حصار آسمان

حصار آسمان در پهنه بی کران آبی رنگ خود جویای رنگی ست که عشق را معنا کند

۱۰۲ مطلب با موضوع «دل نوشته» ثبت شده است

شنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ب.ظ حصار آسمان
این متن را با حوصله بخوانید

این متن را با حوصله بخوانید

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۳ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۰۲ ۴ نظر
حصار آسمان
جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۱۱:۳۰ ب.ظ حصار آسمان
ای مهمان قلب خسته ام

ای مهمان قلب خسته ام

ای مهمان قلب خسته ام
بانوی این شاعر تنها مانده
میخواهم بدانی من حرف آخرم، همان حرف اولم ست!

ادامه مطلب...
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۲۳:۳۰ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۷:۱۵ ق.ظ حصار آسمان
چقدر بغض دارد دل من

چقدر بغض دارد دل من

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۲ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۱۵ ۰ نظر
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۴۵ ب.ظ حصار آسمان
دوستت دارم

دوستت دارم

من اینجایم
درست نقطه ای مقابل تو و لجبازیهایت
بی اندازه صبور و بی اندازه عاشق
دیگر مهم نیست تو بخواهی یا نخواهی!
من دوستت دارم

ادامه مطلب...
۲۰ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۴۵ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۴۱ ب.ظ حصار آسمان
از فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس

از فراقت سوختم ای مهربان فریاد رس

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۴۱ ۱ نظر
حصار آسمان
چهارشنبه, ۲۰ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۰۳ ب.ظ حصار آسمان
عهد می بندم

عهد می بندم

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۲۰ مرداد ۹۵ ، ۱۷:۰۳ ۱ نظر
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۵۳ ب.ظ حصار آسمان
این نفس از کار فتادست

این نفس از کار فتادست

خاموشم و از غصه خاموشی من قلب خدا ریخت
ماه شد قطره و بر صورت شب چکه شد و  ریخت

خاموشم و از بنی آدم شده ام سخت فراری
این شد وطن آخر دلبستن و این گریه و زاری

ادامه مطلب...
۱۹ مرداد ۹۵ ، ۱۸:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
سه شنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۲۸ ب.ظ حصار آسمان
ای آرامش محض

ای آرامش محض

رو به سوی تو گام می نهم

تقدیر من این بود که به سوی تو بیایم

و سرنوشت من است که در تو حل شوم

ای آرامش محض

ادامه مطلب...
۱۹ مرداد ۹۵ ، ۱۲:۲۸ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۱۸ ب.ظ حصار آسمان
کلبه خرابه ای در دشت به نام قلب

کلبه خرابه ای در دشت به نام قلب

روزی روزگاری خانه ای بود که سقف نداشت ، در آن خانه اجاقی بود که مشعل نداشت. دیوار هایش ترک خورده و کوتاه ، خورده و خمیده. آن خانه در دیاری بود که خورشید نداشت. ماه نداشت، ستاره ای هم نداشت. شبانش تیره و تار و روزهایش کدر و غبار آلود. نه رفتی و نه آمدی. نه شوری نه سروری. نه نغمه آواز بلبلی شنیده میشد و نه آوای پر پرنده ای. همه جا گویا سیاهی بود و سکوت و گیجی. سیطره سنگین سکوت بود و هوای بغض آلود و نفسی سرد و آهی پر درد. دیاری که نامش دل بود....

ادامه مطلب...
۱۸ مرداد ۹۵ ، ۲۲:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان
دوشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۵، ۰۹:۴۲ ب.ظ حصار آسمان
میدانم رهایم نمیکنی

میدانم رهایم نمیکنی

خداوندا، باور کن نمیتوانی آنطور که من تو را رها کرده ام، مرا رها کنی.
تو که تواناترینی باور کن نمیتوانی این کار را انجام دهی.
هر چند میدانم تو برای دیدار من از من مشتاق تری.
میخواهی باور کنم خدایی که مرا با تمام پستی ها و کاستی هایم پذیرفته
و دست نوازشش را بر سرم میکشد، مرا از درگاه خود میراند؟

ادامه مطلب...
۱۸ مرداد ۹۵ ، ۲۱:۴۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حصار آسمان