید دست یک اتفاق میگرفت مرا از این بلاتکلیفی
از اینکه ندانم دقیقا کجای این حس مبهم توام
کجای روز مرگی هایت
باید میفهمیدم دوست داشتنت تحمل رفتن را دارد؛
یا طاقت ماندن را!
باید برمیگشتم از این راه و از این حس
رفتنت هیچ چیز هم که نداشت
دست کم فهمیدن اینکه کجای آن قلب شلوغ پلوغت هستم را داشت
فهمیدنش ویرانم کرد!
اما تمام نه ...
پس ببین!
رفتنت آنقدرها هم بد نبود!

"سارا مقدم"

۱۷ آذر ۹۵ ، ۱۴:۲۸ ۵ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
قانون بومرنگ

قانون بومرنگ

فضیل عیاض که از عرفای معروف زمان خویش بود، حکایت می کند که روزی درویشی به حقیقت توانگر و به ظاهر تنگ دست، ریسمانی از کار عیال خویش برداشته آن را به یک درهم بفروخت و خواست که با آن خوراکی تهیه کند. ناگاه دو نفر را دید که با یکدیگر به سختی نزاع می کنند. سبب منازعه آنها را پرسید. گفتند به جهت یک درهم این شورش را بر پا کرده اند. با خود گفت که این یک درهم را به ایشان بدهم تا این شورش و دشمنی، برطرف گردد و همین کار را کرد. پس با دست تهی به خانه بازگشت و صورت حال را با همسرش در میان گذاشت. زنش نه تنها بر وی اعتراض نکرد بلکه، از اینکه به نزاع و جدالی پایان داده است شادمان شد. آنگاه زن برای یافتن چیزی به جست و جو پرداخت و پارچه مستعملی را پیدا کرد و آن را به شوهرش داد که بفروشد تا با آن برای رفع گرسنگی، خوراکی تهیه کند.

هر قدر در بازار به گردش پرداخت، خریداری را نیافت. سرانجام مردی را یافت که یک ماهی به دست گرفته، خریدار می جوید. به او گفت: متاع من و تو خریداری ندارد اگر موافقت کنی آن را مبادله کنیم. آن مرد راضی شد. پس او ماهی را به منزل آورد و به همسرش داد تا طبخ کند. زن چون شکم ماهی را شکافت، مروارید درشتی را در آن یافت. هر دو شادمان شدند. آن شخص مروارید را نزد یکی از دوستان گوهر فروش برد و آن را به قیمت گزافی فروخت و خدای تعالی در مقابل آن یک درهم که به خاطر او از دست داده بود، وی را ثروتمند و توانگر ساخت.

هر عمل از خیر و شر ، کز آدمی سر می زند
آن عمل مزدش به زودی، پشت در در می زند
  • پی نوشت: کارهایی که میکنیم، مثل بومرنگی که پرتاب میکنیم، به زودی به خودمون بر خواهد گشت. اگر خوبی کنی یا بدی، روزی حتما با اون مواجه خواهی شد.
۲۷ مهر ۹۵ ، ۲۱:۰۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
مواظب این آدمها باشید

مواظب این آدمها باشید

مواظب آدم های خیلی صبور و مهربون زندگیتون باشید
اگر بمانند، برای همیشه است
و اگر بروند، میروند که دیگر برنگردند

"رضا کیانیان"

۰۸ مهر ۹۵ ، ۱۴:۰۰ ۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
همیشه باز می گردم

همیشه باز می گردم

مرا تصدیق کنی یا انکار
مرا سرآغازی بپنداری یا پایان
من در پایان پایان ها فرو نمی روم
مرا بشنوی یا نه

ادامه مطلب...
۲۸ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۰۰ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
چشمی و صد نم، جانی و صد آه

چشمی و صد نم، جانی و صد آه

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۶ شهریور ۹۵ ، ۰۳:۰۰ ۱۲ نظر
حصار آسمان
يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
هر سو نشان توست

هر سو نشان توست

بر گرد , ای پرنده رنجیده , بازگرد
باز آ که خلوت دل من آشیان توست
در راه , در گذر
در خانه , در اتاق
هر سو نشان توست

ادامه مطلب...
۲۱ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۶ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ق.ظ حصار آسمان
تا پارک از تنهایی رنج نبرد

تا پارک از تنهایی رنج نبرد

باید به فکر تنهایی خودم باشم
دست خودم را می‌گیرم و
از خانه بیرون می‌زنیم

ادامه مطلب...
۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۰:۰۰ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۰۰ ب.ظ حصار آسمان
جانِ خستهِ رو به ویرانی من

جانِ خستهِ رو به ویرانی من

در میانه این مخروبه رو به ویرانی
"دل"
که هنوز عظمت روزهای دوست داشتنت را دارد
چیزی کم است
به وسعت "تو"
بازگرد
قبل از یورش بی رحمانه سرما
بازگرد
قبل از شروع کوچ پرستوها
قبل از تنهایی بی سر و سامان شاعر
بازگرد
قبل از بارش اولین باران
در روز موعود به من ملحق شو
در روز موعودِ عشق، دست هایم را بگیر
و به اوج لذت بودن ببر
باور کن که این شاعر خسته
جز تو کسی را ندارد
نباشی، نیایی، یا زبانم لال، دیر بیایی
میترسم تمام شده باشم
یادت می آید؟
در شبی پاییزی بود که گفتم چقدر دوستت دارم
و تو نیز
بازگشت پاییز، بدون تو
یعنی خفقان
یعنی پیچیدن در خود
یعنی بی کسی ای غریبانه
یعنی جانی ویران
حالی سرگردان
چشمانی بی تاب
دستانی تنها
پاهایی خسته از نرفتن
خسته از ماندن
اینجا میان این چهار دیواری اختیاری
اختیارت کردم تا قصرم کنی
نه اینکه بیایی و رهایم سازی
تو نیز لگدی بزنی و دیوارهایم رو فرو ریزی
آه...
من بوی پاییز را می شنوم
بانوی شبهای مهتابی من
جانِ خستهِ رو به ویرانی من
"برگرد"


"حصار آسمان"

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۰۰ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حصار آسمان
پنجشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۵، ۱۱:۵۹ ب.ظ حصار آسمان
تا دیر نشده...

تا دیر نشده...

نمیدانم این عاشق سرگشته و این شاعر حیران

تا کدامین طلوع زنده است و در کدامین غروب مرده

اما این را میدانم که عشق، ریشه دارد!

ادامه مطلب...
۰۴ شهریور ۹۵ ، ۲۳:۵۹ ۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان