حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۲۱ مطلب با موضوع «دل نوشته» ثبت شده است

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۳۰ ب.ظ حصار آسمان
جان فدا در رهِ جانانه ی عشقیم هنوز

جان فدا در رهِ جانانه ی عشقیم هنوز

از نظر من؛
بزدل ترین مرد کسیه که عشقو توی یه زن پیدا کنه، بیدارش کنه، ولی نخواد کنارش باشه
نخواد دل بده به دلتنگیاش
نخواد شونه بشه واسه درداش
نخواد بمونه پای عشق و عاشقی کردناش

یادت باشه یه مرد هرگز پا پس نمیکشه
مشکلات هست، درد هست، این روزا چیزی که زیاده، مشکلاته!
اما تا روی دل عزیزترین فرد زندگیت غیرت نداشته باشی، نمیتونی شجاعت کنار زدن اون مشکلاتو پیدا کنی
تسلیم میشی
کم میاری
اون روحش لطیف تره، تحمل دردو نداره، تو کنارش باش
باور کنین دلخوشی زیاده، بخواین که ببینین
مشکلات باید وسیله ای بشه واسه نزدیک تر شدنتون به هم
نه ابزاری واسه دور کردن شما از هم! 
میون مشکلات پای هم بمونین
نزارین حرمت عشق لکه دار بشه ...
 

  • خ نوشت 1: شاید تنها دلخوشی این روزام این باشه که میدونی خیلی دوست دارم :) آدم وقتی غریب میشه، همین دلخوشی میتونه چراغ دلشو روشن کنه. اینم بدون که وایسادم تا آخرش
  • خ نوشت 2: خوشحالم از اینکه تو همونطوری بودی که دلم بهم میگفت. نه عقلم. 
  • خ نوشت 3: حتی اگر به هر دلیلی موندنی نبودی، اینو بدون که یه جایی توی این دنیا یه تکیه گاه امن هست که همیشه هست، فقط واسه تو ... میتونی با خیال راحت بهش تکیه کنی
  • پی نوشت 1: 

    جان به کف؛ خنده به لب، شعله به دل، شور به سر
    جان فدا در رهِ جانانه ی عشقیم هنوز
    #مولانا

  • پی نوشت 2: 

    نسبت عشق به من، نسبت جان است به تن
    تو بگو، من به تو مشتاق ترم یا تو به من؟!
    #فاضل_نظری

  • پی نوشت 3: 

    هزار نامه نوشتم بدون ختم کلام
    حدیث شوق به پایان رساندنش سخت است
    #سجاد_سامانی

  • توضیح: پست های ارسالی امروز، همشون دیشب با زمان بندی ارسال شدن تا در طول روز به صورت خودکار ارسال بشن. مطالب کانال بود که انباشته شده و باید ارسالشون میکردم. البته هنوز تموم نشده. سر فرصت بقیه رو هم میزارم
۲۴ تیر ۹۶ ، ۲۳:۳۰ ۱۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۰۵ ق.ظ حصار آسمان
خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردان

خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردان

یادت که نرفته یه نفر اینجا منتظره!
میشه با همدلی این زندگی رو ساخت
فقط کمی دیوونگی میخواد!
ریسک داره اما ارزشش رو داره
من که دیگه انتخابمو کردم
خودتم میدونی بهتره به فکر تغییر نظرم نباشی
اینقدر ازم نخواه دست بکشم
حالا که باعث آخرین امیدم شدی، بزار ببینیم عشق چطور مسئله هامون رو حل میکنه
حالا که اومدی، به حرفام فکر کن
حرفام خالی از منطق نیست
دارم از کسی حرف میزنم که بیقراری دلهای عاشق ما رو دیده
توی تمام لحظات ما حضور داشته
دارم از قدرت و مهربونی همون خدا حرف میزنم
دارم از قدرت دلهای عاشقمون حرف میزنم که وقتی به هم بپیوندن، دیگه هیچ مانعی جلودارش نیست
فقط کافیه بخوای و بهش ایمان داشته باشی
این دعا با یه دل مستجاب نمیشه
دو تا دل میخواد که یکدل شن
همون چادر نماز خوشگلت رو سر کن
ازش بخواه عزیزترین
نمیدونم آخرش چی میشه
اما هر چی بشه، خوب و بد، پاش هستم
اگه خدا با ما باشه که هست، آخرش بد نمیشه!
پس تو هم باش ...
تا دنیا رو زیر و رو کنیم ...
 

  • دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟
    خداوندا دعای دوستان را بی اثر گردان

    من از دنیا به جادوی تو دل خوش کرده ام ای عشق
    طلسمی را که بر من بسته بودی، بسته تر گردان

    به جای اینکه هیزم بر اجاقی تازه بگذاری
    همین خاکستر افسرده را زیر و زبر گردان

    من از سرمایه عالم همین یک "قلب" را دارم
    اگر چیزی دگر مانده است، آن را هم هدر گردان

۲۱ تیر ۹۶ ، ۰۰:۰۵ ۹ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۵۷ ق.ظ حصار آسمان
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم

مدتی بود که وقتی صبحا از خواب بیدار میشدم، تا شب موقعی که میخواستم بخوابم، مدام تعدادی از عیبامو پیدا میکردم.
این شده بود کارِ هر روزم.
بعضی از روزا چنتا از عیبامو میدیدم
بعضی از اونا رو میدونستم ولی تا به اون روز به این دید نگاهش نکرده بودم؛
و بعضی دیگه رو اصلا نمی دونستم!
همین شد که بعد از مدتی کلا از خودم بدم اومد
با خودم میگفتم که من دیگه کی ام و این دیگه چه وضعشه!
تا اینکه یه روز طبق عادت همیشگی، یه سری زدم به کتابخونه
از بخش روانشناسی عملی، یه کتاب به نام "تکبر پنهان" نوشته آقای علیرضا پناهیان انتخاب کردم
آره همین آقا پناهیان خودمون که چنتا از فیلماشو توی وبلاگ گذاشتم.
توی مقدمه کتاب به مطالب جالبی برخوردم
نوشته بود که آگاهی انسان به عیوب خودش، هم رده با "زهد" و "شناخت کامل دین" طبقه بندی شده!
و اگر خدا خیر بنده ای رو بخواد، چشمش رو نسبت به عیوب خودش بینا میکنه!
و همچنین از اون به عنوان یکی از بزرگترین نعمات خدا نام برده شده بود
در ادامه متن کتاب نوشته بود که مهمه که انسان عیب هاش رو ببینه، به دو دلیل:
یک اینکه تلاش میکنه تا عیب هاش رو برطرف کنه
دو اینکه دیگه غرور بیجا نداره و میدونه پر از عیبه و همچنین دیگه به دیگرانم سخت نمیگیره چون میدونه اونا هم مثل خودش آدم هستن!
مهم نیست چقدر بتونه عیب هاش رو برطرف کنه. همین که تلاش بکنه، کافیه!
یکی از چیزایی که واقعا منو به تعجب آورد این بود که فهمیدم، خدا اعتراف به گناهانمو شرمندگی بخاطر اونا رو بیشتر از کارهای خیرم دوست داره! و حتی به خاطر این کارم به فرشتگان خودش مباهات میکنه!
قربون خدا برم که حساب کتابش با ماها خیلی فرق داره ...

  • یکی از عیب هام اینه که من به هیچ وجه طاقت پاک بودن رو ندارم! یعنی به محض اینکه احساس پاکی میکنم، چنان غرور بیجایی منو میگیره که دیگه نه میتونم یه دعای خوب داشته باشم و نه مناجات درست و حسابی! داشتم به این فکر میکردم که چ خوب میشه اگر این حال رو نداشتم ولی تا اون موقع عجالتا با همین چند قلم گناه بهتره کنار بیام! چون غرورمو میشکنه و باعث میشه با سرافکندگی و شرمساری برم پیش خدا! و چه خوب گفتن که: گناهی که تو رو اندوهگین کنه، بهتر از کار خیریه که باعث غرورت بشه!
  • یکی دیگه از عیبام این بود که وقتی عصبانی میشم، حرفایی میزنم که بعدا ازش پشیمون میشم. البته قبلا اینطوری نبودم. خب البته با تلاش و پیگیری، این مورد رفع شد.
  • مهمترین عیوب ما، پنهان بودن عیوب ماست! و بدتر از آن وقتی است که عیب های ما پشت سر کارهای خوب پنهان میشوند و ما آنها رو توجیه می کنیم.
  • عنوان از فاضل نظری: یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم / یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج
۲۰ تیر ۹۶ ، ۱۰:۵۷ ۹ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
حصار آسمان

فکرِ تغییرِ منِ عاشق نباشی بهتر است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۷ تیر ۹۶ ، ۲۲:۴۴ ۰ نظر
حصار آسمان
يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ق.ظ حصار آسمان
انتظارات غیرِ واقع نداشته باش بانو جان!

انتظارات غیرِ واقع نداشته باش بانو جان!

انتظارات غیرِ واقع نداشته باش بانو جان!
من از کجای دنیایم بیرونت کنم؟
روزگاری تو در عمق قلب غم گرفته من تپیدن آغاز کردی
تپیدی و شدی سررشته کلماتم
کلماتی که بعدها هزاران جمله از آنها ساخته شد
جملاتی که دنیایی را ساختند به نام من!
اکنون سلول به سلول،
مویرگ به مویرگ،
تپش به تپش
نام تو را 
یاد تو را
عشق تو را
در عمیق ترین نقطه دست نیافتنی شان پنهان کرده اند
من از کجای این "من" بیرونت کنم؟
وقتی که حتی اگر نباشی هم
سلول به سلول
تو را تداعی میکنند تا از من
تو را خلق کنند!
این "من" در حقیقت همان تویی هستی که
روزی با دوست داشتنت پایش را به این هستی کشانیدی!
در ژنوم تک تک این سلول ها
ژن دوست داشتنت به یادگار مانده
نه تنها من، بلکه نسلهای پس از من نیز؛
از همان ابتدایی ترین نفس تا آخرین تپش
دوستت دارند!
آری عزیزم ...
عشقی که تو شروعش کردی
پایانی ندارد ...
تو ما را از همان ابتدا نشان کردی
تا نسل به نسل
از امروز تا ابد، در قلب خونین خود عشق تو را
و در لبان خاک گرفته خود، نام تو را
و در ذهن پریشان خود، نقش تو را
پاس داریم و محافظت نماییم ...
ای عزیزتر از هر چه که هست ...
آری من با تمام سلول های تنم
دوستت دارم!

۱۱ تیر ۹۶ ، ۱۱:۲۶ ۱۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
حصار آسمان
شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۵:۴۱ ب.ظ حصار آسمان
نخونید که این پست ارزش خوندن نداره ...

نخونید که این پست ارزش خوندن نداره ...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۱۰ تیر ۹۶ ، ۱۷:۴۱ ۱۰ نظر
حصار آسمان
دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۰۲ ب.ظ حصار آسمان
شاید لازم باشد که چند باره بشکنی!

شاید لازم باشد که چند باره بشکنی!

شاید باید یکبار هم که شده این حس را تجربه کنی؛
اینکه برای کسی که برایت مهم است مهم نباشی !
قطعا اول باور نمی کنی؛ به دنبال دلایلی میگردی که اثبات کنی برایش مهم هستی!
وقتی برای قانع کردن خودت چیز خاصی پیدا نمی کنی یک تلخی ناجور پس زمینه لحظه هایت میشود و بعد از آن تقلایی بیهوده!
تقلاهای بیهوده هم که به جایی نرسید دچار عدم اعتماد به نفس میشوی. با خودت میگویی من زشتم، من کمم!
و فکر می کنی لابد پای از ما بهترانی وسط است.
این موقع ها دیگران هر چقدر هم که به گوشت بخوانند تو بهترینی و لایق بهترین ها؛ تو فقط شنونده کلیشه ای ترین جمله دنیایی!
میدانی این داستان از یک آدم به آدم دیگر ادامه دار میشود!
روزی میرسد که می بینی انگار برای هیچکس مهم نیستی!
می شکنی و شاید لازم باشد که چند باره بشکنی! آنقدر بشکنی تا بالاخره روزی از تکه های شکسته ات هویتی شکل بگیرد و همان لحظه یکی دیگر می آید!
اما تو دیگر نمیتوانی خوب باشی! عاشق باشی! دیگر نمیتوانی شاد باشی! هرجا که میروی یاد خاطرات گذشته ته مانده روحت را هورت می کشند!

  • پی نوشت1:
    من چاهی را تعلیم کرده ام
    که به آبی نمی رسد، ولی
    چه تاریکی زیبایی ...!

    #بیژن_الهی

 

  • پی نوشت2:
    آخرین پرنده را هم آزاد کرده ام
    اما هنوز غمگینم
    چیزی در این قفسِ خالی هست؛
    که آزاد نمی شود!

    #گروس_عبدالملکیان

 

خ نوشت:

می گویند "گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است!"
ولیک ...
من هزاران هزار دوره دعا را به سر رسانده ام
و هر غروب با دستانی خالی از "تو"
هم شرمنده عشق گشتم و
هم شرمنده دل!
شاید اگر به جای تو، مرگ را طلب میکردم
خیلی پیش تر از اینها درخواستم اجابت شده بود!
چرا که حداقل میدانم، این دیگر حق است ...
تنها حقی که دیگران نمیخورند!
من دیگر درست نمیشوم عزیز ...
قلب من در یکی از شب های پیش از این، دچار شده
لطفی بکن
در حقم دعای مرگ کن
تا هم تو راحت شوی و هم من!
تو را به جان عزیزترین فرد زندگیت قسم
برایم دعای مرگ کن ...
تنها چیزی که یارای رهایی من از این حجم از درد را دارد، مرگ است
حالم خوش نیست
بیمار نیستم، بیچاره ام ...
دردمند نیستم. من خودِ دردم !

۰۵ تیر ۹۶ ، ۲۲:۰۲ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
حصار آسمان